خانه / فلسفه ملاصدرا / شرح اسفار ملاصدرا / جلسه شانزدهم (بخش اول: معانی علم) – 29 / 01 / 1395

جلسه شانزدهم (بخش اول: معانی علم) – 29 / 01 / 1395

شرح اسفار ملاصدرا
جلسه: 16 (بخش اول)
تاریخ: 29 / 01 / 1395
مدرس: مسعود تلخابی

بسم الله الرحمن الرحیم
1 – متن
بحث ما در اسفار رسید به عبارات «ثُمَّ لَمَّا كَانَت العُلُومُ مَتَشَعِّبَةً وَ فُنُونُ الإدرَاكَاتِ مُتَكَثِّرَة وَ الإحَاطَةُ بِجُملَتِهَا مُتَعَذِّرَة أو مُتَعَسِّرَة وَ لِذلِكَ تَشَعَّبَت فِيه الهِمَم، كَمَا تَفَنَّنَت فِي الصَنَائِعِ قَدَمُ أهلِ العَالَم فَافتَرَقَتِ العُلَمَاءُ زُمَراً وَ تَقَطَّعُوا أمرَهُم بَينَهُم زُبُراً، بَينَ مَعقُولٍ وَ مَنقُول وَ فُرُوعٍ وَ أصُول، فَهِمَّةٌ نَحوَ نَحوٍ وَ صَرفٍ وَ أحكَام وَ هِمَّةٌ نَحوَ فِقهٍ وَ رِجَالٍ وَكَلام».
مباحث امروز ما درباره این فقراتی است که قرائت کردم.

2 – کلمه “ثمّ”
نخستین مطلبی که در بحث امروز ما وجود دارد، روی این کلمه «ثُمَّ» است. کلمه ثُمَّ چنان که می دانید دلالت بر تأخر دارد. این تأخر گاهی زمانی است، گاهی مقامی و رتبی است و گاهی کلامی است یعنی کلام که تمام شد، سپس؛ فقط یک نوع ترتّب کلامی را حکایت می کند.

در این جا [ثُمَّ] که گفته شد، کدام است؟ بیشتر روی کلامی و مقامی و رتبی می توانیم استناد کنیم؛ چون ما حصل مطالبی که در پاراگراف گذشته به دست آمد، این دو مطلب بود که کمال به دو چیز حاصل می شود: تحصیل علوم و معارف و انقطاع از تعلق به زخارف؛ این دو تا اصل بود که کمال انسانی با آن ها حاصل می شد؛ وقتی این کمال را گفت، گویی ذهن انتظار می کشد که منظور از علوم را مشخص کند که منظور از علوم چیست؟ ذهن انتظار این را می کشد که از کیفیت علوم و از هویت علوم صحبت کند و هم تأخر کلامی را می تواند حاکی باشد که آن کلام تمام شده، دارد کلام جدیدی را منعقد می کند. پس این که ثُمَّ می آورد، این حکایت ها را در ضمن خودش دارد. «ثُمَّ لَمَّا كَانَت العُلُومُ مَتَشَعِّبَةً»، چون علوم متشعّب هستند.

2 – علوم
بحثِ امروز ما روی کلمه «علوم» است. چنان که می دانید “علوم” جمع “علم” است. این عرضم را خوب توجه کنید. آن چیزی که امروز توضیح خواهم داد، بستر فلسفه است؛ فلسفه ای که ما دنبالش هستیم یعنی ما تا علم را و تنوع علوم را نشناسیم، نمی توانیم فلسفه ای داشته باشیم. فلسفه در روابطِ میانِ علوم متولد می شود. کلمه «علم» در چند معنا به کار می رود:

2-1 – معنی اول علم
ما گاهی علم می گوییم و منظورمان مطلق «آگاهی» است. سابق گفتم این تسویه ای که در انسان صورت گرفت، منظور تعدیل و ترکیبی که در انسان است، اقتضاء آگاهی می کند. آگاهی گاهی متعلق به غیر خود است و گاهی متعلق به خود است.


این خاصیت از اختصاصات و ویژگی های ما انسان هاست؛ هم خود آگاهیم و هم جهان آگاهیم، دیگر آگاهیم. این اولین معنای “علم” است. آن تعاریفی را که از علم، شما در دانش منطق و دانش های دیگر خواندید، به نحوی ناظر به این تعریف است؛ مثلا یکی از تعاریف شایعی که از علم صورت می گیرد، این است که: «هُوَ الصُورَةُ الحَاصِلَةُ مِنَ الشَّیءِ عِندَ العَقل.» علم صورت حاصل از شیء است، نزد عقل. از علم به این معنا در زبان انگلیسی تعبیر می شود به «Knowledge». Knowledge به معنی دانش است و مطلق آگاهی را در بر می گیرد.

2- 2 – معنی دوم علم
معنای دوم علم، آگاهی های نظام یافته و مدوّن است. بخشی از آگاهی ها، در ذهن انسان، به صورتِ نظام یافته و مدوّن وجود دارد؛ این ها را در تمدن اسلامی می گفتند «علوم مدوّنه»؛ دانش هایی که تدوین یافته اند و این علوم مدوّنه سه بخش اساسی داشتند؛ متشکل بودند از: مبادی، مسائل و موضوع.

مبادی علوم، به مبادی تصوری و مبادی تصدیقی تقسیم می شد. ما یک اصول کلی داشتیم؛ مثلا اصل عدم تناقض، عدم اجتماع نقیضین، اصل علیت؛ مثلا یکی از مبانی تصدیقی تمام علوم، این است که هر پدیده ای که به وجود می آید، یک علتی دارد؛ این از مبادی تصدیقی علوم است یا مفاهیمی در علوم هست که آن ها تعریف می شوند؛ تعریف مفاهیم اولیه دانش ها جزء مبادی تصوری است؛ مثلا در ریاضیات، عدد یک، مبنای تصوری است؛ یک مبدأ تصوری است؛ تعریف خاصی بایستی بشود. در ریاضیات، مقدار و کیفیت مقادیر که وجود دارد، می تواند از مبادی تصدیقی باشد.
جزءِ دیگر علوم، “موضوع” است. در تعریفِ “موضوعِ علم” می گویند: «مُوضُوعُ کُلُّ عِلمٍ هُوَ مَا یُبحَثُ فِیه عَن عَوَارِضِهِ الذاتِیَّة»؛ موضوع هر علمی آن چیزی است که در آن علم از عوارض ذاتی آن بحث می شود. “عوارض ذاتی” یعنی این که یک ذات به صرف همان ذات، دارای یک سری ویژگی هایی است. درباره این ویژگی ها صحبت می شود؛ مثلا اگر جسم موضوع یک دانشی باشد، به اعتبار جسم بودن، چه ویژگی هایی دارد؟ مثلا دارای ابعاد سه گانه است؛ مثلا دارای وزن است؛ جسم به اعتبار جسمانیت دارای وزن است؛ فضایی اشغال می کند؛ متغیر است؛ تغییر از ویژگی های جسم است و همین طور هر ویژگی ای را که به جسم نسبت می دهید، داشته باشید؛ اما مثلا آیا تفکر هم از ویژگی های جسم است؟ به اعتبار جسمانیتش؟ بایستی یک سری ویژگی هایی داشته باشد که تفکر در آن شکل بگیرد؛ به همین خاطر تفکر عارض ذاتی جسم نیست. عارض ذاتی آن چیزی است که صرفا به اعتبار همین هویت دارای آن هاست؛ به همین خاطر در دانش فیزیک از تفکر صحبت نمی کنند ولی از همه این ها صحبت می کنند و ویژگی های دیگری که وجود دارد. پس در هر علم مدونی این سه چیز [مبادی، مسائل و موضوع] وجود دارد.
مسائل جزءِ سوم علوم است. یعنی ما در کنار مبادی، در کنار موضوع، این ها علم را شکل نداده اند، علم جایی پدید می آید که سؤال هایی پدید می آید؛ سؤال ها درباره موضوع پدید می آید و ما شروع به تحقیق می کنیم. تحقیق و تفکری که گفته می شود، یعنی تلاش و کوششی که ما برای پاسخ گویی به سؤال هایمان انجام می دهیم. پس علوم مدوّن که دومین معنای علم است، متشکل از سه بخش اساسی است که این سه بخش در ورود به هر علمی، نخست بایستی شناخته شود؛ مثلا ما فلسفه که می خوانیم، بایستی بدانیم که مبادی فلسفه چیست؟ مسائلش چیست؟ موضوعش کدام است؟

2 – 3 – معنی سوم علم
معنای سوم علم: آگاهی های نظام یافته و مدوّن مبتنی بر مشاهده و تجربه و آزمون پذیر. آن آگاهی هایی که نظام یافته باشند و مبتنی بر تجربه باشند و آزمون پذیر هم باشند، آن ها را “علم” می گوییم. این معنای علم در زبان انگلیسی یک واژه دیگری دارد که به آن دلالت کند؛ در زبان انگلیسی به آن «Science» می گویند. Science سه تا ویژگی دارد: اولا نظام یافته باشد؛ دوما مبتنی بر مشاهده و تجربه باشد و سوما آزمون پذیر باشد.

3 – نتیجه
این سه معنایی است که برای علم وجود دارد. معنای سوم علم، یک معنای متأخری است یعنی در چند قرن اخیر به وجود آمده است. قدما که از علم صحبت می کردند و از علوم مدوّن صحبت می کردند، منظورشان نوع دوم بوده است؛ مثلا وقتی ملاصدرا می گوید «لَمَّا كَانَت العُلُومُ مَتَشَعِّبَةً»، منظورش از علوم، معنی دوم علم است؛ نه معنای سومی که متأخرین رایج کرده اند و نه معنای اول؛ معنای اول جزء علوم تدریسی و مدرسه ای به شمار نمی آید.

نویسنده: سهیلا جعفری

همچنین ببینید

تفسیر ترتیبی قرآن؛ سورة الفاتحة (1): آیة 1؛ حرف “باء”

آیه: بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ (فاتحة الکتاب: 1) حرف “باء”اين كلمه حرف جرّ است. همه …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *