خانه / قلمرو های فلسفه

قلمرو های فلسفه

فلسفه سیاسی (3)؛ نظریه سیاسی

عنوانِ “نظریه سیاسی”[1]، بیشتر، در سه معنی به کار می رود: اول: نظریه ای که به روابط سیاسی میان انسان ها متعلق است. این نظریه، به صورت مشخص، به “اساس و سازمان حکومت”[2] مربوط می شود. نظریه های سیاسی، اغلب، محصولِ اصطکاکات و برخوردها و اختلافات اجتماعی است. به این …

ادامه نوشته »

فلسفه سیاسی (2)؛ فلسفه سیاسی و “علوم اجتماعی” و “اخلاق؛ موضوعات و مسائل فلسفه سیاسی

“فلسفه سیاسی”، از یکسو با “علوم اجتماعی” مرتبط است، و از سوی دیگر با علم اخلاق. “علوم اجتماعی”[1] مجموعه دانش هایی است که چگونگی رفتار و اعمال افراد و گروه‌ها و علل و دلایلِ آن‌ها را بررسی می کند. “علوم اجتماعی” شاملِ دانش هایِ جامعه‌شناسی، اقتصاد، انسان‌شناسی، علوم سیاسی و …

ادامه نوشته »

فلسفه سیاسی (1)

تعریفِ دقیقِ “فلسفه سیاسی” کار دشواری است. برخی “فلسفه سیاسی” را فاقد موضوع می دانند، و دشواریِ تعریفِ آن را به همین سبب می پندارند. فلسفه سیاسی دو کار انجام می دهد: (الف) سازمان های اجتماعی و نهادهای سیاسیِ گذشته و کنونی را شرح و توصیف می کند. (ب) ارزش …

ادامه نوشته »

اثير الدين ابهرى

اثير الدين ابهرى فضل (يا مفضل) بن عمر- ابهرى سمرقندى، از اكابر علماى معقول كه در منطق و حكمت يدى طولى داشته و تأليفات او: 1 – ايساغوجى. 2 – الزبدة. 3 – قال اقول كه شرح كتاب ايساغوجى بوده و بارها در هند چاپ شده. 4 – الكشف. 5 …

ادامه نوشته »

فرایند رشد ذهن

برای انسان، از دوره جنینی، تصوراتی حاصل می شود. وقتی او متولد می شود، و گوش و چشم و حس های دیگرش به کار می افتد، وسعتِ این تصورات بیشتر می شود. آنگاه، به تدریج، قوه تجرید و تعمیم او هم به کار می افتد. وی، در این حالت، قادر …

ادامه نوشته »

دود اسفند

ذهن انسان، مملوّ از تصدیقات مختلف است. این تصدیق ها، مبنایِ انتخاب ها، عمل ها و رفتارهای اوست. دیروز، در یک جمعی بودیم. صاحب خانه، اسفند دود می کرد. یکی از افرادِ حاضر در آنجا، گفت: دودِ اسفند سرِ مرا به درد می آورد. دیگری گفت: اسفند مغز را گرم …

ادامه نوشته »

قاعده در اطلاق اسماء حسنی (از منظر ملاصدرا)

ملاصدرا، در تفسیرِ خویش ذیل آیه نخست سوره فاتحه، یعنی، آیه بسملة، درباره رحمت سخن می گوید. آنگاه به کیفیتِ اطلاق این اسم و اسماء بر خداوند سخن می گوید. وی می گوید: “رحمت”، در لغت، به معنی تعطف و حُنُوّ [یعنی مهربانی کردن] است. زهدان را، از آن رو …

ادامه نوشته »

رمانتیسم فلسفی (۲)

[1 – تحقیقات درباره رمانتیسم در ایران] تحقیقات مربوط به رمانتیسم در ایران علی الاغلب، پیرامون رمانتیسم ادبی-هنری صورت گرفته است. هنوز مبانی فلسفی رمانتیسم، چندان، واکاوی نشده است. [2 – فردریک بیزر  و کتاب “رمانتیسم آلمانی”] فردریک بیزر درکتاب «رمانتیسم آلمانی» ریشه ها و اصول و مبانی رمانتیسم فلسفی …

ادامه نوشته »

درباره کلمه “قول” و ارکان آن

[1 – تعریف قول] حرالی گوید: القَوْلُ‏ إِبْداءُ صُوَرِ التَّكَلُّم نظْماً بمنْزِلَة ائْتِلاف الصُّور المَحْسُوسَة جمْعاً، فالقَوْلُ مَشْهود القَلْب بوَاسِطَة الأُذُنِ، كما أَنَّ المَحْسوسَ مَشْهودُ القَلْبِ بوَاسِطَة العَيْن و غيرِها.[1] [“قول”، آشکار کردن صور تکلم است به صورت منظم، [این نظم و تنظیم و درآوردن به صورت نظام،] مانند جمع …

ادامه نوشته »

ترجمه، تفصیل و تشریح رساله “مفهوم الوجود و الماهیّة” میرداماد

1 – هویت ممکن الوجود هر ممکنی، با نظر به ذاتش، چه ازلی باشد، چه حادث، لاشیئ صرف است. پس چون برای او “شیئیت” و “کون خارجی” و “حقیقتِ خارجیِ متأصل” حاصل آمد، [او موجود می شود.] ثبوتِ هیچ کدام از این امور، [یعنی “شیئیت” و “کون خارجی” و “حقیقتِ …

ادامه نوشته »