خانه / دسته‌بندی نشده / کلمه ادب، و مقاسیه نظریه دکتر معین و استاد هشتروی (یادی از استاد هشترودی)

کلمه ادب، و مقاسیه نظریه دکتر معین و استاد هشتروی (یادی از استاد هشترودی)

درباره ریشه کلمه ادب، و اینکه این کلمه به چه معنایی است، دو قول و نظریه می توان پیدا کرد:
نظریه اول این کلمه را غیر عربی می داند، و نظریه دوم آن را عربی.
نظریه اول این کلمه را غیر عربی می داند. در این نظریه، کلمه ادب از ریشه Dapi  و Dipi در زبان پارسی باستان اشتقاق یافته است. کلمه Dapi یا Dipi در زبان فارسی باستان به معنی نوشته و نوشتن به کار می رفت. ما کلمه Dapi  و Dipi را در برخی واژه هایی که امروزه در زبان فارسی متداول است می بینیم. موارد زیر از این نمونه است:
الف- کلمه دبستان. این کلمه، از دو جزء اشتقاق یافته است: دب + ستان. ستان پسوند مکان است. دبستان یعنی محل نوشتن. طبق اصطلاحات متداول، دبستان را به جایی که در آن نوشتن می آموزند، ترجمه کنیم.
ب – کلمه دبیر. دبیر از همین ریشه است. دبیر در اصل دپی ور بوده است. دپی ور به معنی نویسنده است. ور یک پسوند فاعلی است. ما امروزه در زبان انگلیسی هم پسوند فاعلی داریم. مثلا Run یعنی رانندگی کردن، Runner می شود راننده. Er  که امروزه در زبان انگلیسی به کار می رود، تقریبا هم ریشه است و در دوران گذشته یک کلمه بوده اند.
ج – کلمه دیوان. این کلمه در اصل دپی وان بوده، به معنای جایی که نوشته ها را در آن حفظ می کنند.
د- کلمه دیبا. دیبا پارچه سفید و حریر سفیدی بوده که روی آن چیزی می نوشته اند، که در اصل دپی وا بوده.
ه – کلمه دوات. این کلمه دپی وات بوده که آلت و ابزار نوشتن است.
طبق این نظریه، ادب در اصل به معنی نوشته و نوشتن است.
نظریه مذکور، از آن استاد هشترودی است.
در برابر این نظریه می توان نظریه دکتر محمد معین را مطرح کرد. ایشان، در ریشه ادب و همینطور در ریشه دب که در دبستان هست نظر دیگری دارند، این نظریه را می توان در برابر نظریه استاد هشترودی مطرح نمود. طبق این نظر، کلمه دب و کلمه Dapi ، در زبان عربی به صورت ادب در نیامده است. بلکه آن کلمه ای که در زبان عربی با ریشه Dipi و دب هم خانواده است و ماده اصلی آن کلمه است، کلمه دفّ است، نه ادب. در زبان سومری کلمه ای داریم، به صورت Dub. این کلمه، به معنای لوحه و خط است. بعد این کلمه Dub در زبان فارسی باستان، مخصوصا در کتیبه های هخامنشی که امروزه موجود است به صورت Dipi در آمده است، با حفظ همان معنا که خط و لوح و نوشته باشد. بعد کلمه Dipi در زبان اکّدی، زبان مردم آکّاد، به صورت Tuppu/Duppu در آمده است، با حفظ همان معنا. این کلمه، وارد زبان آرامی شده است و به Dup تبدیل شده است که باز به معنای لوح و نوشته است و همین کلمه وارد زبان عربی شده و به صورت دفّ در آمده است. دفّ به استخوان پهلو گفته می شود، مخصوصا استخوان پهلوی شتر که در دوره های ساخته شدن این واژه، یکی از مهم ترین ابزارهای نگارش بود. یکی از آن چیزهایی که قرآن را بر روی آن، در عصر پیامبر(ص) می نوشته اند، استخوان پهلوی شتر بود. امروزه هم کلمه دَفَّ را در زبان عربی به جلد کتاب اطلاق می کنند. دَفَّتان یعنی دو جلد کتاب. این نظریه از دکتر معین آغاز شده است. دکتر معین یکی از لغت شناسان برجسته دوره های معاصر است که دو اثر خیلی ارزشمند دارد، یکی  فرهنگ فارسی است در شش جلد، و دیگری حواشی برهان قاطع. تفاوتی که بین نظریه استاد هشترودی و دکتر معین وجود دارد این است که طبق نظر استاد هشترودی این سیر از کلمه ادب سر در می آورد ولی طبق نظریه دکتر معین از کلمه دفّ. طبق نظریه دکتر معین کلمه ادب، ریشه غیر عربی ندارد. طبق نظر ایشان، ادب یک کلمه و واژه عربی است.

مسعود تلخابی

همچنین ببینید

فلسفه ورزش

“فلسفه ورزش”[1]، محل تلاقی “ورزش” و “فلسفه” است. ورزش از دوران ماقبل تاریخ انجام می …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *