خانه / قلمرو های فلسفه / فلسفه ذهن / غریزه عقل از دیدگاه ملاصدرا

غریزه عقل از دیدگاه ملاصدرا

از انسان، رفتارهایی صادر می شود که نظیر آنها را نمی توان در موجوداتِ دیگر دید. انسان ها، می توانند دانش هایی را کسب و تدوین کنند، و صنایع پیچیده ای بسازند. چرا این توانایی ها در انسان هست و در موجودات دیگر نیست؟ ناچار باید گفت در انسان چیزهایی هست که در موجودات دیگر نیست. این چیز، یا چیزها او را بر چنین فعالیت هایی قادر می سازد.

1 – تعریف عقل
ملاصدرا در یکی از تعاریف عقل می گوید: «الغريزة التى بها يمتاز الانسان عن البهائم و يستعد لقبول العلوم النظرية و تدبير الصناعات الفكرية.» [1] “عقل”، غریزه ای است که به آن، انسان، از چهارپایان، متمایز می شود. انسان، با این غریزه، برای پذیرش و قبولِ علوم نظری و تدبیرِ صناعاتِ فکری آماده می شود.

2 – عقل به عنوانِ غریزه
پیش از ملاصدرا، غزالی (م 505) نیز از “غریزه عقل” سخن گفته است.[2] منظور از غریزه در کلمات ایشان طبیعت و سرشتی است که انسان بر آن آفریده شده است.[3]
3 – برخورداری همه انسان ها از این غریزه
انسانِ احمق و باهوش، در داشتنِ این غریز، با هم برابرند. همه انسان ها دارای این غریزه اند. این غریزه، در انسانی که خوابیده است، و انسانی که در حال اغماء است، و انسانِ غافل یافت می شود. به این اعتبار همه انسان ها عاقل اند. [4]

4 – غریزه عقل و غریزه حیات
غریزه عقل، به غریزه حیات می مانَد. چنانکه حیات، غریزه ای در حیوان است، که با آن کارهایی انجام می دهد، و جسمش با آن برای حرکاتِ اختیاری و ادراکاتِ حسی آماده می شود؛ همچنین این عقل، غریزه ای است که با آن، انسان، برای اکتسابِ علومِ نظری آماده می شود.

5 – منشأ رفتارها و حرکات در انسان و حیوان
گروهی از دانشمندان، افعال صادر از حیوانات و انسان ها را مستقیما به خداوند نسبت می دهند، و وجودِ اسبابِ آن رفتارها را، در خود انسان و حیوان منکرند. طبق نظر ایشان، انسان، با الاغ، در غریزه برابر است، و تفاوتی میانِ آنها نیست، جز اینکه خداوند به حکم اجراء عادت، در انسان، علومی را می آفریند، که آنها را در الاغ و چهارپایانِ دیگر نمی آفریند.[5]این گروه با این سخن، می خواهند علیت، و سببیت را در پیدایشِ “علوم” نفی کنند، و آنها را به چیزی به نام “عقل” نسبت ندهند، و میانِ علوم و عقل، رابطه “علیت” و “سببیت” برقرار نکنند، و تنها آنها را به عادات خداوند در آفرینش، نسبت دهند.
هرگاه، این مطلب جایز و روا باشد، جایز خواهد بود که میانِ الاغ و جماد هم، در غریزه و حیات، بدون هیچ فرقی، مساوات برقرار شود؛ جز اینکه خداوند، در الاغ، به حکم اجراءِ عادت، حرکاتِ مخصوصی می آفریند.
سببِ تمایز و افتراقِ حیوان و جماد، تنها، به سببِ حرکاتِ مخصوصی نیست که عادت به صدور آنها از الاغ جاری شده باشد، و این عادت از جمادات جاری نشده است. بلکه آن حرکات، به سببِ وجودِ غریزه ای خاص است که در الاغ هست، و در جماد نیست.[6]بنابرین، غریزه عقل هم مانندِ غریزه حیات است، و همچون غریزه حیات محال است که حصول و صدورِ علوم نظری و تدابیر فکری از انسان، فقط مبتنی بر عادت خداوند در آفرینش باشد. به این معنی که عادتِ خداوند بر این جاری شده است که آن علوم و تدابیر را در انسان بیافریند، بدون اینکه زمینه مساعدی در او وجود داشته باشد، و اسبابی برای این کار، در او فراهم باشد. بلکه خداوند، این علوم و تدابیر را، به سبب و واسطه یِ غریزه ای خلق می کند که انسان ها را بر آن آفریده است. انسان ها به سبب این غریزه، و داشتن آن از چهارپایان متمایز می شوند. و  به سببِ این غریزه، آن علوم و تدابیر، از انسان، واقع می گردد و صادر می شود. [7]

6 – انسان و آینه
انسان را می توان با آینه مقایسه کرد. چنانکه آینه از اجسامِ دیگر، با صفت مخصوصی مانندِ صقالت متمایز می شود، و به آن صقالت در او حکایتِ صورت و رنگ ها حاصل می شود؛[8] در انسان هم، به سببِ وجودِ غریزه ای به نام عقل، علوم نظری و تدابیرِ نظری حاصل می گردد.

7 – انسان و چشم
می توان انسان را به “چشم” هم مانند کرد؛ چنانکه “چشم” با صفت غریزیی از دیگر اعضاء متمایز می شود، انسان هم با غریزه ای مخصوص از سایر حیوانات متمایز می گردد. “چشم”، با آن غریزه، مستعد برای دیدن می گردد. [9]بنابرین، نسبتِ این غریزه در استعدادش، برای انکشافِ علوم، مانندِ نسبتِ آینه است به تصاویرِ رنگها و [مانندِ] نسبتِ چشم است به تصاویر مرئیات.

8 – عقل در کتابِ برهان
“عقل” را به این معنی که ذکرش گذشت، حکماء در کتابِ برهان به کار می برند، و به آن قوه ای از قوای نفس را اراده می کنند که به آن یقین حاصل می شود. [این یقین،] با [تکیه به] مقدماتِ صادق ضروریی به دست می آید، که از قیاس و فکر حاصل نشده اند، بلکه بالفطره و بالطبع اند. [یعنی در فطرت و طبع آدمیان مندرج هستند.] از آن جایی که[خود نفس هم] نمی داند که از کجا حاصل شده اند، و چگونه حاصل گشته اند. بنابرین، طبق این معنی عقل جزئی از نفس است، و بدان اوائل علوم به دست می آید. [10]

پی نوشت ها:
[1] – شرح أصول الكافي (صدرا) /  ‏1، 223
[2] – قواعد العقائد / 178 و الاقتصاد فی الاعتقاد / 113
[3] – شرح تجرید العقائد / 258
[4] – شرح أصول الكافي (صدرا) /  ‏1، 223
[5] – همان /  ‏1، 223
[6] – همان  /  ‏1، 223
[7] – همان /  ‏1، 223
[8] – همان /  ‏1، 223
[9] – همان /  ‏1، 223
[10] – همان /  ‏1، 223

  مسعود تلخابی

همچنین ببینید

به بهانه‌ «مست عشق» (۲)

«مست عشق» داستان خطی و سرراستی ندارد و با فلش‌بک‌های شرحه‌شرحه، به جای آغاز، از …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *