خانه / قلمرو های فلسفه / فلسفه سیاسی / فلسفه سیاسی (6)؛ انواعِ حکومت ها

فلسفه سیاسی (6)؛ انواعِ حکومت ها

در طول تاریخ، تقسیم های مختلفی از حکومت های موجود یا مفروض به وجود آمده است. از میان این تقسیم ها می توان به موارد زیر اشاره کرد:

1 – دیدگاه ارسطو
ارسطو، نخستین کسی بود که کوشید طبقه‌بندی منظمی از حکومت‌ها به‌دست دهد. او تفاوت اصلی را، میان حکومت یک شخص، حکومت تعدادی اندک، و حکومت تعداد بسیار می‌دانست. هر کدام از اینها را به ترتیب، تک‌سالاری، چند‌سالاری و مردم‌سالاری می نامند.
در هریک از اینها، ممکن است حکومت هایی با ویژگی‌هایی متفاوت وجود داشته باشند. از سوی دیگر، راه تباهی و جباریت برای هر کدام از اینها گشوده است. برای مثال، حکومتِ نخبگانی سرکوبگر در “چندسالاری” و حکومتِ اوباش در “مردم‌سالاری”،  از نمونه های فساد در آنهاست.

2 – دیدگاه منتسکیو
مونتسکیو، بین حکومت‌های قانونی، خواه پادشاهی خواه جمهوری، که در چارچوب انواع محدودیت‌های قانونی و دیگر محدودیت‌ها فعالیت دارند، و حکومت استبدادی، که هیچ محدودیتی نمی‌شناسد، فرق می‌گذاشت.

3 – دیدگاه جان لاک
لاک، نظریه‌های رایجِ زمانه‌اش را که برای حکومت انسانی، و به‌ خصوص برای برخی از فرمانروایان منشأی الهی قائل بودند، رد می‌کرد. وی در کتاب دو رساله در باب حکومت[1] (۱۶۹۰) به «نظریه حق الهی»[2]، که از جانب رابرت فیلمر[3]، متألّه انگلیکان[4]، مطرح شده بود، حمله کرد. بر اساسِ این نظریه، یک حاکم و پادشاه تابع هیچ اقتدار زمینی نیست و حق خود را برای حکومت به صورتِ مستقیم از خواست خدا می گیرد. در عوض، به این استدلال پرداخت که حاکمیت از مردم ناشی می‌شود و حکومت فقط از راه واگذاری حقوق فردی در چارچوب یک قرارداد به قدرتِ مشروع دست می‌ یابد. در نظر لاک، حکومت در صورتی مشروعیت دارد که افراد به آن رضایت داده باشند؛ رضایت آنان ممکن است صریح یا ضمنی ابراز شود. از آن‌جا که حکومت فقط به این منظور وجود دارد که موجبات “امنیت” و “آزادی” مردم را فراهم آورد، انقلاب را فقط در صورتی می ‌توان موجّه دانست که همه یِ مردم متوجه تحمل‌ناپذیر بودنِ ستمگری‌های حکومت شوند. حکومت تا زمانی مشروع باقی می‌ماند که حقوق فردی را پاس دارد، و از طریق نظام “نظارت و موازنه”[5] قدرت خود را مهار کند.

4 – طبقه بندی حکومت های امروزی
در سیستم ها و نظام‌های امروزیِ حکومت، میانِ “لیبرال دمکراسی”[6] (مردم‌سالاری‌ آزادمنش)، “دولت‌ تمامیت‌خواه”[7] (تک‌حزبی)، و حکومت‌های خودکامه[8]، فرق می گذارند.
4 – 1 – لیبرال دمکراسی
اصطلاح “لیبرال دمکراسی”برای متمایزکردن انواعِ غربی “دمکراسی” از نظام‌های سیاسی متعدد دیگری وضع شد که مدعی مردم‌سالاری بودند. این سیستم، سه ویژگی اصلی دارد:
اول- بیش از یک حزبِ سیاسی در قلمروِ آن وجود دارد.
دوم- فرایندهای حکومتی و بحث های سیاسی، نسبتا باز و شفاف است.
سوم- در محدوده یِ آن تفکیک قوا صورت گرفته است.
4 – 2 – توتالیتر
صفت تمامیت‌ خواه (توتالیتر) دربارۀ هر دو دسته از دولت‌های “فاشیست”[9] و “کمونیست”[10] به‌کار رفته و نشانگر نظامی است که در آن همه یِ قدرت‌ها و اختیارات در دست دولت متمرکزند، و خودِ دولت نیز تحت کنترل حزب واحدی است که مشروعیت خود را از ایدئولوژی بسته و انحصارطلبانه‌ای می‌گیرد.
رابرت کانکوست، دولت توتالیتر را دولتی توصیف می‌کند که هیچ محدودیتی برای اقتدار خود در هیچ حوزه‌ای از زندگی عمومی یا خصوصی به رسمیت نمی‌شناسد و این اختیار را تا هر اندازه که امکان‌پذیر می‌داند گسترش می‌دهد.[11]
4 – 3 – حکومت خودکامه
حکومت‌های خودکامه، دولت‌های اقتدارگرایی هستند که به ‌جای ایدئولوژی بر زور تکیه دارند. در این حکومت ها که در برخی از کشورهای جهان سوم روی کار آمده است، قدرت و اختیارات دولت در دست شخص یا در اختیار یک نهادِ نظامی است. در این نوع حکومت معمولاً ایدئولوژی، نقشِ اساسی ندارد، آزادی‌های فردی در صورت تعارض با اقتدار گروه حاکمه سرکوب می‌شوند و تکیۀ حکومت بر زور و قهر است.

5 – حکومت های فدرال / حکومت های وحدت گرا
شکلِ دیگری از حکومت، “حکومتِ فدرال”[12] است. چند دولت با هم متحد می شوند، و یک حکومت مرکزی تشکیل می دهند. با این حال، هر یک از دولت ها، خود، حکومتِ مستقلی دارند. در این نوع از حکومت، حق حاکمیت، میانِ اقتدار[13] مرکزی، و اقتدارهای جزء تقسیم می شود.[14] در برابر حکومت های فدرال، حکومت های وحدت گرا قرار دارند. در این حکومت ها، اختیارات در دست یک مرجع مرکزی متمرکز است.

6 – نظام های ریاست جمهوری / نظام های پارلمانی
میانِ “نظام‌ های ریاست‌ جمهوری”[15] و “نظام‌های پارلمانی”[16] هم تفاوت وجود دارد. در نظام های ریاستِ جمهوری، ریاست کشور برعهدۀ رئیسِ دولت است. رئیس دولت هم با رأی مستقیم مردم انتخاب می‌شود، و عضو قوۀ مقننه نیست. اما در نظام های ‌پارلمانی دولت از دل قوۀ مقننه یِ منتخب مردم تشکیل می‌شود و این قوه می‌تواند آن را برکنار کند.

پی نوشت ها:
[1] – Two Treatises of Government
[2] – divine right theory
[3] – Robert Filmer
[4] – Anglican: وابسته‌ به‌ كليساى انگليس‌ (يا فرقه‌ى انگليكان‌)
[5] – checks and balances
[6] – Liberal democracy
[7] – totalitarian state
[8] – Despotism
[9] – fascist
[10] – communist
[11] – Reflections on a Ravaged Century(1999). Conquest, Robert p. 74.
[12] – federal government
[13] – authority
[14] – Columbia Encyclopedia
[15] – Presidential system
[16] – Parliamentary system

 مسعود تلخابی

همچنین ببینید

به بهانه‌ «مست عشق» (۲)

«مست عشق» داستان خطی و سرراستی ندارد و با فلش‌بک‌های شرحه‌شرحه، به جای آغاز، از …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *