خانه / انسان شناسی / مسأله روح و نفس مجرد؟!

مسأله روح و نفس مجرد؟!

برخی از دانشمندانِ مسلمان، به وجود “نفس یا روح مجرد” در انسان اعتقادی نداشتند.
شیخ طوسی (م 460) در ذیل آیات 12 تا 16 سوره مؤمنون، می نویسد: «در این آیه دلالتی است بر اینکه انسان همین جسمی است که مشاهده می کنیم، زیرا او از نطفه ای خلق شده است، و از سلاله ای برآمده است. [این نظریه] برخلاف اعتقادی است که برخی بدان قائل شده اند، و گفته اند که انسان جوهر بسیطی است، یا چیزی است که ترکیب و انقسام بر آن صحیح نیست.»[1]
در آیات 12 تا 16 سوره مؤمنون چنین آمده است: «وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ مِنْ سُلالَةٍ مِنْ طِينٍ، ثُمَّ جَعَلْناهُ نُطْفَةً فِي قَرارٍ مَكِينٍ، ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظاماً فَكَسَوْنَا الْعِظامَ لَحْماً ثُمَّ أَنْشَأْناهُ خَلْقاً آخَرَ فَتَبارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقِينَ …» (مؤمنون: 16 – 12) [انسان را از سلاله ای از گل آفریدیم، پس آن سلاله را در قرارگاه استوار، منى کردیم، سپس آن نطفه را پاره خون بسته گردانيديم، بعد از آن، آن پاره خون بسته را  (چون) گوشتی جویده شده گردانيديم، سپس آن قطعه گوشت را به استخوان ها تبدیل کردیم، پس از آن، استخوانها را گوشت پوشانيديم، آنگاه او را مخلوق ديگری بيافريديم…] شیخ طوسی، درباره عبارت «أَنْشَأْناهُ خَلْقاً آخَرَ» که برخی آن را به روح و نفس مجرد[2] حمل کرده اند، چهار تفسیر می آورد:
اول: منظور از این عبارت، “نفخ روح در آن”ست. این نظر را از ابن عباس و مجاهد نقل می کند.
دوم: منظور رویش دندانها و مو است.
سوم: دادن عقل و فهم است.
چهارم: منظور جنسیت است: اعطاء زنانگی و مردانگی. [3]
سپس در جاهای دیگر، وقتی درباره “روح” سخن به میان می آید، مانند آیاتی که راجع به “نفخ روح” است، در تعریف “روح” می نویسد: “روح”، جسم رقیق و ظریفی مانند “ریح” و “باد” است.[4] در جای دیگری می گوید: روح جسم رقیق هوایی است، حیاتِ موجود زنده، با آن، تکمیل می شود. این تکمیل و تتمیم، با وزیدن و جریان آن در منافذ انسان حاصل می شود.[5] [شاید مانند جریان اکسیژن در بدن جانداران.] بنابرین، می توان گفت تلقی نظریه “تجرد روح و نفس”، به عنوان یک امر ضروری و مسلم و پذیرفته شده در میان ما، چندان وجهی ندارد، بلکه نظرات مخالفی هم در طول تاریخ در برابر آن وجود داشته است. چنانکه شیخ طوسی که در شمارِ اکابر علماء است، در صف مخالفان قرار دارد.

پی نوشت ها:
[1] – التبيان في تفسير القرآن، محمد بن حسن طوسی / ‏7،  354، دار إحياء التراث العربي، بيروت، چاپ: 1.
[2] – المیزان فی تفسیر القرآن، محمد حسین طباطبایی / 15 ، 21، مؤسسة الأعلمي للمطبوعات‏، بيروت، 1390 ه. ق‏،  چاپ: 2
[3] – التبيان في تفسير القرآن / ‏7،  354
[4] – همان / ‏2، 468
[5] – همان / ‏8، 580

مسعود تلخابی

همچنین ببینید

به بهانه‌ «مست عشق» (۲)

«مست عشق» داستان خطی و سرراستی ندارد و با فلش‌بک‌های شرحه‌شرحه، به جای آغاز، از …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *