خانه / قلمرو های فلسفه / فلسفه أولی

فلسفه أولی

قاعده در اطلاق اسماء حسنی (از منظر ملاصدرا)

ملاصدرا، در تفسیرِ خویش ذیل آیه نخست سوره فاتحه، یعنی، آیه بسملة، درباره رحمت سخن می گوید. آنگاه به کیفیتِ اطلاق این اسم و اسماء بر خداوند سخن می گوید. وی می گوید: “رحمت”، در لغت، به معنی تعطف و حُنُوّ [یعنی مهربانی کردن] است. زهدان را، از آن رو …

ادامه نوشته »

ترجمه، تفصیل و تشریح رساله “مفهوم الوجود و الماهیّة” میرداماد

1 – هویت ممکن الوجود هر ممکنی، با نظر به ذاتش، چه ازلی باشد، چه حادث، لاشیئ صرف است. پس چون برای او “شیئیت” و “کون خارجی” و “حقیقتِ خارجیِ متأصل” حاصل آمد، [او موجود می شود.] ثبوتِ هیچ کدام از این امور، [یعنی “شیئیت” و “کون خارجی” و “حقیقتِ …

ادامه نوشته »

کلمه مساوقت

“مساوَقت”، در لغت، به معنی معیت و همراهی در سَیر و رفتن است. به گونه ای که هر یک از روندگان در جنب و کنار دیگری حرکت کند. این کلمه در اصطلاح به دو معنی اطلاق می شود: معنی اول، تساوی منطقی است، و معنی دوم ترادف به حَسَبِ مفهوم. …

ادامه نوشته »

آیا وجود، صفتی برای ذات است؟

این مطلب، درباره این نظرِ برخی از متکلمین است که می گویند: وجود، صفتی است که بر ذات حادث می شود. این ذات، در حالتِ وجود و عدم، ذات است. [یعنی نوعی و گونه ای از ثبوت را دارد.] إنَّ جماعةً من الناسِ ذَهَبُوا إلى أنَّ الوُجُودَ صِفَةٌ يَتَجَدَّدُ عَلَى …

ادامه نوشته »

تاریخچه مبحثِ “وجودِ رابطی”

گویا اصطلاح “وجودِ رابطی”، در آثارِ متقدمین نبوده است. این اصطلاح، از زمانِ شریف جرجانی (م 816) متداول شده است. ریشه های پیدایش این اصطلاح را در “تجرید الإعتقاد” خواجه نصیر می توان یافت. 1 – نصیرالدین طوسی، ابوجعفر محمد (طوس ۵۹۷ـ کاظمین ۶۷۲) خواجه نصیر در مبحثِ “موادّ ثلاثِ” …

ادامه نوشته »

کلماتِ وجودی

ابن سینا در “منطق شفا”، از “کلماتِ وجودی” سخن گفته است. وی می گوید: «هر قول جازمی، حملی باشد، یا شرطی، در زبانِ یونانی، به کاربردِ کلماتِ وجودی نیازمند است. این کلمات، واژگانی هستند که بر نسبت و زمانی دلالت می کنند، بدون آنکه در آنها، [یعنی در آن کلماتِ …

ادامه نوشته »

هویت مابعدالطبیعه

ملامهدی نراقی، در دو اثر خود، “اللَمَعات العرشیة” و “جامع الأفکار”، درباره “وجود رابطی” سخن گفته است. گوشه ای از یک گفتار او را از کتاب جامع الافکار نقل می کنم، که به نظرم حاوی نکته های ارزشمندی است. ایشان در این کتاب می گویند: نسبتِ عقل، به مُدرَکارتش، مانندِ …

ادامه نوشته »

فضیلت وجود

ملاصدرا در آثار خود از “فضیلة وجود” سخن گفته است. ابن منظور در لسان العرب می گوید: “فضل” و “فضیلت” معروف اند. ضد “نقص” و “نقیصه” اند. چنانکه “فضیلة” به معنی مزیت و فزونی است، “نقیصة” به معنی کمی و کاستی و ضعف است. وقتی از “فضیلت وجود” سخن می …

ادامه نوشته »

دلیل بحث از واجب الوجود در فلسفه أولی

بحث از واجب الوجود، در واقع بحث از “وجود” است. بنابرین، این بحث در نظامِ هستی شناسی می گنجد، از این رو اهتمام به شناخت آن، نگرش ما را به هستی عمیق تر و دقیق تر می کند. فیلسوفان، فلسفه اولی را که موضوع بحثش “موجود بما هو موجود” است، …

ادامه نوشته »

نظام های فکری بر پایه نور (دیدگاه غزالی)

عده ای در طول تاریخ سعی کرده اند که یک نظام فکری بر پایه “نور” ارائه دهند. منظور از نظام فکری مجموعه اندیشه های مرتبط به هم است که می خواهد جهان را تبیین کند. بعضی از نظام های فکری تنها بخشی از جهان را تبیین می کنند، و برخی …

ادامه نوشته »