خانه / فلسفه ملاصدرا / شرح اسفار ملاصدرا / گزیده ای از مباحث جلسه 140 شرح اسفار ملاصدرا
اسفار 140

گزیده ای از مباحث جلسه 140 شرح اسفار ملاصدرا

گزیده جلسه 140 شرح اسفار ملاصدرا – 98/05/13

مدرس: مسعود تلخابی

جلسه گذشته گفته شد که در فرمول بالا برای هر کدام از جنس و فصل که منتهی به نوع بشود، که وجود باشد، سه حالت قابل تصور است:

جنس: وجود، ماهیت، عدم.

فصل: وجود، ماهیت، عدم.

شرح اسفار 140

با این حساب نُه احتمال پدید می آید:

  1. وجود + وجود = وجود
  2. وجود + ماهیت = وجود
  3. وجود + عدم = وجود
  4. ماهیت + وجود = وجود
  5. ماهیت + ماهیت = وجود
  6. ماهیت + عدم = وجود
  7. عدم + وجود = وجود
  8. عدم + ماهیت = وجود
  9. عدم + عدم = وجود

آن مواردی که یک طرفش عدم است، ظاهر البطلان هستند. چون وقتی عدم ضمیمه چیزی می شود، آن را به وادی عدم می برد. بنابراین موارد 3، 6، 7، 8 و 9 ظاهر البطلان هستند. مورد 5 هم حذف می شود چون اثبات کرده ایم ماهیت مغایر با وجود است. چیزی که مغایر با وجود است، هر چه قدر هم در کنار هم ضمیمه شود، وجود را نتیجه نمی دهد. پس سه احتمال می ماند:

وجود + وجود = وجود

وجود + ماهیت = وجود

ماهیت + وجود = وجود

گفته شد فصل باید چیزی باشد که به جنس ضمیمه بشود و نوع را به نوع و غیر نوع تقسیم بکند. به همین خاطر به آن فصل مقسِّم می گوییم. در جایی که وجود جنس است، فصل این صلاحیت را ندارد که در جایگاه فصل بایستد و وجود که جنس است را محقّق و محصّل کند به وجود و غیر وجود. با این استدلال موارد 1 و 2 هم نفی می شود.

احتمال 4 هم به دلیلی که بیان می شود، نفی خواهد شد. ملاصدرا می گوید طبائع محموله به حسب وجود متحدند و از نظر معنا و مفهوم مختلف اند یعنی انتزاعات ماست که مفاهیم مختلفی را انتزاع می کند و این مفاهیم مختلف می شوند؛ ولی در احتمال 4 این چنین نیست؛ یعنی در وجود ما چنین چیزی نداریم. فقط در ماهیات موارد مختلفی هست؛ ذاتی هست؛ جنس هست؛ فصل هست؛ عرضی هست و ارتباط این ها. آن چیزی که این ها را در یک حلقه ارتباطی جمع می کند، وجود است. چیز هایی هست که وجود آن ها را جمع می کند. اما آیا در خودِ وجود هم این ها هست؟ اگر بود، چه چیزی این ها را جمع می کرد؟! پس فصل نمی تواند وجود باشد. ما وقتی که از جنس و فصل صحبت می کنیم، آن جایی است که جنس و فصل با هم جدا باشند؛ مغایر باشند؛ این مغایرت به آن صورت در این جا وجود ندارد. این جا یک چیز واحدی نیست که شؤون مختلفی داشته باشد و به اعتبار این شؤون ماهیت هایی، ذاتیاتی، عرضی هایی انتزاع شده باشد.

«و أيضا يلزم تركيب الوجود الذي لا سبب له أصلاً و هو محال».

این عبارت «الوجود الذي لا سبب له أصلاً» یعنی واجب الوجود. ملاصدرا می گوید با قبول جنس و فصل داشتن وجود، باید بپذیریم واجب الوجود هم مرکب است و این محال است.

نویسنده: سهیلا جعفری

همچنین ببینید

طبقه بندی موجودات (دیدگاه فخر رازی)

فخر رازی می گوید: “موجود”، از دو قسم خارج نیست: یا حقیقتِ آن، مستقلا [برای …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *