خانه / تعلیم و تربیت / اتصال به معقولات؛ گزیده مباحث جلسه 14 شرح اسفار ملاصدرا

اتصال به معقولات؛ گزیده مباحث جلسه 14 شرح اسفار ملاصدرا

اتصال به معقولات؛ گزیده مباحث جلسه 14 شرح اسفار ملاصدرا

مدرس: مسعود تلخابی

الاتِّصَالُ بِالمَعقُولات: کلمه اتّصال در برابر انقطاع قرار می گیرد؛ بریدن، پیوستن؛ منقطع شدن، متّصل شدن. اتّصال اصطلاحی است که هم فیلسوفان به کار می برند و هم عرفا به کار می برند؛ در اصطلاح عرفا اتّصال با وصول و وصال هم معنی است؛ واصل شدن به خداوند و رسیدن به او. الاتِّصَالُ بِالمَعقُولات یعنی پیوند برقرار کردن با معقولات.
اما منظور از معقولات در الاتِّصَالُ بِالمَعقُولات چیست؟ معقولات جمع معقول است. معقول در اصطلاح فیسوفان و در مکاتب مختلف فلسفی به معانی مختلفی به کار رفته است:
1. در برابر محسوس: مهم ترین و نخستین معنایی که برای معقول وجود دارد، چنان که می دانید، در برابر محسوس است. محسوس به آن چیز هایی می گوییم که به حسّ دریافته شده باشند. معقول به آن چیز هایی می گوییم که با عقل دریافته شده باشند. برخی از فیلسوفان دریافته های عقل را بر دریافته های حسّ ترجیح می دهند؛ می گویند چون حسّ خطاکار است، نمی شود به دریافته های حسّ اتّکاء کرد؛ بلکه به دریافته های عقل، بیشتر از حسّ می شود اتّکاء کرد. دریافته های عقل معرفت های یقینی اند.
2. عقل: در مکتب فلسفی «افلاطون»، معقول با عقل هم معنی است و به معنی «موجودات مجرّد از مادّه» است و عالم معقولات، در اصطلاح افلاطونیان یعنی جهان مُثُل؛ مُثُل مجرّد موجود در ورای جهان محسوس یا بگوییم جهان مُثُل مجرّد موجود در ورای جهان محسوس. ما معقول می گوییم و منظورمان این [جهان مُثُل مجرّد موجود در ورای جهان محسوس] است.

[معقول از دیدگاه ابن سینا]

ابن سینا می گوید برای معقول (به معنای موجودات مجرّد)، سه نحوه از وجود هست:
1) وجود متکثّر آن ها در محسوسات: یعنی این معقولات، این موجودات مجرّد در انواع هم یک تعیّن و یک تحقّقی دارند؛ شما به معنای مُثُلی اش بگیرید؛ البته ابن سینا به مُثُل چندان قائل نیست ولی این موجودات مجرّد یا عقلی که در عالم ورای محسوسات هست، در موجودات متکثّر محسوسات هم یک تعیّنی دارد.
2) وجود آن ها در عقل انسانی: در خرد ما، در قوای ادراکی ما، این معقولات هم متعیّن اند و وجود دارند.
3) وجود آن ها در عالم معقولات.
سوال: منظورش ملائکه است؟
ملائکه هم بله؛ موجودات مجرّد که در اصطلاح شریعت به آن ها مَلَک گفته می شود.
مرتبه اول را می گوید «وجود مع الکثرة». مرتبه دوم را می گوید «وجود بعد الکثرة». مرتبه سوم را می گوید «وجود قبل الکثرة». انگار این جهان و معقولاتی را که در این جهان وجود دارد، در سه صقع، در سه منطقه، در سه قلمرو، تعیّن و موجودیت دارند؛ یکی در قلمرو محسوسات است و تک تک افراد محسوس که در آن ها متعیّن است؛ دیگری در قلمرو ذهن ماست و سومی، عالم معقولات؛ یعنی طبق دیدگاهی که ابن سینا دارد و از او نقل شده است، این سه قلمرو را قلمرو کینونت و تحقّق و بودن معقولات می شمارد. پس هم در عالم عقول و هم در ذهن و هم در محسوسات این ها موجودیت دارند.

[معنی اتصال به معقولات]

حالا وقتی از اتّصال به معقولات صحبت می شود، یعنی خرد انسانی یا نفس ناطقه انسانی یا در تعبیری جامع تر خود انسان توان اتّصال به عالم معقولات را دارد؛ یعنی انسان می تواند با عالم معقولات، متّصل شود؛ پیوند برقرار کند. ملاصدرا در این جا از اتّصال صحبت می کند؛ بعد ها خواهیم دید که از اتّحاد هم صحبت می کند؛ نه تنها این نوعی اتّصال است، بلکه نوعی اتّحاد هم هست که حالا یکی از آن معانی ای که برای اتّصال وجود دارد، این اتّصال وجودی است که این اتّصال وجودی با اتّحاد هم معنی است؛ وقتی متّصل شد، دیگر هویّتی اسمی فقط برایش می ماند، هویّت حقیقی برایش باقی نمی ماند. پس یکی از آن عناوینی که تحت عنوان کمال انسانی معرفی می شود، الاتِّصَالُ بِالمَعقُولات است؛ چیزی که برای عموم مردم در دسترس نیست و بایستی یک مسیری را طی کرد که به این اتّصال رسید.

نویسنده: سهیلا جعفری

همچنین ببینید

فلسفه و دین

“فلسفه” و “دین” در طول تاریخ روابط مختلفی با هم داشته اند. این روابط را …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *