خانه / تعلیم و تربیت / در باب تربیت

در باب تربیت

انسان، این قابلیت[1] را دارد که به بهتر از آن چیزی که هست تبدیل شود. حالتِ بهتر انسان، نسبت به حالت پیشین، کمالِ او نامیده می شود. این قابلیت و استعدادِ انسانی مفهوم و نظریه هایی را مرتبط با عنوان “تربیت”[2] و “تزکیه” پدید آورده است. زندگیِ بهترِ انسان ها به احوالِ برترِ او مربوط است. انسان های برتر زندگی اجتماعی بهتری می سازند. در روند تربیت، پیش از هر چیزی شناخت حالات برتر انسان ضرورت دارد. تا حالات برتر انسان را نشناسیم، تربیت نه سمت و سویی خواهد داشت، و نه معنایی. افلاطون از “فضیلت سیاسی و انسانی[3]” سخن گفته، و دانستن آن را در روند تربیت ضروی انگاشته است.[4] منظور از “فضیلت”، رفتار، یا نگرش هایی است که استانداردهای اخلاقی بالایی را نشان می دهد، و کمال حالات او را حکایت می کند.
فخر رازی می گوید: کمالِ حال انسان در دو چیز است:
اول – در عرصه شناخت. اینکه انسان حق را بشناسد.
دوم: در عرصه فعل و رفتار. اینکه خیر را بشناسد، تا بدان عمل کند.
اگر اخلالی در این دو روند، – یعنی شناخت حق و شناخت خیر – پدید آید، او از رذیلت ها و نقائص پاک نخواهد شد. و از آنها طاهر نخواهد گردید.[5]لفظ “حق”[6] در معانی مختلفی به کار می رود:
اگر این لفظ بر ذات شیئ اطلاق شود، منظور آنست که آن شیئ موجودی است که به خودی خود دارای وجود حقیقی می باشد. اگر بر اعتقاد اطلاق گردد، منظور آنست که آن اعتقاد درست است، و با شیئ خارجی و واقعی مطابق می باشد، و اگر بر قول و سخن و خبر اطلاق گردد، منظور صادق بودن آنست.[7]“شناختن حق” به این معنی است که واقعیت را چنان که هست بشناسد، و محتوای ذهن خویش را مطابق با آن کند، و جز سخن راست بر زبان نراند. سخن راست دو ویژگی دارد: اول: مطابق با واقع است، دوم: موافق با باور گوینده می باشد. چنین انسانی بر شناختِ آراء و اقوالِ حق نیز قادر خواهد بود.
“خیر”[8]، قدر مشرک میان دو معنی است: دفع ضرر، حصول نفع.[9]انسان برتر قادر است رفتارهایی را که ضرر را دفع می کند و نفع را جلب می نماید، به خوبی بشناسد. علاوه بر آن، این شناخت، او را بر انجام “خیر” بر می انگیزاند.
روند تربیت و رشد، برای هر انسانی ضروری است. پیوند دادن تربیت و رشد با اموری مانند شغل، آزمون، مدرک، و … ارتباطی نا به جاست. این پیوند و ارتباط در نهایت به جایی می انجامد که اگر دغدغه شغل یا آزمون یا مدرک وجود نداشته باشد، به تربیت و رشد هم نیازی نخواهد بود.
تربیت و رشد تنها در سیستم های مرسوم انجام نمی گیرد. گاهی سیستم های مرسوم تبدیل به “ضد تربیت” می شوند. به جای اینکه اهداف تربیت (شناخت حق و خیر) مشوق فرد برای رشد باشد، امور قراردادیی مانند نمره، آزمون، مدرک، جایزه، شغل، امتیاز، رتبه و … جای آنها را می گیرد، و در نهایت بنای تربیت را فرو می ریزد، و “ضد تربیت” با نام “تربیت” به جای “تربیت” می نشیند.
برای داشتنِ انسانِ سالم و برتر و جامعه بهتر، تربیت برای هر کسی در هر شغلی، و در هر سنی ضروری است. تربیت خود هدف غایی است.

پی نوشت ها:
[1] – قابلیت را به معنی “استعداد” دانسته اند. برخی نوشته اند: قابلیت استعداد برای پذیرش و انفعال است. برای مثال می گویند: او برای خوردن قابلیتی ندارد. نسفی گوید: ماهیت آدمی قابلیت و استعداد دارد. (الانسان الکامل / 216)
[2] – education
[3] – human and political virtue: برخی از مترجمان آثار افلاطون این عنوان را “قابلیت انسانی” ترجمه کرده اند، که به نظر دقیق نمی آید.
[4] – Apology / 3
[5] – تفسیر مفاتیح الغیب؛ فخر رازی / 4 ، 59
[6] – Truth ,reality ,rigth ,certainty
[7] – تفسیر مفاتیح الغیب؛ فخر رازی / 1 ، 119
[8] – The good ,the right
[9] – تفسیر مفاتیح الغیب / 12 ،494

 مسعود تلخابی

 

همچنین ببینید

تفسیر ترتیبی قرآن؛ سورة الفاتحة (1): آیة 1؛ حرف “باء”

آیه: بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ (فاتحة الکتاب: 1) حرف “باء”اين كلمه حرف جرّ است. همه …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *