خانه / قلمرو های فلسفه / متافلسفه / کاربردهای کلمه فلسفه

کاربردهای کلمه فلسفه

کلمه “فلسفه” گاهی به صورت مفرد و مطلق به کار می رود، بدون اینکه با کلمات دیگری ترکیب یافته باشد. گاهی هم با کلمات دیگری ترکیب می شود، و عنوانی مرکب می سازد.
این عناوین مرکب گاهی به صورت “مرکب اضافی” است و گاهی به صورت غیر اضافی. می توان فهرستی به ترتیب زیر برای کاربردهای کلمه “فلسفه” درآورد:
گاهی کلمه “فلسفه” همراه با نام مناطق، کشورها و اقوام می آید. مانند:
فلسفه آفریقا (Africana Philosophy)
فلسفه ژاپنی (Japanese Philosophy)
فلسفه ساگا (sage philosophy)
فلسفه آکان (Akan Philosophy)
فلسفه اسکاتلندی (Scottish Philosophy)
فلسفه چینی (Chinese Philosophy)
فلسفه بیزانسی (Byzantine Philosophy)
فلسفه ژاپنی (Japanese Philosophy)
فلسفه هندی (Indian Philosophy)
فلسفه آمریکای لاتین (Latin American Philosophy)
فلسفه آمریکای لاتین (Latinx Philosophy)
گاهی همراه با نام ادیان می آید. مانند:
فلسفه اسلامی (Islamic Philosophy)
فلسفه بودایی (Buddhist Philosophy)
فلسفه و الهیات مسیحی (philosophy and Christian theology)
برخی اوقات با نام هنرها ترکیب می شود. مانند:
فلسفه معماری (philosophy of architecture)
فلسفه رقص (philosophy of dance)
فلسفه هنر دیجیتال (philosophy of digital art)
فلسفه فیلم (philosophy of film)
فلسفه موسیقی (philosophy of music)
فلسفه هنر (aesthetics)
گاهی هم به نام علوم، اضافه می شود. مانند:
فلسفه بیولوژی (philosophy of biology)
فلسفه شیمی (philosophy of chemistry)
فلسفه علم کامپیوتر (philosophy of computer science)
فلسفه کیهان شناسی (philosophy of cosmology)
فلسفه علم (philosophy of science)
فلسفه روانکاوی (psychoanalytic philosophy)
فلسفه ریاضی (philosophy of mathematics)
فلسفه تاریخ (philosophy of history)
فلسفه ایمن شناسی (philosophy of immunology)
فلسفه فیزیک (philosophy of physics)
فلسفه طب (philosophy of medicine)
فلسفه علوم اعصاب (philosophy of neuroscience)
فلسفه روانپزشکی (philosophy of psychiatry)
فلسفه آمار (philosophy of statistics)
فلسفه تکنولوژی (philosophy of technology)
فلسفه مکانیک آماری (philosophy of statistical mechanics)
فلسفه اقتصاد (philosophy of economics)
گاهی به نام اشخاص اضافه می شود، مانند:
فلسفه هومر (philosophy of humor)
فلسفه افلاطون (Platonism / philosophy of Plato)
فلسفه ارسطو (philosophy of Aristotle)
فلسفه ابن سینا (philosophy of avicenna)
گاهی به دوره ای نسبت داده می شود، مانند:
فلسفه قرون وسطی (medieval philosophy)
فلسفه پیش سقراطی (Presocratic Philosophy)
ترکیبات دیگری هم وجود دارد، موارد زیر از آن جمله اند:
فلسفه فمنیستی (feminist philosophy)
فلسفه منطق و زبان (philosophy of logic and language)
فلسفه ذهن (Philosophy of mind)
فلسفه طبیعی (natural philosophy)
فلسفه سیاسی (political philosophy)
فلسفه اخلاق (moral philosophy)
فلسفه ذن (Philosophy of Zen)
فلسفه تغییر (philosophy of change)
فلسفه کودکی (the philosophy of childhood)
فلسفه برای کودکان (philosophy for children)
فلسفه در (philosophy in)
فلسفه کینگ (Qing philosophy)
جمعیت شناسی فلسفه باستان (doxography of ancient philosophy)
فلسفه تعلیم و تربیت (philosophy of education)
فلسفه اخلاق آزمایشی (experimental moral philosophy)
فلسفه آزمایشی (experimental philosophy)
فلسفه تحلیلی (analytic philosophy)
فلسفه تحلیلی در هند مدرن (analytic philosophy in Early Modern India)
فلسفه قاره ای (continental philosophy)
فلسفه محیطی (environmental philosophy)
تاریخ فلسفه (history of philosophy)
فلسفه زبان (philosophy of language)
فلسفه قانون (philosophy of law)
فلسفه دین (philosophy of religion)
فلسفه پول و منابع مالی (philosophy of money and finance)
در فلسفه باستان (in ancient philosophy)
فلسفه سیاسی و اجتماعی (social and political philosophy)
فلسفه خارجی و بیرونی (Exoteric Philosophy)
فلسفه آزادی (philosophy of liberation)
فلسفه قانونی (legal philosophy)
فلسفه پویش (process philosophy)
برای تصویر سازی درست از “فلسفه” در هر عصری، دو کار باید صورت گیرد:
اول – معانی این کلمه را به صورت مفرد و عاری از هر گونه ترکیبی بررسی کرد و دانست. برای این منظور مراجعه به کتاب های لغت مفید خواهد بود.
دوم – معانی این کلمه را به صورت مرکب با کلمات دیگر بررسی کرد. این ترکیبات هر روز در حال گسترش است. برای مثال اخیرا از ترکیبی به صورت “فلسفه حافظه” (philosophy of memory) یاد می شود.

معانی کلمات از عصری به عصر دیگر و از جایی به جای دیگر، از طبقه ای به طبقه دیگر تفاوت می کند. گاهی در درازای تاریخ گستره معنایی جدیدی برایش ساخته می شود، و گاهی از وسعت معنایی آن کاسته می شود. وقتی از معانی کلمات صحبت می کنیم، بهتر است دو قید را هم به آن بیافزاییم، “کجا” و “کِی”. معنی کلمات را جغرافیا و تاریخ و … تعیین می کند. کلمه فلسفه نیز از این قواعد مستثنی نیست.

 

مسعود تلخابی

همچنین ببینید

کاربردهای کلمه فلسفه

کلمه “فلسفه” گاهی به صورت مفرد و مطلق به کار می رود، بدون اینکه با …

یک دیدگاه

  1. استفاده کردیم 👌🏼

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *