خانه / تعلیم و تربیت / بازتاب های اعتقاد به خدا

بازتاب های اعتقاد به خدا

آیا اعتقاد به این گزاره که «خدا وجود دارد» تغییری در زندگی انسان ها ایجاد می کند؟
برخی گمان کرده اند که اعتقاد به این گزاره یا تصدیق آن هیچ تغییری در زندگی من ایجاد نخواهد کرد.
در پاسخ به این سؤال باید گفت که هیچ گزاره ای نیست که در ذهن بنشیند و در قضاوت های انسان تأثیری نداشته باشد. داوری های انسان پایه های انتخاب های او در زندگی است، و این انتخاب های اوست که نوع و روش زندگی او را تعیین می کند.
بنابرین در ذهن انسان سه مرتبه وجود دارد:
توصیف ها (گزاره های توصیفی)
قضاوت ها و داوری ها (گزاره های ارزشی: خوب است، بد است.)
انتخاب ها
مجموعه انتخاب های او روش زندگیش را مشخص می کند.
اعتقاد به خدا بازتاب هایی دارد. نوع زندگیِ معتقد به خداوند با نوع زندگی کسی که به خدا اعتقاد ندارد، متفاوت می باشد. کسی که به خداوند اعتقاد دارد، و او را خالق و حافظ و مدبِّر جهان می داند، و وجود و حیات خود را در ارتباط با او می یابد، نمی تواند از خواست ها و اراده های او غفلت ورزد.
از این رو نخست سعی می کند اراده ها و خواست های او را کشف کند، آنگاه بدان اراده ها جامه عمل بپوشاند، و در آن مواقع که میان خواست و اراده اش با اراده او تعارضی پدید آید، اراده او را ترجیح می دهد.
“حیات دینی” (زندگی دینی) در اینجا زاده می شود.
قرآن “دین” را جز “اسلام” (تسلیم شدن در برابر خداوند) نمی داند:
إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلَامُ … (آل عمران: 19) [دين در نزد خدا، اسلام (و تسليم بودن در برابر حق) است…] “اسلام” آیین عمومی همه کسانی است که در آسمانها و زمین هستند:
أَفَغَيرَ دِينِ اللَّهِ يَبْغُونَ وَ لَهُ أَسْلَمَ مَنْ فِي السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ طَوْعًا وَ كَرْهًا وَ إِلَيهِ يُرْجَعُونَ (آل عمران: 83) [آيا آنها غير از آيين خدا می طلبند؟! (آيين او همين اسلام است؛) و تمام کسانی که در آسمانها و زمين هستند، از روی اختيار يا از روی اجبار، در برابر (فرمان) او تسليمند، و همه به سوی او بازگردانده می ‌شوند.] وَ مَنْ يَبْتَغِ غَيرَ الْإِسْلَامِ دِينًا فَلَنْ يقْبَلَ مِنْهُ وَ هُوَ فِي الْآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِينَ (آل عمران: 85) [و هر کس جز اسلام (و تسليم در برابر اراده خدا،) آيينی برای خود انتخاب کند، از او پذيرفته نخواهد شد؛ و او در آخرت، از زيانکاران است.] دین یا “حیات دینی” یا در نبی محقَّق می شود، یا در پیروان نبی. نبیّ خود به مواجهه با امر الهی نائل می شود. در این مواجهه ها تعالیم و احکامی در یافت می کند. این احکام و تعالیم بر دو دو دسته اند: اعتقادی، عملی. احکام اعتقادی به توصیف جهان و انسان و خدا می پردازد. “نبی” موافق این تعالیم ذهنیات و آراء خویش را دگرگون می کند، و موافقِ آن تعالیم، سه موضوع مذکور (انسان، خدا و جهان) را می نگرد.
احکام عملی، تعالیم راجع به اعمال و رفتارهاست. این تعالیم برای اعمال آدمی پنج گونه حکم صادر می کند: حرمت، کراهت، وجوب، استحباب و اباحه.
نبی موظف می شود که از اعمال حرام و مکروه خودداری کند، و واجبات و مستحبات را انجام دهد.
در قرآن آمده است:
فَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ وَ مَنْ تَابَ مَعَكَ وَ لَا تَطْغَوْا إِنَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ (هود: 112) [پس همان‌گونه که فرمان يافته‌ای، استقامت کن؛ و همچنين کسانی که با تو به سوی خدا آمده‌اند (بايد استقامت کنند)! و طغيان نکنيد، که خداوند آنچه را انجام می ‌دهيد می ‌بيند!] امتثال و به جای آوردن اوامر و نواهی الهی “تقوی” نامیده می شود. احکام عملی مبتنی بر احکام اعتقادی پدیدار می شود. پیروان “نبی” هم در این مسیر از او پیروی می کنند.
قرآن برای این افراد وعده هایی داده است:
إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيهِمُ الْمَلَائِكَةُ أَلَّا تَخَافُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِي كُنْتُمْ تُوعَدُونَ (فصلت:30) [به يقين کسانی که گفتند: «پروردگار ما خداوند يگانه است!» سپس استقامت کردند، فرشتگان بر آنان نازل می‌ شوند که: «نترسيد و غمگين مباشيد، و بشارت باد بر شما به آن بهشتی که به شما وعده داده شده است!] إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا فَلَا خَوْفٌ عَلَيهِمْ وَ لَا هُمْ يَحْزَنُونَ (أحقاف: 13) [کسانی که گفتند: «پروردگار ما الله است»، سپس استقامت کردند، نه ترسی برای آنان است و نه اندوهگين می شوند.] بیضاوی در تفسیر خویش ذیل آیه 30 فصلت اورده است:
منظور از “قالُوا رَبُّنَا اللَّهُ” اینست که به ربوبیت خداوند اعتراف می کنند و به وحدانیتش اقرار. “ثمّ اسْتَقامُوا” یعنی در عمل استقامت ورزند. “ثُمّ” در اینجا برای بیان تراخی رتبه عمل از اقرار است، زیرا که اقرار، مبدء استقامت می باشد. روایت شده است که منظور از استقامت ثبات بر ایمان و اخلاص در عمل و انجام فرائض است.
فیض کاشانی نیز آورده است: “قالُوا رَبُّنَا اللَّهُ” یعنی به ربوبیت او اعتراف می کنند، و به وحدانیت او اقرار می نمایند، سپس مواق مقتضای آن استقامت می ورزند. (الصافی)

مسعود تلخابی

همچنین ببینید

به بهانه‌ «مست عشق» (۲)

«مست عشق» داستان خطی و سرراستی ندارد و با فلش‌بک‌های شرحه‌شرحه، به جای آغاز، از …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *