خانه / تعلیم و تربیت / حمد (7)؛ گزیده ای از مباحث جلسه 3 شرح اسفار ملاصدرا

حمد (7)؛ گزیده ای از مباحث جلسه 3 شرح اسفار ملاصدرا

حمد (7)؛ گزیده ای از مباحث جلسه 3 شرح اسفار ملاصدرا – 1394/08/09
مدرس: مسعود تلخابی

حمد نوعی از کلام و قول است. به قول ملاصدرا: «الحمد نوعٌ من الکلام». حمد نوعی از کلام و قول است یعنی حمد می تواند لسانی و زبانی باشد، می تواند فعلی و عملی باشد، می تواند حالی باشد.
پیش از این گفتیم ملاصدرا “حمد” را این گونه تعریف می کند: «حمد اظهار صفات کمال است».
اظهار را در نظر بیاورید و این که کلام و و قول نوعی اظهار است.
حالا این اظهار صفات کمال از ناحیه هر کسی باشد، باز به سه دسته تقسیم می شود: زبانی، فعلی، حالی.
از نمونه های حمد فعلی می شود دو تا مثال زد:
مثال اول: حمد خداوند خویشتن را. «لَا أُحْصِي‌ ثَنَاءً عَلَيْكَ، أَنْتَ كَمَا أَثْنَيْتَ عَلَي‌ نَفْسِكَ»؛ إحصاء به معنای شمردن، توانستن، ضبط کردن است؛ می فرماید من نمی توانم ثنائی بر تو یا نمی دانم ثنائی بر تو، تو چنان هستی که بر خویشتن ثناء می کنی. ملاصدرا می گوید إثناء در این جا إثناء فعلی است؛ این که إثناء فعلی چگونه است، خواهم گفت.
مثال دوم: حمد عمومی موجودات. آیه «إِن مِّن شَيْءٍ إِلاَّ يُسَبِّحُ بِحَمْدَهِ» را ملاصدرا حمد فعلی می داند یعنی موجودات با شئون خودشان خداوند را حمد می کنند.
از قسم زبانی و فعلی حمد کدام أقوی است؟
قسم فعلی حمد قوی تر است، رسا تر است؟ یا قسم زبانی؟ ملاصدرا می گوید فعلی قوی تر از لسانی است؛ دلیلی که می آورد این است که لسانی تخلف پذیر است چون الفاظ دلالت بر معنی می کنند، در لسانی ما لفظ داریم که دلالت بر صفات کمال می کند، این جا می گوید که لفظ چون وضعی است، می تواند تخلف کند اما فعلی تخلف پذیر نیست؛ تعبیری دارد، می گوید: «دلالةُ الفعل عقلیةٌ قطعیة لا یتصورُ فیها تخلفٌ»؛ در دلالت فعل که عقلی قطعی است، تصور خلاف نیست؛ مثل انسان عالم: انسان عالم می تواند خویشتن را حمد کند، بگوید من عالمم؛ در این احتمال دروغ هست ولی این که انسان عالم از مطلبی سخن بگوید، موضوعی را تبیین و تحلیل کند و شما از آن صحبت هایش پی به علمش ببرید، این فعلی است، این تخلف پذیر نیست؛ مثلا یک نفر مدعی فلسفه باشد و بگوید من چنین و چنانم؛ این می تواند درست باشد و می تواند غلط باشد؛ تخلف پذیر است ولی وقتی یک مسأله فلسفی را مطرح می کند و درباره اش صحبت می کند، این دیگر تخلف پذیر نیست؛ می تواند حاکی از میزان آگاهی فلسفی او باشد و می تواند حاکی از عدم آگاهی فلسفی او باشد؛ این دلالت عقلی قطعی است که تخلفی در آن نیست. ملاصدرا مثال انسان شجاع را می زند، می گوید انسانی را در نظر بگیرید که مدعی شجاعت است؛ هنوز آزمون پیش نیامده است؛ او می گوید من شجاعم؛ این می تواند تخلف بپذیرد یعنی می تواند درست نباشد ولی یک موقعیتی پیش بیاید، آن صفت شجاعتش را بروز بدهد، یک رفتار شجاعانه ای انجام بدهد، این دیگر تخلف پذیر نیست یا مثلا در مورد سخاوت، انسان سخی، باز همین طور اگر رفتار سخاوتمندانه ای از او صادر بشود، او می تواند مدعی باشد که این رفتارش حامد اوست؛ یک کلامی است فعلی؛ قولی است فعلی که حکایت از صفت سخاوت در او دارد؛ بنابر این دلالت فعل، أقوی از لسان است و به قول ملاصدرا تخلف پذیر نیست.
سوال: حمد حالی را مقایسه نمی کنید؟
پاسخ: ملاصدرا حمد حالی را مقایسه نمی کند، فعلی و لسانی را مقایسه می کند؛ حمد حالی را خواهم گفت که چه حالتی می تواند داشته باشد. این تفکیک سه گانه را ملاصدرا اول نمی آورد؛ فعلی و لسانی را می آورد، بعد فعلی و لسانی را با همدیگر مقایسه می کند، فعلی را أقوی از لسانی می داند؛ می شود این طور تلقی کرد که او حالی و فعلی را در یک ردیف قرار داده است ولی باید این ها را از هم تفکیک کرد چون حال معمولا ناشی از انفعال است، نه فعل.
می شود نکته ای در این جا مطرح کرد؛ گاهی اوقات ما تظاهر به یک فعلی می توانیم داشته باشیم. تظاهر به یک فعل می تواند از مدعای خودش تخلف بکند؛ مثلا انسانی سخی نباشد ولی برای تظاهر به سخاوت، پولی را به کسی بدهد؛ این تظاهر به سخاوت می تواند از مدعای خودش تخلف پذیر باشد. ما خیلی جا ها می توانیم تظاهر به فعل هم داشته باشیم.

نویسنده: سهیلا جعفری

همچنین ببینید

طبقه بندی موجودات (دیدگاه فخر رازی)

فخر رازی می گوید: “موجود”، از دو قسم خارج نیست: یا حقیقتِ آن، مستقلا [برای …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *