خانه / لغت نامه فلسفی / وحدت وجود

وحدت وجود

{وحدت وجود}
نسفی، عزیزالدین ( ـ ابرقو ۶۸۵ تا ۷۰۰ق):
اى درويش! هيچ دليلى بر مراتب عالم كبير بهتر و روشن‏تر از تطبيق كردن ميان مراتب عالم كبير و عالم صغير نيست، هر مرتبه ‏اى كه در عالم كبير اثبات كنند و مطابق مراتب عالم صغير باشد، راست بود، و اگر مطابق نباشد، راست نبود. چون اين مناسبات‏ ميان عالم كبير و عالم صغير معلوم كردى، اكنون بدانكه اگر نطفه را ذات و جسم و روح گويى، و جسم و روح را وجه نطفه خوانى، راست بود؛ و اگر نطفه را كتاب مجمل گويى، و جسم و روح را كتاب مفصّل خوانى، هم راست بود؛ و اگر نطفه را تخم گويى و جسم و روح را درخت خوانى، هم راست بود. اقوال نيك و افعال نيك و اخلاق نيك و معارف ميوه اين درخت ‏اند. اگر ميوه اين‏هاست كه گفته شد، شجره طيّبه است، و اگر ميوه اضداد اين‏هاست، شجره خبيثه است.
(9) چون اين مقدّمات معلوم كردى، اكنون بدانكه غرض ازين جمله آن است تا بدانى كه تمام موجودات يك وجود است‏ و ملك و ملكوت و جبروت مراتب اين وجوداند، اكنون تو اين يك وجود را به هر نامى كه خواهى مى‏ خوان. اگر يك شخص گويى، راست بود، و اگر يك درخت گويى هم راست بود، و اگر يك وجود گويى و به هيچ نامش منسوب نكنى، هم راست بود.
(10) چون دانستى كه يك وجود است، اكنون بدانكه جبروت ذات اين وجود است، و ملك و ملكوت وجه اين وجود، و هر دو مرتبه اين وجود است. و صفات اين وجود در مرتبه ذات ‏اند، و اسامى اين وجود در مرتبه وجه ‏اند، و افعال اين وجود در مرتبه نفس ‏اند. (الإنسان الكامل/ 197 – 196)

غیاث الدین محمد بن جلال الدین بن شرف الدین رامپوری (هند قرن 13):
موجودات را همه یک وجود حق سبحانه و تعالی دانستن و وجود ماسوی را محض اعتبارات شمردن چنانچه موج و حباب و گرداب و قطره و ژاله همه را یک آب پنداشتن. (غیاث اللغات)

مُطهّری‌، مرتضی (فریمان ۱۲۹۸ـ تهران ۱۳۵۸ش):
در فلسفه اسكولاستيك دو مسأله از يكديگر تفكيك نشده بود:
الف. مسأله وجود «كلّى».
ب. مسأله مثل افلاطونى.
اين دو مبحث، آميخته به هم ذكر مى ‏شد و البته از خوانندگان محترم كسانى كه به فلسفه اسلامى آشنايى دارند مى ‏دانند كه در اين فلسفه اين دو مسأله از يكديگر جداست. مسأله اول در «منطق» و گاهى در «فلسفه» بيان مى ‏شد و عموم فلاسفه در آن يك روش قاطعى داشتند و اختلافى در بين نبود. اما مسأله دوم در فلسفه در يك فصل جداگانه مطرح مى ‏شد و فلاسفه همه يك روش در آن نداشتند، بعضى نفى مى ‏كردند و بعضى اثبات. على اىّ حال اين مبحث به صورتى كه در قرون وسطى در اروپا مطرح بوده پوچ و بى‏ معنا بوده.
مرحوم فروغى در جلد اول سير حكمت در اروپا پس از آنكه بحث نزاع در «كليات» را در قرون وسطى نقل مى ‏كند، مى ‏گويد:
«توجه مى ‏فرماييد كه فحص در كليات يكباره بحثى پوچ و بيهوده نبوده، به يك اعتبار نزاع معتقدان و منكران وحدت وجود است.»
ولى از توضيح فوق معلوم شد كه اين نزاع به آن صورت پوچ بوده و ريشه اين نزاع هم در دو مسأله اى است كه گفته شد و ربطى به مسأله «وحدت وجود» ندارد. (پاورقی های اصول فلسفه و روش رئالیسم)

سجادی، سیدجعفر (اصفهان ۱۳۰۳ ـ۱۳۹۲ش):
يكى از مسائل مهم فلسفى مسأله وحدت وجود است. اين اصل اساس فلسفى و هم عرفانى دارد، فرض آنكه جهان وجود از جمادات و نباتات و حيوانات و معادن و مفارقات و فلكيات همه يك وجودند كه در مرتبت فوق و اقوى و اشد وجود خدا قرار دارد و بقيه موجودات بر حسب مراتب قرب و بعد به مبدأ اول كه طرف اقوى است متفاوت‏اند بعضى شديد و بعضى ضعيف‏اند، وجود را دو طرف است يك طرف آن واجب الوجود و طرف ديگر آن هيولى و يا هر موجود ضعيفى كه ضعيف‏تر از آن نباشد.
مسأله وحدت وجود از نظر طبيعيان نيز به طرز ديگرى بيان شده است، آنان نيز موجودات عالم كلا مرتبط به يكديگر مي دانسته و اجزاء تركيب‏كننده آنها را ماده مي دانستند و بدين ترتيب يك جهان طبيعت است و طبيعت و ماده اشياء نيز يكى است.
بديهى است كه وحدت وجود الهيان با وحدت وجود طبيعيان متفاوت است معتقدان به خداى عالم نيز در بيان اين معنى هر يك راهى انتخاب كرده‏اند بعضى خداى آفريننده را خارج از وجود عالم می دانند و بعضى جزء وجود عالم می دانند نهايت در مرتبت قوى و اشد و می دانيم كه از قدماء فلاسفه اكسينوفانس و پارمنيد و رواقيان و فلوطين وحدت وجودى بودند.
عده مانند قيصرى و صدر الدين نظر به اشكالات و لوازمى كه مترتب بر وحدت وجود است قائل به وحدت وجود و كثرت موجود شده است بدين طريق كه گويند درست است كه وجود واحد است و ذو مراتب و همه رشح فيض حق و وجود واجب‏اند و يك وجود است كه سرتاسر عالم را فراگرفته، و …
هست آئين دو بينى ز هوس‏
قبله عشق يكى آمد و بس‏
و وجود درياى بى‏ كران است و موجودات همه امواج اويند و امواج عين دريايند لكن در عين حال امواج خود موجودند و لو موجود به وجود تبعى و خيالات محض نمى‏ باشند.
پس امواج عين دريااند و در عين حال غير دريائند وجود واحد و موجود متكثر است «و هو حقيقة واحدة و كثرة- ظهوراتها و صورها لا يقدح فى وحدة ذاتها و تعينها و امتيازها بذاتها لا بتعين زائد عليها إذ ليس فى الوجود ما يغايره يشرك معه في شى‏ء و ذالك لا ينافى ظهورها فى مراتبها المعينة بل هو اصل جميع التعينات الصفاتية و الاسمائيه و المظاهر العلميه و العينية.» (از شرح قيصرى بر فصوص ص 4 و رجوع شود به اسفار ج 1 ص 129- رسائل صدرا ص 138 اسفار ج 3 ص 19- شرح منظومه ص 17، 21 تاريخ الفلسفة اليونانية ص 28، 29- دستور ج 3 ص 450). (فرهنگ معارف اسلامی/ 3، 2129)

سجادی، سیدجعفر (اصفهان ۱۳۰۳ ـ۱۳۹۲ش):
نسفى در باب وجود و مسأله وحدت وجود بيانى دقيق دارد كه گويا صدر الدين شيرازى كلا متأثر از او شده باشد. (فرهنگ معارف اسلامی/ 3، 2129)

 

همچنین ببینید

زلزله

سيد نعمة اللّه جزايرى گويد زلزله‏اى در شيروان بوقوع رسيد و تلفات بسيارى داشت در …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *