خانه / تعلیم و تربیت / مسأله آگاهی

مسأله آگاهی

آگاهی (Consciousness) در ساده ترین تعریفش عبارتست از: «ادراک (sentience) وجود بیرونی و درونی، و اطلاع (awareness) از آن دو.»
فیلسوفان و دانشمندان قرن هاست که درباره “آگاهی” مطالعه می کنند. ایشان در این زمینه تجزیه ها و تحلیل ها، تعریف ها و توضیح های فراوانی ارائه کرده اند، و بحث ها و مشاجره هایی به راه انداخته اند. با این حال، هنوز مسأله “آگاهی” دشوار، عجیب و شگفت انگیز، مبهم و بحث انگیز است. “آگاهی” همزمان آشناترین و مرموزترین جنبه و نمود زندگی ماست.
شاید تنها اندیشه کاملاً پذیرفته شده درباره موضوع، شهودِ (intuition) وجود آن باشد.
آنچه دقیقا باید به عنوان آگاهی مورد توضیح و مطالعه قرار گیرد، چیست؟ در پاسخ به این سؤال نظرات مختلفی وجود دارد.
بعضی اوقات آن را با “ذهن” مترادف می دانند.
گاهی بر این نظرند که فقط یک جنبه از ذهن است.
برخی آن را مخصوصِ زندگی درونی (inner life) فرد دانسته اند، جهان درون نگری (introspection)، جهان خصوصی فکر، تخیل (imagination) و اراده (volition).
امروزه، با توجه به تحقیقات جدید درباره مغز (brain)، آگاهی را اغلب شامل هر نوع تجربه (experience)، شناخت (cognition)، احساس (feeling) یا ادراک (perception) می دانند.
آگاهی به اعتبار متعلق آن چند قسم می شود: آگاهی از پدیده ها و رویدادهای خارجی (awareness)، آگاهی از آگاهی (awareness of awareness)، آگاهی از خویشتن (self-awareness) یا خودآگاهی.
کلمه “awareness” را این گونه معنی کرده اند: دانستن اینکه چیزی وجود دارد، یا داشتن دانش یا تجربه از یک چیز خاص.”
“آگاهی از آگاهی”، خود مراتب مختلفی دارد. ما از فرایند آگاهی خود آگاه هستیم. همه انسان ها این توانایی را دارند. دانشی هم به نام “فراشناخت” (Metacognition) وجود دارد، که به صورتی منظم فرایند آگاهی را در انسان مورد مطالعه قرار می دهد.
منظور از خودآگاهی (self-awareness) دانستن و فهم خودمان است.
ممکن است سطوح مختلفِ آگاهی یا مراتبِ آگاهی (orders of consciousness) وجود داشته باشد. امکان دارد انواع مختلفی از آگاهی وجود داشته باشد، یا شاید تنها یک نوع آگاهی با ویژگی های مختلف وجود دارد.
در اینجا پرسش های دیگری هم پدیدار می شود: آیا تنها انسان هوشیار و آگاه (conscious) است؟ آیا این آگاهی در حیوانات هم وجود دارد؟ آیا می توان گفت کل جهان آگاه و هوشیار است؟
دامنه متمایز تحقیق، اندیشه ها و گمانه زنی ها، تردیدهایی را بر می انگیزاند. از جمله این تردیدها، تردید مندرج در این پرسش است: آیا تا کنون درباره آگاهی پرسش های درستی مطرح شده است؟
نمونه هایی از دامنه توصیف، تعریف یا توضیحات عبارتند از:
آگاهی، حالت ساده “بیداری” (wakefulness) است. این حالت به احساس فردیت و خود اختصاص دارد. این دو با “کاوش درون” (looking within) تجربه می شوند. “بیداری” نوعی حالت مغز و حالت هوشیاری روزانه است که در آن فرد هوشیار است و با واکنشهای شناختی و رفتاری منسجم با دنیای خارج روبرو می شود. بیدار بودن برعکس حالت خوابیدن است. در حالت خواب بیشتر ورودی های مغز از پردازش عصبی خارج می شوند.
آگاهی یک “جریان استعاره ای” (metaphorical stream) از مطالب، یا حالت ذهنی (mental state)، رویداد ذهنی (mental event) یا فرایند ذهنی (mental process) مغز است.
آگاهی، داشتن “فنرون” (Phaneron) یا کیفیات ذهنی (qualia) و ذهنیت (subjectivity) است. فنرون (Phaneron) هر چیزی است که در هر زمان به هر طریقی در ذهن وجود دارد.
آگاهی حالتی است مانندِ “بودن چیزی”. این حالت، مانند “داشتن”یا “بودنِ آن” است.
آگاهی عبارتست از “تئاتر درونی” (inner theatre) یا سیستم کنترل اجرایی ذهن.

مسعود تلخابی

همچنین ببینید

سه جهان سه رویکرد

چه بپذیریم چه نپذیریم «انسان امروز» دارد در جهانی زندگی می کندکه فیلسوفان و جامعه …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *