خانه / قلمرو های فلسفه / زیبایی شناسی / هنر چیست؟ (از منظر ارسطو)

هنر چیست؟ (از منظر ارسطو)

هنر (art) چیست؟ “کار هنری” و “ابداع هنری”، چه ویژگی هایی دارد؟ خاستگاه هنر و کار هنری کجاست؟ چرا انسان به هنر می پردازد؟ “هنر”، چه فوائدی برای انسان دارد؟
1 – تعریف هنر
تا کنون تعریف های مختلفی از هنر ارائه شده است. در این تعریف ها به ویژگی های متعددی اشاره شده است. “استفاده از تخیل برای بیان ایده ها و احساسات”، “زیبایی”، بیان احساسات” و غیره از آن جمله اند. ارسطو، بیشتر بر عنصر “تقلید”، تکیه می کند. او می گوید: «هنر عبارت است از تقلیدِ طبیعت، و [هنر] آینه ای است در مقابل آن.» (بوطیقا) گویی منظور ارسطو از “تقلید” بازتولید یک پدیده طبیعی یا انسانی است. البته این بازتولید و نمایش و انعکاس تنها به ظواهر اشیاء و پدیده ها نظر ندارد. بلکه در پیِ بیانِ معانی باطنی آنها نیز هست، زیرا حقیقت اشیاء در درون آنها نهفته است نه در تفصیلات و جزئيات ظاهری. بنابرین طبق این تلقی، فرایند کار هنری با شناختن دقیق موضوع آغاز می شود، و با بازتولید آن پایان می یابد.
2 – خاستگاه هنر
موافق نظر ارسطو، هنر ریشه در سرشت انسانها دارد. انسان از تقلید لذت می برد و ظاهراً این حس در حیوانات پائین تر وجود ندارد. ارسطو می گوید ابداع هنری نتیجه رغبت شدید به ایجاد اشكال و صور و شوق وافر به بیان و تعبير احساسات است.
3 – عقل و احساسات
کار هنر مراتبی دارد. از شناختِ سطحی یک پدیده و بازتولید سطحی آن، شروع می شود؛ و تا شناخت عمیق یک پدیده و بازتولید دقیق آن و بیان احساسات پدید آمده در روند شناخت بالا می رود. شناخت عمیق یک پدیده با عقل میسر است. در کنار هر شناختی تحریک احساسات و هیجانات نیز وجود دارد. ارسطو می گوید: «برازنده ترین نوع هنر آن است که هم با عقل و هم با احساسات سروکار داشته باشد.»
4 – التذاذ از هنر
مواجهه با اثر هنری باعث التذاذ است. این مواجهه، گاهی علاوه بر التذاذات حسی و خیالی و وهمی، التذاذات عقلی را هم بر می انگیزاند. التذاذ عقلی از کشف و ادراک معانی معقول نهفته در اثر هنری حاصل می شود. ارسطو بر این اعتقاد است که لذت عقلانی که از درك يك هنر حاصل می شود عالی ترین لذتی است که انسان می تواند به آن برسـد.
5 – وحدت کار هنری
کار هنری چون یک سیستم و نظام، یا تو گویی چون یک شکل، وحدتی دارد. نباید در این وحدت خللی وارد شود. از اینجاست که يك كار هنری باید به این وحدت نظر داشته باشد. وحدت ستون اصلی و کانون مرکزی شکل و هیأت هنر است. مثل يك درام باید وحدت عمل را حفظ کند و به حوادثی که جزوِ کلیت داستان نیست، نپردازد.
6 – هنر و تصفیه احساسات
به اعتقاد ارسطو، مهم ترین کار هنر تصفیه (Catharsis) است. هنر می تواند انسان را از هیجانات گران و از واقعیت های تلخ زندگانی رها کند. منظور از “تصفیه”، “تخليه‌ى روانى”‌ و “پاكسازى ذهنى” است.‌ “برطرف‌ كردن‌ هراس‌ ها و عقده‌هاى روانى” است. ‌ گاهی احساسات و هیجانات در اثر محدودیتهای اجتماعی در انسان فشرده و متراکم می گردند، و مستعد نتایج ناگهانی و مضر به اجتماع می شوند. این احساسات و هیجانات متراکم و خطرناک، بر اثر اغراء و تحريك مُجاز و بی ضرری که در تآتر و نمایش به وجود می آید تصفیه شده رقیق می گردند، و انسان را آرام می گردانند. برای مثال، تراژدی با بیدار ساختن احساسِ شفقت و ترس، موجب جلا و تصفیه این احساسات می شود. (طوبیقا) این نمایش ها، ما را به غم های دیگران می گریاند و از غم های خود رهائی می بخشد. “نظريه تصفيه” ارسطو، برای تفهیم قدرت مرموز هنر بی اندازه مفید بوده است.

مسعود تلخابی

همچنین ببینید

فلسفه ورزش

“فلسفه ورزش”[1]، محل تلاقی “ورزش” و “فلسفه” است. ورزش از دوران ماقبل تاریخ انجام می …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *