خانه / تعلیم و تربیت / گزیده ای از مباحث جلسه 8 شرح اسفار ملاصدرا

گزیده ای از مباحث جلسه 8 شرح اسفار ملاصدرا

گزیده ای از مباحث جلسه 8 شرح اسفار ملاصدرا- 1394/09/28

مدرس: مسعود تلخابی

عبارت اسفار درباره الحمد لله، جلسات گذشته صحبت کردیم و امروز به عبارت بعدی اش که «فَاعِلِ کُلِّ مَحسُوسٍ وَ مَعقُولٍ» می پردازیم.
مطلب اول:
کلمه فاعل خود اسم فاعل است که به معنی کننده کار است. یکی از شئونی که در قرآن برای خداوند نسبت داده شده است، “فعل” است. عنوان فعل در قرآن به خداوند در قالب افعال نسبت داده شده است؛ مثلا «یَفْعَلُ مَا یَشَاء»؛ انجام می دهد آن چه را که می خواهد. می دانید که در قرآن آن شئونی که به خداوند نسبت داده شده است، گاهی در قالب اسماء است و گاهی در قالب افعال. ما برای این که شناخت جامعی از خداوند به دست بیاوریم، هم می بایست اسمائی را که در قرآن به خداوند نسبت داده شده را شناسایی کنیم که تحت عنوان اسماء الحسنی مطرح می شود و هم افعالی را که به خداوند نسبت داده شده شناسایی کنیم. از جمله افعالی که به خداوند نسبت داده می شود، خود فعل یَفعَلُ (انجام می دهد) است. بنابر این طبق این ما می توانیم خداوند را فاعل هم بنامیم؛ کسی که کاری را انجام می دهد.
پس مطلب اول ما این شد که انتساب فاعل به خداوند از دیدگاه قرآن و شریعت جایز و رواست چه ما تنها می توانیم شئونی را به خداوند نسبت دهیم، این را ادب قرآن حکم می کند، که تنها شئونی را به خداوند نسبت دهیم که در شریعت آمده باشد؛ در قرآن و سنت آمده باشد. کسی اگر اعتراض کند که ما از اسماء حسنی، فاعل را نداریم، می گوییم که نه، ما فعل یَفعَلُ را داریم که به خداوند نسبت داده شده است؛ بنابر این می توانیم از این، اسم فاعل را هم استنباط و اتخاذ کنیم.
مطلب دوم:
فعل برای پیدایش خودش نیازمند چند امر است؛ یکی از آن چیز هایی که فعل در پیدایشش نیازمند آن است، فاعل است؛ فعل آن کاری است که، آن تأثیری است که از فاعل سر می زند. علاوه بر فاعل، فعل در پیدایشش به قدرت نیازمند است؛ بایستی قدرتی وجود داشته باشد که فعلی صادر شود. علاوه بر قدرت، اراده و وجود اراده هم در پیدایش فعل ضروری است؛ این که من چیزی را بخواهم و چهارمین چیزی که در پیدایش فعل ضروری است، داعی است یعنی آن سبب و علتی که فاعل را به انجام فعلی وا می دارد. قدرت، داعی و فاعل [و اراده] یک پیوندی با همدیگر دارند؛ ما می توانیم چنین طرحی را سامان بدهیم که فعل در مرکز این پدیده ها قرار می گیرد:
فیلسوفان می گویند «إنَّ الفِعلَ بِدونِ دَاعِی مُحَالٌ»؛ فعل بدون داعی محال است. اراده به اضافه داعی به اضافه قدرت، فاعلیت را ایجاد می کند، فاعل را می سازد و از فاعل، فعل سر می زند.
مطلب سوم:
در تعریف فاعل این گونه نوشته اند: «الفَاعِلُ موجُودٌ لَهُ أثَرٌ فِی الغَیر»؛ فاعل موجودی است که در غیر خود اثری داشته باشد.
مطلب چهارم:
فاعل را به دو قسم می شود تقسیم کرد:
1) فِعلُهُ عَلی سَبِیلِ القَصدِ وَ الإرَادَة؛ فاعلی که فعل او به طریق قصد و اراده است. قصد و اراده منظور این است که چیزی را می خواهد. فیلسوفان در تبیین پیدایش فعل، این گونه می گویند که نخست تصور فعل هست؛ فعل در ذهن شخص متصوَّر می شود، بعد احتساب سود و زیان است، بعد اگر زیان بود، سدی در برابر آن ایجاد می شود و اگر احتساب سود بود، اشتیاق ایجاد می شود؛ وقتی اشتیاق ایجاد شد، اراده ایجاد می شود و وقتی که اراده ایجاد شد، قوا به کار می افتند و بعد فعل صادر می شود به طریق اراده و قصد یعنی می خواهیم چیزی را به دست آوریم.
2) فِعلُهُ عَلی سَبِیلِ الفَیَضَانِ وَ العِنَایَة؛ فاعلی است که فعل او به طریق فیضان و عنایت است. کلمه فیضان و فیض به این معناست که شما یک لیوانی را بگذارید این جا؛ یک پارچ آب باشد؛ پرش کنید، چنان پرش کنید که لبریز شود؛ این لبریز شدن را فیضان می گویند و عنایت هم به معنی توجه است یعنی به فعلی توجه می کند و آن فعل موجود می شود.
درباره فاعلیت نوع اول، غایت فعل حادث است یعنی فاعل فعل را انجام می دهد تا به غایتی برسد؛ غایتی را احداث کند اما در دومی غایت فعل حادث نیست؛ به همین خاطر درباره فاعلیت خداوند گفته اند که «إنَّهُ هُوَ الفَاعِلُ وَ الغَایَة»؛ او فاعل و غایت است؛ هم فاعل است و هم غایت. در ادامه کلمات ملاصدرا این را هم خواهم گفت.
درباره فیض که این جا گفتیم، این گونه سخن گفته اند که «فیض، فعل فاعلی است که فعل او دائم بود و برای غرض و عوض نباشد».
بعد ها نظریه فیض را در جایش خواهم گفت. فقط در توصیف فاعلیت بدانید که فاعلیت بر دو نحو قابل تصور است.

نویسنده: سهیلا جعفری

همچنین ببینید

اکنون، فردیت و زیبایی

سه مفهومی که مدام درنوشته های پاره ای از روشنفکران ما  تکرار می شوند عبارتنداز: …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *