چشم زخم

تا کنون، دلیل و تبیینِ علمی و فلسفی قانع کننده برای صحت این باور ارائه نشده است، تنها برخی از بزرگان از “ممکن بودن آن” و “مُحال نبودنش” سخن گفته اند. چشم زخم، آسیب و صدمه‌رسیدن از نگاه و نظرِ کسی بر جان و مال دیگری است. می گویند: نزدیک به چهل درصد[1] مردم جهان معتقدند دست کم در بعضى از چشمها اثر مخصوصى است كه وقتى از روى حسادت، تحسین یا اعجاب و امثالِ اینها به چيزى بنگرند ممكن است به آن آسیب برسانند یا از بین ببرند. اعتقاد به چشم زخم در بین انسان ها از دوران ماقبل تاریخ وجود داشته است، و طلسم هایی برای محافظت در برابر آن پدید آمده است که قدمت آنها به حدود 5000 سال پیش می رسد.[2]
میانِ اهل نظر، همواره این سؤال مطرح بوده است که «آيا چشم زخم یا چشم زدن واقعيت دارد؟» یا یک باورِ موهم می باشد.
مهم‌ترین بحث‌ها را در نفی باور به “چشم‌زخم”، متکلمان معتزلی، چون ابوعلی جبایی و ابوالقاسم بلخی مطرح کرده‌اند.
در ادامه، نظر سه تن را درباره “چشم زخم” می آوریم. این سه تن سعی کرده اند، مُحال نیودن آن را اثبات کنند، و تبیینی حداقلی از آن ارائه دهند. در ضمنِ این اقوال، نظرِ مخالفان نیز مندرج است.
الف – بیان ابن سینا:
ابن سينا در کتاب “الإشارات و التنبیهات” درباره “چشم زخم”[3] سخن گفته است. وی می نویسد: «مبدأ چشم زخم، يك حالت نفسانى اعجاب‌آور است كه در شىء يا شخص مورد تعجب تأثير بد مى‌گذارد و اين [تأثیر]، بر اثرِ خاصيت آن است.» [4] سپس نظر کسانی را رد می کند که معتقدند تأثیر تنها با “تماس” یا “فرستادن جزء علت” یا “ایجاد کیفیت در واسطه” حاصل می شود، و هیچکدام از اینها در “چشم زخم” وجود ندارد. وی می نویسد: «فقط كسى اين مطلب را بعيد مى‌داند كه فرض مى‌كند فقط تماس باعث تأثير در اجسام است، يا جزئى (از علت به سوى معلول) فرستاده شود، يا كيفيتى را در واسطه ايجاد كند. و هركس كه اصول ما را مورد تأمل قرار دهد اين شرط را از درجۀ اعتبار ساقط مى‌داند.»[5]
ب – بیان فخر رازی:
فخر رازی، نخست نظر مخالفان را می آورد. وی می نویسد: «برخی “چشم زخم” را انکار کرده اند و گفته اند، تأثیر جسم در جسم، جز به واسطه تماس، معقول نیست و تصور نمی شود؛ و در اینجا هیچ تماسی صورت نمی گیرد، بنابرین حصول و وقوع تأثیر محال است.» آنگاه چنین ادامه می دهد: «[ماهیتِ] انسان از دو حال خارج نیست، یا عبارتست از نفس، یا عبارتست از بدن. بر فرض نخست، مُحال نیست که جواهر و ماهیات نفوس متفاوت باشد. زمانی که ماهیات و جواهر نفوس متفاوت شد، اختلاف آنها در لوازم و آثارشان مُحال نخواهد بود. بنابرین دور از [ذهن] نخواهد بود که برای برخی از نفوس خاصیتی در تأثیر باشد؛ و بنابر فرض دوم، [یعنی انسان عبارت از بدن باشد،] همچنین مُحال نیست که مزاج انسان به  صورت مخصوصی واقع گردد که برای آن اثر خاصی باشد. خلاصه اینکه احتمال عقلی [بر وقوع چشم زخم] قائم است.»[6]
ج – بیان ابن ابی الحدید
ابن ابی الحدید، در شرح نهج البلاغه قولی از حکما نقل می کند. وی می گوید: «برای حکماء در تعلیل “چشم زخم”، سخنی است که چاره ای از ذکر آن نیست. ایشان می گویند: “چشم زخم” به نفسِ “چشم زخم زننده” بر می گردد. زیرا ماده و هیولی مطیعِ نفس است و از آن متأثر می شود. مگر نمی بینی که نفوس افلاک در آنها تأثیر می گذارد، و صورتر های پی در پی بر آنها پدید می آورد. نفوس بشری از جوهر نفوس افلاک است، و به آنها بسیار شبیه می باشد، جز اینکه نسبت آن به نفوس افلاک، مانند نسبت چراغ به خورشید است، بنابرین تأثیر عمومی ندارد، بلکه تأثیرش در بیشتر اوقات تنها در بدن خودش می باشد. از همین روست که مزاج و طبیعت انسان هنگام خشم گرم می شود.‏ [و] زمانی که صورت معشوق را تصور می کند، برای آمیزش آماده می گردد. بنابرین، در این هنگام، تصور نفس در چیزی اثر می گذارد که خارج از اوست، زیراکه نفس حالتی در بدن نیست بنابرین، دور از [ذهن] نیست که نفسی وجود داشته باشد که برای آن جوهر مخصوصی باشد، و جوهر مخصوصِ این نفس، متفاوت از جواهر نفوس دیگر باشد؛ به گونه ای که در غیر بدن خود تأثیر بگذارد؛ و برای همین است که می گویند قومی در هند هست که با وهم و تصور [آدم] می کشند. چشم زخم نیز از همین باب است. “چشم زخم” را می توان این گونه تعریف کرد: نفس صورت مخصوصی را [تصور می کند،] سپس آن را نیکو می شمارد، و از آن متعجب و شگفت زده می شود؛ و این نفس، بسیار خبیث و پلید می باشد. به این ترتیب جسم آن صورت منفعل و مُطیع برای آن نفس می شود، چنانکه بدن از سم متأثر می گردد.»[7]
هیچکدام از این تحلیل ها، و همچنین تبیین هایی که اخیراً بیان شده است، مانند نیروی معناطیسی چشم ها، و مقایسه با اشعه لیزر برای تقریب به ذهن[8]، قانع کننده نیستند. نهایت کاری که این تحلیل ها می توانند بکنند اثباتِ امکان آنست. درست است که در قرآن و روایات، از “چشم زخم” سخن به میان آمده است، ولی ما در اینجا دنبالِ تحلیل های عقلی بودیم.

پی نوشت ها:
[1] – The evil eye as synthetic image and its meanings on the Island of Pantelleria, Italy”. American Ethnologist. Galt, Anthony H. : 664–681, 1982
[2] – The strange power of the ‘evil eye’, Hargitai, Quinn, (19 February 2018), BBC. Archived from the original on 9 February 2021.
[3] – الإصابة بالعین
[4] – الإشارات و التنبیهات، ابن سینا، حسین بن عبد الله. محقق مجتبی زارعی / ۳۹۰، قم، بوستان کتاب، 1381 ه.ش
[5] – همان / ۳۹۰
[6] – التفسير الكبير (مفاتيح الغيب)، فخر رازى، محمد بن عمر/ 30، 618 بیروت، دار إحياء التراث العربي، چاپ: 3، 1420 ه.ق.‏
[7] – شرح نهج البلاغة لابن أبى الحديد / ‏19، 373، قم، 1378-1383 ش.
[8] – تفسير نمونه، مكارم شيرازى، ناصر / 24، 427 ، دار الكتب الإسلامية،  تهران، 1371 ه.ش.

 

مسعود تلخابی

همچنین ببینید

به بهانه‌ «مست عشق» (۲)

«مست عشق» داستان خطی و سرراستی ندارد و با فلش‌بک‌های شرحه‌شرحه، به جای آغاز، از …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *