خانه / تعلیم و تربیت / ستایش و سرزنش
ستایش و سرزنش

ستایش و سرزنش

«جوئل فینبرگ» اظهار داشته كه «مسؤولیت اخلاقی موضوعی است كه همه ما در آن دچار سر در گمی هستیم». شاید این سر در گمی درهیچ کجا آشکارتر از درک ما از ستایش و سرزنش نباشد. سه روایت تأثیرگذار فلسفی از رویه های روزمره ما در ستایش و سرزنش، از نظر چگونگی توجیه آن ها، مقایسه می شوند. از یک سو، رویكرد كانتی عمدتاً مسؤولیت اقدامات را متکی بر شکل های خود-كنترلی می نگرد كه به ایده اراده آزاد اشاره دارد. به همین دلیل ستایش و سرزنش توجیه می شود زیرا شخص آزادانه اقدامات خود را انتخاب می کند. ستایش و سرزنش پاسخ به شخص به عنوان انتخاب کننده اعمال، هستند. او به عنوان یک عمل کننده عاقل به رسمیت شناخته می شود. همان طور که کانتی ها تمایل دارند آن را بیان کنند. این روایت به شدت با دو روایت دیگر برای تفکر در مورد این مسأله در تضاد است. یکی فایده گرایی است، جایی که ستایش و سرزنش از نظر منافع اجتماعی آن ها توجیه می شود. یک رویکرد پیچیده دیگر تقریباً ارسطویی است. این رویکرد شامل شیوه ستایش و سرزنش از نظر روابط مداوم ما با یکدیگر است. این رویکرد بر اهمیت مسؤولیت پذیری متقابل، تربیت اخلاقی و ارزیابی شخصیت به لحاظ بسیاری از رذایل و فضایل تأكید دارد.

یکی از مفسران مدرن ادعا کرده، در نگرش ما به مسؤولیت اخلاقی، «ما هم اکنون کانتی هستیم». منظور از «ما» نه فقط فیلسوفان بلکه تمام افراد غربی است. یکی دیگر از چهره های اصلی این بحث، «برنارد ویلیامز»، موافق این است که کانت توجه گسترده ای از تفکر اخلاقی مدرن را به خود اختصاص داده است. اما همچنین ادعا می کند که در اعمال واقعی مسؤولیت پذیری ما تمایلات متضاد مهمی وجود دارد. از نظر «ویلیامز»، درک یونان باستان حقیقتا واقع بینانه تر و مفیدتر از از کانتی هاست. او ادعا می کند تا آن جا که ستایش و سرزنش مدرن ما معنا پیدا می کند، بهتر است آن ها توسط یک رویکرد (تقریبا) ارسطویی در نظر گرفته شوند.

تفاوت های مهمی بین ستایش و سرزنش وجود دارد. در واقع، سرزنش بیشترین توجه را به خود اختصاص می دهد. این تا حدی به این دلیل است که ستایش مشکل کمتری به نظر می رسد؛ سرزنش بی جا بسیار ناعادلانه احساس می شود چون در معرض سرزنش قرار گرفتن ناخوشایند و پرهزینه است در حالی که ستایش شدن این گونه نیست. اما توجه بیشتر به سرزنش اساسا به این دلیل است که سرزنش نسبت به ستایش ارتباط نزدیک تری با موضوعات فلسفی شدیداً مورد علاقه از جمله آزادی، مسؤولیت و استحقاق و شایستگی دارد. ما اغلب اشیاء بی جان (مانند آثار هنری یا ساختمان ها) و حیوانات (مثلاً یک حیوان خانگی وفادار) را ستایش می کنیم، اگرچه ما نمی توانیم چنین موجوداتی را مقصر بدانیم، هرچند که عمیقا از بودن با آن ها ناخرسند باشیم. با این وجود، تمرکز بر روی اشخاصی است که به وضوح امکان سرزنش و همچنین ستایش آن ها وجود دارد: انسان ها.

سرزنش چیست که فقط انسان ها را می توان سرزنش کرد؟ همه ما با نارضایتی، توبیخ و اتهام نسبت به اقدامات گذشته اشخاص آشنا هستیم. به همین ترتیب، همه ما احساس گناه، شرم یا عصبانیت حاصل از آن ها را می دانیم. فیلسوفان در مورد این که احساسات خاص تا چه حد ممکن است مورد سرزنش قرار بگیرند، اختلاف نظر دارند (این مربوط به بحث و جدلی گسترده تر است، در مورد این که احساسات، در صورت وجود، مبنای مناسبی برای عمل اخلاقی هستند). آن چه روشن است این است که سرزنش حاکی از مسؤولیت و مقصر بودن است. در این جا، مسؤولیت فقط دلالت بر این دارد که عمل را می توان با «شخص» مشخص کرد، به گونه ای که می توان به طور منطقی انتظار داشت که به نوعی پاسخگوی آن عمل باشد. یعنی لزوماً دلالت بر تقصیر یا مقصر بودن ندارد. این عقیده هست که وقتی شخصی «اشتباه» می کند، تقصیر آن به نوعی به او متصل می شود تا شایسته سرزنش باشد (فیلسوفان تمایل دارند که این را با عنوان «شایستگی سرزنش» توصیف کنند). چه معنایی باید به این عقیده های مقصر بودن یا شایستگی داشتن بدهیم؟ و چه چیزی ضروری است تا شخصی را به عنوان مسؤول قلمداد کنیم؟

منبع:

https://www.iep.utm.edu/praise/

مترجم: سهیلا جعفری

همچنین ببینید

حافظ و امکان بسط وجودی

بهاءالدین خرمشاهی در مورد حافظ نقل ظریفی دارد که باری می تواند راه و روزنه …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *