خانه / قلمرو های فلسفه / فلسفه أولی / جهان / عالم؛ کلمه عالم

جهان / عالم؛ کلمه عالم

«عالَم» اسم جمع است، و مفردی از لفظش ندارد. جمع آن «عالمين» می آید.
در مبدأ اشتقاق این کلمه دو قول وجود دارد:
قول اول: مشتق از عِلم (دانایی) است. مبتنی بر این مبدأ اشتقاق، کلمه «عالم» را می شود چند گونه معنی کرد:
الف – فیض کاشانی می گوید: «عالم» چیزی است که عِلم بدان تعلق می گیرد.
ب – علامه طباطبائی می نویسد: عالم یعنی: «ما يُعْلَمُ بِهِ» [آنچه بدان علم حاصل می شود.] وزن آن وزن قالَب، و خاتَم، و طابَع، است، يعنى آنچه با آن قالب مى زنند، و مهر و موم مى‏ زنند، و امضاء مى ‏كنند.
برخی نوشته اند: «ماسوی الله» را از آن رو جهان و «عالَم» می گویند که بدان خدا از جهت اسماء و صفات دانسته می شود.
بعضی هم این گونه آورده اند: [عالَم] نام است برای آنچه دانسته شود بدان چیزی دیگر و بعد نامگذارده اند بر آنچه دانسته شود بدان خالق از هر نوعی از فلک و آنچه را در بردارد از جواهر و اعراض.
قول دوم: مشتق از علامت (نشانه) است. بنابرین، جهان را از آن رو عالَم می گویند که نشانه وجود خداوند است.
«عالم» در دو معنی به کار می رود:
اول – جمیع موجودات؛ ماسوی الله.
دوم – نوعی از انواع موجودات که از افراد و اجزائی فراهم آمده باشد. مانند: عالم جماد، و عالم نبات، و عالم حيوان، و عالم انسان، یا صنفی از اصناف هر نوع، مانند عالم عرب، و عالم عجم. برخی گفته اند: «عالم به معنى مجموعه‏ اى است از موجودات مختلف كه داراى صفات مشترك و يا زمان و مكان مشترك هستند، مثلا مى ‏گوييم عالم انسان و عالم حيوان و عالم گياه، و يا مى ‏گوئيم عالم شرق و عالم غرب عالم امروز و عالم ديروز.»

 مسعود تلخابی

همچنین ببینید

بازتاب های اعتقاد به خدا

آیا اعتقاد به این گزاره که «خدا وجود دارد» تغییری در زندگی انسان ها ایجاد …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *