خانه / فلسفه / مطالعات زبانی

مطالعات زبانی

مقدمه: مطالعات زبانی
“زبان” در شمار پدیده های این جهان است، و چون پدیده های دیگر جهان، محل کنجکاوی ها و کاوش های بشر. مطالعات مربوط به “زبان” از دیرباز رایج بوده است.

1 – تعریف زبان
“زبان”[1] نظامی از نشانه ها است که برای ایجاد ارتباط و انتقال افکار و معانی از ذهنی به ذهن دیگر به کار می رود. این نشانه ها می توانند اشاره، حرکت، علایم راهنمایی، مُرس[2] و اصوات موسیقی هم باشند.

2 – دو قلمرو مطالعات زبانی
تلاش برای شناخت زبان و کشفِ مختصات و قانون ها و قاعده های آن، بیشتر در دو حیطه انجام گرفته است:
الف – کوشش برای کشف قوانین زبان به صورت عام و مطلق. در این حیطه، قوانینی مورد کاوش قرار می گیرد که عام و فراگیر باشد، و همه زبانها را در بر گیرد.
ب – تلاش برای کشف قوانین یک زبان خاص، نه همه زبانها. در قلمرو زبانها می توان چنین فعالیتهایی را مشاهده کرد. دستور زبان فارسی، گرامر انگلیسی، قواعد زبان عربی محصول این تلاشها است.
کاوشهای حیطه نخست را می توان مبتنی بر رویکرد فلسفی تلقی کرد.
مطالعات یونانیان درباره زبان با این رویکرد صورت گرفت. ایشان توجه به منشأ زبان، ماهیت و چیستی آن، رابطه الفاظ و معانی، سعی در تطبیق قواعد منطق بر قواعد زبان و  غیره را مطمح خویش قرار می دادند.[3]مطالعات زبانی منطقیین و اصولیین (به صورت اکثر) و زبانشناسان و فیلسوفان به این ترتیب است.

3 – مطالعات منطقیین
منطقیین درباره زبان و الفاظ به گونه عام و مطلق کاوش می کنند. ابن سینا ضرورت این کاوش را چنین گزارش می کند:
«منطقی را اولا و بالذات اعتنائی به الفاظ نیست و توجهش به الفاظ صرف از حيث مخاطبه و محاوره است. و اگر تعلیم و تعلم منطق به فکری ساده که فقط معانی در آن ملحوظ باشد نه الفاظ، امکان داشت، همان کافی بود. و نیز اگر امکان داشت که آدمی مخاطب خود را به وسیله ای دیگر غیر از لفظ از مافی الضمیر خود آگاه سازد، باز احتیاجی به استعمال الفاظ نداشت. اما ضرورت و احتياج، استعمال الفاظ را ایجاب می کند. خاصه آنکه برای فکر آدمی محال است که معانی را در ذهن بدون الفاظ مطابق آنها تخیل کند، بلکه [ملازمه لفظ و معنی تا آنجاست که] رویّت و تفکر گوئی نجوایِ با خود و حدیث نفسی است که به وسیله کلمات مخيل (نه کلمات ملفوظ) انجام می گیرد (یعنی وقتی آدمی می اندیشد، خواه و ناخواه الفاظ مطابق آن معانی را نیز در نظر می آورد و نمی تواند بدون تخیل و تصور الفاظ به تفکر پردازد. و از آنجا که الفاظ را احوال مختلفی است که به سبب آن احوال معانی ذهنی مطابق آن تغییر می یابد، به نحوی که اگر الفاظ نبود، آن حکم برای تفکرات پیدا نمی شد، صناعت منطق ناچار باید قسمتی از مباحث خود را به نظر و تحقیق در حال الفاظ اختصاص دهد.»[4]بحث منطقیان درباره الفاظ بحثی کلی است، به نحوی که در همه زبانها صادق است، به خلاف بحث علمای دستور که مباحث آنها غالبا در زبانی معين صدق می کند. حکیم سبزواری نیز می گوید:
فلازم للفيلسوف المنطقي
أن ينظر اللفظ بوجه مطلق
ففي الإفادة و الإستفادة
يلزم لفظ شارح مراده[5]
برای فیلسوف منطقی لازم است که در لفظ به صورت مطلق نظر کند. [نه اینکه نظرش تنها به یک زبان باشد و از بان های دیگر غافل گردد. او می بایست لفظ را برهنه از هر قیدی ملاحظه نماید.] و باید در آموختن و فراگرفتن، الفاظی را که بتواند مقصود را بفهماند به کار بندد.
منطقیین درباره الفاظ به مباحث مختلفی می پردازند. موارد زیر از آن جمله است:
وجودات چهارگانه – دلالت و اقسام آن- اقسام دلالت لفظ بر معنی – اقسام لفظ: مفرد و مرکب – تقسیم اسم به اعتبار معنی – نسبت الفاظ به یکدیگر و …

4 – مطالعات اصولیین
در علم اصول دو گونه مبحث مطرح شده است: مباحث مربوط به الفاظ، مباحث مربوط به ادله عقلی.
در هر یک از این دو قسم، اصول و قواعد مربوط به آن قسم مطرح شده است.
به همین مناسبت، به عنوان همان قسم اشتهار یافته است: اصول لفظی و اصول عقلی.
مباحث و اصول لفظی اغلب در ذیل این عناوین مطرح می شود:
1 – وضع. 2 – طبعى بودن صحت استعمال لفظ، در معانى متناسب با موضوع له و طبعى بودن يا وضعى بودن آن. 3 – صحت اطلاق لفظ و اراده نوع يا مثل يا شخص از آن. 4 – الفاظ براى معانى، من حيث هى هى، وضع شده نه از حيث مراد بودن. 5 – وضع مركّبات. 6 – علائم حقيقت و مجاز از قبيل تبادر و غير آن. 7 – احوال پنجگانه (تجوّز، اشتراك، تخصيص، نقل و اضمار) و حكم تعارض آنها. 8 – حقيقت شرعيه. 9 – صحيح و اعم. 10 – اشتراك. 11 – استعمال لفظ در بيشتر از يك معنى. 12 – مبحث مشتق و متعلقات آن. 13 – اوامر. 14 – نواهى. 15 – مفاهيم. 16 – عامّ و خاصّ. 17 – مطلق و مقيّد. 18 – مجمل و مبيّن[6]

5 – مطالعات زبانشناسان و زبانشناسی
“زبانشناسی”[7] مطالعه سیستماتیک و تجربی ساختار و توسعه زبان است. گاهی بدان “علم زبان”[8] یا “علمِ زبانی/زبانشناسی”[9] هم می گویند. این دانش جنبه های مختلف و گوناگونِ “گفتار انسانی”[10] را مطالعه و بررسی می کند. در این دانش واحد های زبان، ماهیت و ساختار آن، چگونگی شکل‌گیری و کارکرد آن، تحولات آن، اصلاح زبان و … مورد مطالعه قرار می گیرد.
حوزه های سنتی زبانشناسی عبارتند از: “آواشناسی”[11]، “واج شناسی”[12]، “ساخت‌ شناسى‌ واژگانى”[13]‌ (علم صرف) ، “نحو”[14]، “معناشناسی”[15]، “گرامر فلسفی یا عمومی”[16] و “کاربرد شناسی”[17]، گرامر فلسفی یا عمومی”[18] و “ارتباط میان نوشته و گفتار”[19]. زبان شناسی با فلسفه زبان، سبک شناسی و بلاغت، نشانه شناسی، فرهنگ شناسی و ترجمه مرتبط است.

6 – فلسفه زبان
“فلسفه زبان”[20]، به مسائل و مطالب متعددی درباره “زبان” می پردازد. موارد زیر از آن جمله اند:
الف – ماهیت زبان.
ب – روابط بین زبان، کاربرانِ زبان و جهان.
ج – مفاهیمی که زبان با آن ها توصیف و تحلیل می شود، هم در گفتار روزمره و هم در مطالعات علمی زبان شناختی.
روش پژوهش در “فلسفه زبان”، متمایز از “زباشنانسی” است. در “فلسفه زبان” از روش “ذهنی و تعقلی”[21] استفاده می شود، و در زبانشناسی از روش “تجربی”[22].  البته باید به حقایقی که در زبان شناسی و رشته های مرتبط با آن آشکار می شود، توجه کرد.[23]

پی نوشت ها:
[1] – language: برخی در تعریف زبان نوشته اند: «سیستم ارتباطی در گفتار و نوشتار که توسط مردم یک کشور یا منطقه خاص استفاده می شود.» (Oxford Advanced Learner’s Dictionary – 8th Edition) در این تعریف به “گفتار” و “نوشتار” تأکید شده است، در حالی که این دو کاربرد زبان اند، نه خود زبان.
[2] – سیستم تلگراف الکترومغناطیسی که از علایم قراردادی خط و نقطه استفاده می‌کند و به نام مخترع آن ساموئل مرس معروف است.
[3] – SUZANNE, Bernard F:Plato and his dialogues: a list of Plato’s works
[4] – الشفاء- المنطق، مدخل‏ ‏1، 22
[5] – شرح المنظومة  / ‏1 ، 91
[6] – رک به: کفایة الأصول / 255 – 9
[7] – linguistics
[8] – science of language
[9] – linguistic science
[10] – human speech
[11] – phonetics
[12] – phonology
[13] – morphology
[14] – syntax: این دانش به مطالعه ترتیب دستوری کلمات و تکواژها در جمله ها و قوانین حاکم بر ساختار جمله اختصاص دارد.
[15] – semantics: این دانش، به مطالعه معنا، از جمله شکل گیری مفهوم، تغییرات در معنا، و رابطه بین عبارات زبانی و معانی آنها اختصاص دارد.
[16] – general or philosophical grammar
[17] – pragmatics: کاربردشناسی به بحث دربارهٔ تأثیر بافت بر معنا می‌پردازد.
[18] – general or philosophical grammar
[19] – relation between writing and speech
[20] – philosophy of language
[21] – conceptual: مرتبط با مفاهیم ذهنی و تئوری ها، و مبتنی بر انها.
[22] – empirical: متكى‌ بر مشاهده‌ و تجربه‌ نه‌ بر تئورى
[23] – britannica. Simon W. Blackburn

 مسعود تلخابی

همچنین ببینید

تفسیر ترتیبی قرآن؛ سورة الفاتحة (1): آیة 1؛ حرف “باء”

آیه: بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ (فاتحة الکتاب: 1) حرف “باء”اين كلمه حرف جرّ است. همه …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *