خانه / نوشته های تازه / زن در نگاه ملاصدرا (طرح یک اشکال و پاسخ به آن)

زن در نگاه ملاصدرا (طرح یک اشکال و پاسخ به آن)

مقدمه:
موقف هشتم از مواقفِ “علم الهی” اسفار، درباره چند چیز است: الف – عنایت الهی. ب – رحمت واسعه خداوند که شامل همه چیز می شود. ج – کیفیت دخول شر در مقدوراتی که موافق قضاء الهی و تقدیر ربانی موجود می شوند. در این موقف بیست و سه فصل وجود دارد. در فصل چهاردهم، درباره یِ “عنایتِ خداوند”، در آفرینشِ زمین، و چیزهایی که بر آنست سخن به میان آمده است. این چیزها برای آن آفریده شده اند که انسان ها از آن سود برند. ملاصدرا در ضمن بیان این مختصات و مخلوقات، به جنبندگانِ موجود در آن و مخلوق از آن اشاره می کند و می گوید:
و منها تولد الحيوانات المختلفة؛ وَ بَثَّ فِيهَا مِنْ كُلِّ دَابَّةٍ (بقرة: 164) [و از هر جنبنده ای در آن پراکنده کرد و گستراند.] بَعضُهَا لِلأكل‏ِ [برخی از آن جنبندگان برای خوردن هستند.] «وَ الْأَنْعَامَ خَلَقَهَا لَكُمْ فِيهَا دِفْءٌ وَ مَنَافِعُ وَ مِنْهَا تَأْكُلُونَ (نحل: 5) [و چهارپايان را آفريد؛ در حالی که در آنها، برای شما وسيله پوشش، و منافع ديگری است؛ و از گوشت آنها می خوريد!] و بَعضُهَا لِلْرُكُوبِ و الزِينَةِ [و بعضی از آنها برای سوار شدن و زینت است.] «وَ الْخَيلَ وَ الْبِغَالَ وَ الْحَمِيرَ لِتَرْكَبُوهَا وَ زِينَةً» (نحل: 8) [همچنين اسبها و استرها و الاغها را آفريد؛ تا بر آنها سوار شويد و زينت شما باشد.] و بَعضُها للحَملِ [و برخی از آنها برای حمل و بارکشی اند.]‏ «وَ تَحْمِلُ أَثْقَالَكُمْ إِلَى بَلَدٍ لَمْ تَكُونُوا بَالِغِيهِ إِلَّا بِشِقِّ الْأَنْفُسِ إِنَّ رَبَّكُمْ لَرَءُوفٌ رَحِيمٌ (نحل: 7) [آنها بارهای سنگين شما را به شهری حمل می ‌کنند که جز با مشقت زياد، به آن نمی ‌رسيديد؛ پروردگارتان رؤوف و رحيم است.] و بَعضُهَا لِلتَّجَمُّلِ و الرَاحَةِ [و برخی از آنها برای تجمل و راحتی اند.] «وَ لَكُمْ فِيهَا جَمَالٌ حِينَ تُرِيحُونَ وَ حِينَ تَسْرَحُونَ (نحل: 6) [و برای شما در آنها نیکویی و زیبایی است، هنگامی که آنها را به استراحتگاهشان باز می‌گردانيد، و هنگامی که (صبحگاهان) به صحرا می ‌فرستيد.] و بَعضُهَا لِلنِّكَاحِ‏ [و بعضی از آنها برای نکاح اند.] «وَ اللَّهُ جَعَلَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْوَاجًا» [خداوند برای شما از جنس خودتان همسرانی قرار داد.] (نحل: 72) و بَعضُهَا لِلْمَلَابِسِ‏ و البيتِ و الأثاثِ [و برخی از آنها برای پوشاک ها و لباسها و خانه و اثاث است.]‏ «وَ جَعَلَ لَكُمْ مِنْ جُلُودِ الْأَنْعَامِ بُيوتًا تَسْتَخِفُّونَهَا يَوْمَ ظَعْنِكُمْ وَ يوْمَ إِقَامَتِكُمْ وَ مِنْ أَصْوَافِهَا وَ أَوْبَارِهَا وَ أَشْعَارِهَا أَثَاثًا وَ مَتَاعًا إِلَى حِينٍ» (نحل:80) [و (خداوند) از پوست چهارپايان برای شما خانه‌هايی قرار داد که روز کوچ کردن و روز اقامتتان، به آسانی می‌توانيد آنها را جا به جا کنيد؛ و از پشم و کرک و موی آنها، برای شما اثاث و متاع (و وسايل مختلف زندگی) تا زمان معينی قرار داد.] [1]
طرح اشکال:
سبزواری در حاشیه اسفار در ذیل عبارتِ «و بَعضُهَا لِلنِّكَاحِ‏» [و بعضی از آنها برای نکاح اند.] آورده است:
«در قرار دادن زنان در ردیفِ حیوانات اشاره یِ لطیفی هست به اینکه زنان به سبب ضعفِ عقل هایشان و جمودشان بر ادراک جزئیات و رغبت و تمایلشان به زخارف دنیا نزدیک است که حقیقتاً و صدقاً به حیوانات زبان بسته ملحق گردند. سیرتِ بیشتر آنان [چون] روش چهارچایان است. ولی خداوند به آنها [لباسِ] صورتِ انسانی پوشاند تا [مردان،] از صحبت و همراهی ایشان بیزاری نجویند و خواهان نکاح با ایشان باشند….»[2]این تلقی و استنباطِ سبزواری را برخی[3] در دوره های اخیر تکرار کرده اند و آن را به صراحت به ملاصدرا نسبت داده اند.
جواب از اشکال:
به نظر می رسد، این ایماء و اشاره ای که سبزواری از آن سخن گفته است، از گفتارِ ملاصدرا قابل استنباط نیست. در اینجا، برای روشن شدن مطلب، ذکر سه نکته الزامی است:
اول: کلمه “حیوان” در لسان فلاسفه با معنایی که ما امروز از آن می فهمیم متفاوت است. فیلسوفان هر جاندارای را که حرکات ارادی داشته باشد “حیوان” می نامند؛ چه انسان باشد چه غیر انسان. چنانکه در تعریف انسان می گویند: حیوان ناطق. یعنی انسان حیوانی است که دارای نطق است.
دوم: ملاصدرا در عبارت مذکور نخست از این آیه «وَ بَثَّ فِيها مِنْ كُلِّ دَابَّةٍ» [و در آن از هر جنبده ای پراکنده کرد.] سخن می گوید. “دابة” به هر جنبده ای اطلاق می شود، چه انسان باشد چه غیر آن. آنگاه در صدد تقسیم دابة بر می آید و می گوید: «و منها» یعنی از جمله آنها یعنی آن دابّه ها (نه حیوانات، یعنی ضمیر “ها” در “منها” به “دابة” بر می گردد، نه “حیوانات”)، دابه ای است که برای خوردن می باشد. دابه ای است که برای سوار شدن و زینت می باشد. دابه ای است که برای حمل می باشد. دابه ای است که برای تجمل و آسایش می باشد. دابه ای که برای نکاح می باشد.
سوم: ملاصدرا برای تبیینِ مورد اخیر، این آیه را شاهد می آورد: «وَ اللَّهُ جَعَلَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْواجاً» (نحل: 72) [یعنی و خداوند قرار داد برای شما از جنس خودتان زوج هایی.] از جنس خودتان یعنی مثل خودتان. نه از جنس دیگر. عبارت “مِنْ أَنْفُسِكُمْ”، در اینجا به سنخیت مرد و زن دلالت دارد، و مُنافیِ نوع یا جنس دیگر بودنِ زن است.

پی نوشت ها:
[1] – الحكمة المتعالية في الأسفار العقلية الأربعة / ‏7، 137
[2] – همان / ‏7، 137
[3] – فربه تر از ایدئولوژی (1376)؛ عبدالکریم سروش / 39 – سخنرانی آیة الله سید صادق حسینی شیرازی

 مسعود تلخابی

همچنین ببینید

به بهانه‌ «مست عشق» (۲)

«مست عشق» داستان خطی و سرراستی ندارد و با فلش‌بک‌های شرحه‌شرحه، به جای آغاز، از …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *