خانه / تعلیم و تربیت / دو نوع عقلانیت (2)؛ گزیده ای از مباحث جلسه 4 شرح اسفار ملاصدرا

دو نوع عقلانیت (2)؛ گزیده ای از مباحث جلسه 4 شرح اسفار ملاصدرا

دو نوع عقلانیت (2)؛ گزیده ای از مباحث جلسه 4 شرح اسفار ملاصدرا – 1394/08/16
مدرس: مسعود تلخابی

تقابلِ “عقلانیت حقیقت محور” با “عقلانیت دنیا محور” در تقابل زندگی انبیاء و معاصرانشان قابل رؤیت است. آنان قادر به درک طریق زندگی انبیاء نبودند، از این رو همواره آنان را جنون منتسب می داشتند. “جنون” در برابر “عقلانیت” قرار می گیرد. مگر به پیامبران نگفتند که شما مجنونید؛ دیگران می رفتند و تمام غایت زندگیشان را کسب دنیا (ثروت، شهرت و قدرت) می کردند، و بر داشته ها می افزود، و در این راه از پایمال کردن هیچ حقی دریغ نداشتند. پیامبران هم می رفت مثلا مردم را ارشاد کند، تا تکمیل نفوس بکنند.
سوال: چگونه تعادل برقرار کنیم؟
به این معنی که نیمی از تکاپوی خود را صرف کسب دنیا کنیم و نیمی دیگر را بر پایه حقیقت زندگی کنیم، نمی شود تعادل برقرار کرد.
عقلانیت نوع اول با عقلانیت نوع دوم قابل جمع نیست. اما این نکته را نباید فراموش کرد که سعادت دنیا هم در سایه “عقلانیت حقیقت محور” به دست می آید، نه عقلانیت دنیا محور. ما همواره پشت به گنج داشته ایم.
انبیاء نیز “عقلانیت حقیقت محور” را رعایت می کردند، همه کار هایشان در این راستا [راستای عقل] بود؛ کار که می کردند در این راستا بود؛ نه اینکه دائم حساب دو دو تا چهار تا کنند، که چگونه مثلا این یکی را بکنم دو تا؛ و در راستای این هدف هیچ حقیقتی مهم نباشد، انبیاء که کار می کردند، به صِرف این که آن کار، کاری است که معبودش هم به آن امر کرده است. شما پیامبر یا امامی را دیدید که دائما چرتکه بیندازد که چه جور حسابم را زیاد کنم؟! و هدف غایی زندگیش را آن قرار دهد و هر حقیقت دیگری را پای آن قربانی کند؟! … انبیاء را می بینیم دائم دارد کار می کردند، یا کلی کار می کردند و یک شبه همه اش را می بخشیدند. این بخشیدن ها طبق عقلانیت ما یک کار عاقلانه ای است؟! …
سوال: روایتی هست که امام صادق علیه السلام فرموده اند اگر به شما گفتند که بار زندگی تان را به دوش می کشیم، شما قبول نکنید؛ آن چیزی که من فهمیدم، مثلا یکی بگوید من مسائل مالی تو را حل می کنم، اما تاکید بر این است که خود شخص باید این زحمت را بکشد؛ [این با مطلبی که فرمودید، چه جور قابل جمع است]؟
آن دقیقا عین همین [عقل] است؛ تلاش برای کسب معاش و روزی در این جا [سمت عقل] قرار دارد؛ آن طرف نیست؛ من نمی گویم نباید کسب معاش کنیم ولی این که همه چیز را، همه اهداف زیستنم را بر این پایه بگذارم که “دنیای خویش را فربه تر کنم، و در راه رسیدن به آن هچ حقیقتی را مهم نیانگارم” و یکی را بکنم دو تا، الان یک ماشینی دارم، مثلا پراید، چه جور آن را تبدیل کنم به مثلا پژو؛ فقط فکر و ذکرم این است، و هیچ حقیقتی معیاری برای کارهای من نباشد، این درست نیست. می خواهم بگویم که آن چیزی که تفاوت ایجاد کرده است میان آن زندگی حکیمانه ای که قرآن به آن دعوت می کند و آن چیزی که ما امروز داریم، این است که ما صرفا، تمام فکر، ذکر و اندیشه مان را مصروف کردیم به مادیات و این که چه جور این را افزایش بدهیم؛ خبری که در این باره باشد، به سرعت می فهمیم؛ هر اتفاقی که ما را به آن اهداف خاصی که داریم، برساند، به سرعت آن را در می یابیم و می فهمیم، در حالی که آن چیزی که بایستی باشد و تحت عنوان حکمت از آن نامبرده می شود، با این ها ممکن است فرسنگ ها فاصله داشته باشد. تمام سخن “عقلانیت حقیقت محور” اینست: «سعادت دنیا و آخرت در سایه این عقلانیت حاصل می شود. عقلانیت دنیا محور رو به سعادت ندارد، پشت به سعادت دارد.»
[نمونه هایی از تعارض دو نوع زندگی:] از علی علیه السلام یک جمله ای بگویم؛ می فرماید: دنیا و آخرت مثل شرق و غرب اند؛ تو اگر هر طرفی بروی از طرف دیگر دور می شوی: «إِنَّ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةَ عَدُوَّانِ مُتَفَاوِتَانِ وَ سَبِيلَانِ مُخْتَلِفَانِ فَمَنْ أَحَبَّ الدُّنْيَا وَ تَوَلَّاهَا أَبْغَضَ الْآخِرَةَ وَ عَادَاهَا وَ هُمَا بِمَنْزِلَةِ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ وَ مَاشٍ بَيْنَهُمَا كُلَّمَا قَرُبَ مِنْ وَاحِدٍ بَعُدَ مِنَ الْآخَرِ وَ هُمَا بَعْدُ ضَرَّتَانِ.» [دنياى و آخرت، دو دشمن متفاوت، و دو راه جداى از يكديگرند، پس كسى كه دنيا را دوست بدارد، و به آن عشق ورزد، به آخرت كينه ورزد و با آن دشمنى خواهد كرد. و آن دو همانند شرق و غرب و انسانى هستند كه بين اين دو راه مى رود، هرگاه به يكى نزديك شود از ديگر دور مى گردد، و آن دو همواره به يكديگر زيان رسانند.] جمله ای هست در نهج البلاغه که می گوید: «مَنْ أَبْصَرَ إِلَیْهَا أَعْمَتْهُ»؛ می گوید هر کسی به دنیا بنگرد، او را کور می کند و «مَنْ أَبْصَرَ بِهَا بَصَّرَتْهُ»؛ دو تا جمله عین هم است، فقط در یکی «إِلَی» است و دیگری «بـِ». «مَنْ أَبْصَرَ إِلَیْهَا أَعْمَتْهُ»، کور بودن دقیقا منافی با حکیم بودن است؛ «مَنْ أَبْصَرَ بِهَا بَصَّرَتْهُ»، او را بینا می کند؛ یعنی دنیا باشد برای رسیدن به معرفت و حکمت. نمی دانم یادتان هست یا نه؟ یک بار درباره تعارض عقلانیت و تعارض عقل دنیوی، در ماه محرمی صحبت کردم، درباره امام حسین علیه السلام؛ این بحث مطرح بوده است. درباره علی (ع) هم مطرح بوده است. درباره امامان (علیهم السلام) هم مطرح بوده است. این سؤال در دوران ائمه مطرح بود که آیا معاویه آدم عاقلی است؟ یا علی علیه السلام آدم عاقلی است؟ امام حسین (ع) به خاطر چه چیزی تمام خانواده اش را برد به کربلا، همه را، حتی یک کودک چند ماهه را. چرا این کار را کرد؟ آن جا یک بله گفتن به یزید تمام غائله ها را پایان می داد؛ یک بله گفتن به یزید یک مقام خوب و دولتی به امام حسین (ع) می داد؛ این کار عاقلانه است که به خاطر یک بله گفتن، من تمام خانواده ام را بدهم از دم تیغ بگذرانند؟ ما این کار را می کنیم؟ جزئی ترینش را می کنیم؟ اصلا تلقی ما از زندگی با تلقی آن ها خیلی متفاوت است. ما برای رسیدن به جزئی ترین چیز ها ممکن است ده جور دروغ بگوییم. الان برعکس شده، الان آن کسی که بتواند موقعیت های مناسب تری برای زندگی خود، به هر نحو ممکن فراهم کند، او آدم عاقلی است؛ در نظر این ها کار امام حسین (ع) کار عقلانی نیست؛ مثلا کار علی علیه السلام عقلانی نبود که چنان که می بینیم کرد.
علی علیه السلام باز در نهج البلاغه می گوید من خودم را برای اصلاح شما فاسد نمی کنم؛ می گوید من بلدم شما را چطور اداره کنم که اصلا آب از آب تکان نخورد ولی با فاسد کردن خودم بایستی این کار ها را بکنم و این کار را نمی کنم.
به همین خاطر دو گونه عقلانیت هست که یکی حکمت گریز است، آن عقلانیتی که در امثال معاویه بود؛ آن وقت ها هم خیلی بحث ها بود که می آمدند به ائمه می گفتند که معاویه خیلی عاقل است؛ علی عاقل نیست، نعوذ بالله، که مثلا چهارسال هم نتوانست حکومتش را حفظ کند؛ معاویه پنجاه سال حکومت کرد و آب از آب تکان نخورد؛ کدام عاقل اند؟ آن عقلانیت معاویه گونه، حکمت گریز است و آن عقلانیتی که علی (ع) دارد، طالب حکمت است؛ یعنی حکمت از آن جا سر بر می آورد.

نویسنده: سهیلا جعفری

همچنین ببینید

اکنون، فردیت و زیبایی

سه مفهومی که مدام درنوشته های پاره ای از روشنفکران ما  تکرار می شوند عبارتنداز: …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *