خانه / قلمرو های فلسفه / فلسفه أولی

فلسفه أولی

فضیلت وجود

ملاصدرا در آثار خود از “فضیلة وجود” سخن گفته است. ابن منظور در لسان العرب می گوید: “فضل” و “فضیلت” معروف اند. ضد “نقص” و “نقیصه” اند. چنانکه “فضیلة” به معنی مزیت و فزونی است، “نقیصة” به معنی کمی و کاستی و ضعف است. وقتی از “فضیلت وجود” سخن می …

ادامه نوشته »

دلیل بحث از واجب الوجود در فلسفه أولی

بحث از واجب الوجود، در واقع بحث از “وجود” است. بنابرین، این بحث در نظامِ هستی شناسی می گنجد، از این رو اهتمام به شناخت آن، نگرش ما را به هستی عمیق تر و دقیق تر می کند. فیلسوفان، فلسفه اولی را که موضوع بحثش “موجود بما هو موجود” است، …

ادامه نوشته »

نظام های فکری بر پایه نور (دیدگاه غزالی)

عده ای در طول تاریخ سعی کرده اند که یک نظام فکری بر پایه “نور” ارائه دهند. منظور از نظام فکری مجموعه اندیشه های مرتبط به هم است که می خواهد جهان را تبیین کند. بعضی از نظام های فکری تنها بخشی از جهان را تبیین می کنند، و برخی …

ادامه نوشته »

چیستی مابعدالطبیعه از نظر ابن رشد

1 – تعریف مابعدالطبیعه ابن رشد، تحت تأثیر ارسطو، در تعریف دانش “مابعدالطبیعه” چنین می آورد: «هذا العلم هو الذي يَفحَصُ عن الحقِّ باطلاقٍ.»[1] این علم همانست که از حقِّ مطلق کاوش می کند. منظور از “باطلاقٍ” آنست که حق خاص و مقیدی مدّ نظر نیست. بلکه مطلقِ “حقّ” منظور …

ادامه نوشته »

برهان صدیقین: تقریری دیگر

این تقریر را میرزا مهدی آشتیانی[1] آورده است. در وجودِ “حقیقتِ وجود“[2] تردیدی نیست. منظور از “حقیقتِ وجود”، “صِرْفِ وجود”[3] است. “صرفِ وجود” همه آنچه را که از سنخ وجود، و کمالات وجودی است، در بر می گیرد. “صرف وجود” همه آنچه را که از اجانب و غرائب آنست، طرد …

ادامه نوشته »

دوگانگی مخلوق و مجعول

ابوالقاسم قشیری (م 465) در تفسیر آیه نخست سوره علق (اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِی خَلَقَ)، در ذیل “خَلَقَ” می گوید: «خَلَقَهُم عَلَى مَا هُمْ بِهِ.»[1] این جمله از چند جزء ترکیب شده است: خَلَقَ، هُمْ، على، ما، هم، ب، ه. “خَلَقَ” فاعلی هم دارد که به خداوند دلالت می کند. …

ادامه نوشته »

برهان صدیقین: تقریر ابن سینا

ابن سینا این برهان را در نمط چهارم اشارات با تفصیل تقریر کرده است.[1] مُحَصَّل این تقریر طبق نقل مدرس آشتیانی چنین است: الف – تردیدی در وجود “موجودٍ مَا[2]” (موجود به صورت مبهم نه موجود خاص) نیست. (لاشک فی وجود موجودٍ ما)[3] انسان ها را بر دو گونه می …

ادامه نوشته »

هویت مابعدالطبیعه (metaphysics)

ذهن انسان طی فرایند “تجرید”[1] و “تعمیم”[2]، مفاهیم “عام” و “کلی” را می سازد. مبتنی بر همین دو سازوکار مفاهیم اعمّ (کلی تر) را از مفاهیم عام استخراج می کند. ذهن، این روند را تا آنجا پیش می برد، که به عام ترین مفهوم یا مفاهیم برسد. عام ترین مفهومی که در ذهن …

ادامه نوشته »

سازوکار تعجب (surprise)

کلمه “سورپرایز”[1] در سه معنی به کار می رود: الف – رویداد، خبر و … که غیرمنتظره است یا به طور ناگهانی اتفاق می افتد. ب – احساسی[2] که ناشی از وقوع یک حادثه ناگهانی یا غیرمنتظره است. ج – به کاربردن روش هایی که باعث احساس تعجب می شود. …

ادامه نوشته »

فاعل و غایت در حرکات

جهان در یک پویایی مدام است. جهان در سیلان و حرکت است. هر حرکتی نیازمند محرک فاعلی و محرک غایی است. سبزواری می گوید: نیاز به محرک فاعلی آشکار است.[1]ایشان می نویسند: برای هر حرکتی طلبی وجود دارد. این طلب [از دو حال خارج نیست:] ارادی، غیر ارادی. حرکات ارادی …

ادامه نوشته »