خانه / دین و ادیان / قرآن: احسن الحدیث

قرآن: احسن الحدیث

قرآن، خود را «أحسن الحدیث» خوانده است. این تعبیر در یک جا از قرآن آمده است:  اللَّهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ الْحَدِيثِ كِتَابًا مُتَشَابِهًا … (زمر/23) [خداوند بهترين سخن را نازل کرد، کتابی که آياتش همانند يکديگر است …] «أحسن الحدیث» به معنی «نيكوتر حديث» است.[1] «حدیث» به معنی «سخن» است. خداوند قرآن را حدیث نامید، زیرا «سخن خداوند» است، و سخن «حدیث» نامیده شده است. چنانکه سخن پیامبر (ص) نیز «حدیث» نامیده شده است. برخی وجه دیگری را برای این تسمیه گفته اند: قرآن را حدیث نامیدند زیرا آخرین و تازه ترین کتابی است که از ناحیه خداوند بر پیامبری از پیامبران فرود آمده است.[2] چرا قرآن بهترین سخن و نیکوترین کلام است؟ قرآن ویژگی هایی دارد که آن را بر مَسْنَد بی رقیب نیکویی و زیبایی فرا می آورد. از جمله این اختصاصات موارد زیر است:
الف – فصاحت و جزالت [= استواری].[3][4]
ب – اعجاز.[5]
ج – محتوا. طبرسی می نویسد: این کتاب،  همه آنچه را که مکلف بدانها نیازمند است در بر دارد. از آن جمله است: توحید و ادله آن / عدل و دلیل های آن / احکام شرع / مواعظ / قصص انبیاء / ترغیب به صلاح و ادب/ ترهیب از فساد.[6] فخر رازی (م 606) برتری محتوای قرآن به سه دلیل می داند: اول – در قرآن اختلافی وجود ندارد. دوم – از غیب خبر می دهد. غیب های زیادی را در گذشته و آینده گزارش می کند. سوم – علوم موجود در آن بسیار زیاد است. این علوم فهرست وار در این آیه ضبط شده است: «وَ الْمُؤْمِنُونَ كُلٌّ آمَنَ بِاللَّهِ وَ مَلائِكَتِهِ وَ كُتُبِهِ وَ رُسُلِهِ، لا نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِنْ رُسُلِهِ وَ قالُوا سَمِعْنا وَ أَطَعْنا غُفْرانَكَ رَبَّنا وَ إِلَيْكَ الْمَصِيرُ» (بقره / 285)[7]
د – حسن نظم: فخر رازی (م 606) می نویسد: «این قرآن اسلوب خاصی دارد. نه از جنس شعر است، و نه از جنس خطبه ها، و نه از جنس نامه ها. بلکه خود نوعی است که غیر از همه است.  با این حال صاحب طبع سلیم آن را نیکو می یابد، و از آن لذت می برد.»[8]
ه – تهی از باطل: قرآن بهترين سخن است، به خاطر اينكه مشتمل است بر محض حق، حقى كه باطل بدان رخنه نمى ‏كند، نه در عصر نزولش، نه بعد از آن.[9]

پی نوشت ها:
[1] – روض الجنان و روح الجنان فی تفسیر القرآن / 16 ، 317
[2] – مجمع البیان فی تفسیر القرآن / 8 ، 772
[3] – همان
[4] – مفاتیح الغیب / 26 ، 442
[5] – مجمع البیان فی تفسیر القرآن / 8 ، 772
[6] – همان
[7] – مفاتیح الغیب / 26 ، 442
[8] – همان
[9] – المیزان فی تفسیر القرآن / 17 ، 256

  مسعود تلخابی

همچنین ببینید

به بهانه‌ «مست عشق» (۲)

«مست عشق» داستان خطی و سرراستی ندارد و با فلش‌بک‌های شرحه‌شرحه، به جای آغاز، از …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *