خانه / لغت نامه فلسفی / ابن طفیل، ابوبکر محمد (اندلس ح۵۰۰ـ مراکش ۵۸۱ق)

ابن طفیل، ابوبکر محمد (اندلس ح۵۰۰ـ مراکش ۵۸۱ق)

لغت نامه دهخدا (1377):

ابن طفیل. [ اِ ن ُ طُ ف َ ] (اِخ ) ابوبکر محمدبن عبدالملک بن طفیل قیسی اندلسی. یکی از مشاهیر حکمای عرب اسپانیا. ظاهراً در اوائل مائه ٔ ششم هجری در وادی آش شهری کوچک در اندلس متولد گشته است. او شاگرد ابن باجه ٔ معروف است و در طب و علوم ریاضی و فلسفه و نیز شعر مقامی شامخ دارد. وی را در دربار موحدین مکانتی بلند بود و سمت وزارت و طبابت خاص و رازداری ابویعقوب یوسف دومین سلطان این سلسله (558 -579 هَ.ق.) داشت. ابن الخطیب مورخ شهیر غرناطه در نیمه ٔ اول مائه ٔ هشتم گوید ابن طفیل در این شهر شغل طبابت می ورزید و هم بدانجا دو کتاب طب تألیف کرد، و قطعات بسیاری از اشعار او را در این تاریخ آورده است. مورخ دیگر مائه ٔ هفتم عبدالواحد مراکشی که درک صحبت پسر ابن طفیل کرده از گستاخی و بی تکلفی ابن طفیل با یوسف موحدی حکایاتی آورده است و باز گوید من خود عده ای کثیر از کتب او را در شعب حکمت و کتاب النفس او را به خط وی دیدم. ابن طفیل از تقرب خویش نزد یوسف حسن استفادت کرده و دوستان حکیم خویش را به پادشاه نزدیک ساخت، از جمله آنگاه که یوسف کتب ارسطو را به ساده ترین صورتی شرح و تفسیر شدن می خواست ابن طفیل، برای این مقصود حکیم جلیل اندلس ابن رشد را بدو معرفی کرده و ابن رشد این تقاضا بپذیرفت و به شروح معروف خویش پرداخت. وفات ابن طفیل در مراکش به سال 581 بود و یعقوب بن یوسف سلطان موحدی به جنازه ٔ او حاضر آمد. از تألیفات او علاوه بر دو کتاب طبی سابق الذکر کتابی دیگر به نام اسرار الحکمة الاشراقیه است که شاید همان مقالة فی النفس یا مقاله ٔ فلسفی دیگر باشد. ابن ابی اصیبعه گوید مکاتباتی میان او و ابن رشد در مسائل مختلفه ٔ طب بوده است. خود ابن رشد در شرح اوسط مقاله ٔ کائنات الجو (فصل دوم) آنجاکه از اقالیم و از قسمت معمور و مغمور زمین بحث می کند کتابی از دوست خود ابن طفیل در همین موضوع نام برده است و باز ابن رشد آنجا که به نظام بطلمیوس راجع به فلک تدویر و فلک خارج مرکز شدیداً اعتراض می کند گوید نظریه ٔ ابن طفیل در این امر کاملتر و مشتمل فواید جَمّه است و از گفته ٔ ابن رشد بر می آید که ابن طفیل را در نجوم ید طولی و قدح معلی بوده است. ابواسحاق بطروجی شاگرد ابن طفیل در مدخل کتاب خود در نجوم گوید: بیاد داری که قاضی ابوبکربن الطفیل بما می گفت که نظامی نجومی نو با قواعدی جدید برای حرکات مختلفه ٔ افلاک یافته است مخالف اصول و قواعدی که بطلمیوس نهاده و به موجب آن نظام به تصویر فلک تدویر و فلک خارج مرکز احتیاج نیفتد و تمام مشکلات فن حل شود و اختلافی باقی نماند ونیز وعده کرد که آنرا خواهد نوشت و مرتبه ٔ عالی او را در علم همگی می دانیم – انتهی. لکن کتابی که سبب شهرت ابن طفیل در مغرب شده مقالتی است فلسفی در صورتی نو و بِدْع به نام رساله ٔ حی بن یقظان و آن افسانه ٔ مردی است که بی وسیله ٔ توالد و تناسل عادی، در جزیره ای از نواحی خط استوا به وجود آمده و آهوئی او را شیر داده و چون به سن رشد رسیده نزد خود به تفکر پرداخته و از محسوسات به قواعد طبیعی و روابط اشیاء با یکدیگر پی برده است و سپس در امور مابعدالطبیعه اندیشیده و وجود روح و صانع را معتقد شده است. آنگاه مردی دینی موسوم به ابسال به جزیره ٔ مسکن او آمده و به او زبان آموخته و این دو تن دریافته اند که هر دو، یکی از راه اندیشه و فکر و دیگری از طریق دین به مقصد واحد رسیده اند.

همچنین ببینید

زلزله

سيد نعمة اللّه جزايرى گويد زلزله‏اى در شيروان بوقوع رسيد و تلفات بسيارى داشت در …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *