خانه / تعلیم و تربیت / فلسفه علوم اعصاب و فلسفه عصب شناختی
علوم اعصاب

فلسفه علوم اعصاب و فلسفه عصب شناختی

در طول سه دهه گذشته فلسفه علم به طور فزاینده ای محدود به حوزه های خاص شده است. دغدغه های فلسفه علم دیگر مثل گذشته جنبه های کلی فعالیت علمی نیست و به مفاهیم، مشکلات، و معما های خاص یک حوزه علمی بخصوص محدود شده است. فلسفه علوم اعصاب مثال مناسبی است. این حوزه علمی نوظهور تحت تاثیر پیشرفت های قابل توجه اخیر در علوم اعصاب بوده است. «علوم اعصاب رایانشی» و «علوم اعصاب شناختی» اکنون دارند در مورد موضوعاتی بحث می کنند که به شکل سنتی مورد بحث علوم انسانی بودند، من جمله ماهیت هوشیاری، عملکرد، دانش، یا هنجارگرایی. یافته های تجربی در مورد ساختار و کارکرد مغز نشان داده اند که برنامه های «طبیعت گرایانه» ممکن است در جزئیات از مبانی فلسفی خود فراتر روند.

در ادبیات، بین موضوع «فلسفه علوم اعصاب» و «فلسفه عصب شناختی» (یا نورو فلسفه) تمایز قائل شده اند. مورد اول به بررسی موضوعات اساسی در علوم اعصاب می پردازد، ولی مورد دوم متمرکز بر روی کاربرد مفاهیم علمی عصب شناختی در پاسخ به سوالات سنتی فلسفی است. جستارهایی در مفاهیم متفاوت شناختی به کار رفته در نظریات علوم اعصاب مثالی از کارکردهای حوزه اول است، لیکن بررسی دلالت های قابل فهم از عارضه های عصبی در رابطه با موضوع «خود واحد» مثالی از حوزه دوم است.

منبع: دایرة المعارف فلسفی استنفورد؛ مدخل فلسفه علوم اعصاب.

مترجم: شیدا بادیان

همچنین ببینید

روش علمی؛ حدس ها و ابطال ها / ابطال گرایی (Falsifiability) – دیدگاه کارل پوپر –

مقدمه: دانشمندان در قلمروه هایِ پژوهشیِ خود، فرضیه ها و نظریه های علمی، ارائه می …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *