خانه / تعلیم و تربیت / فاعل؛ گزیده ای از مباحث جلسه 8 شرح اسفار ملاصدرا

فاعل؛ گزیده ای از مباحث جلسه 8 شرح اسفار ملاصدرا

فاعل؛ گزیده ای از مباحث جلسه 8 شرح اسفار ملاصدرا- 1394/09/28

مدرس: مسعود تلخابی

مطلب پنجم: در تعریف فاعل گفتیم که «الفَاعِلُ موجُودٌ لَهُ أثَرٌ فِی الغَیر»؛ آن چیزی که در فاعلیت و تعریف فاعلیت وجود دارد، اثر است؛ اثر چند ویژگی دارد:
مثلا یک شیئی را شما در نظر بگیرید، مثل میز؛ میز یک اثر است؛ یک وجودی الان دارد: الوجُودُ الحَاصِلُ فِی الحَال. یک ویژگی دیگری که برای این هست، العَدَمُ السَّابِق است یعنی این اثر مثلا ده سال پیش نبوده است؛ این میز شاید بیست سال پیش اصلا وجود نداشته است؛ این را می گویند العَدَمُ السَّابِق که این [میز] دارد؛ وقتی هر کسی این [میز] را نگاه کند، عدمیت سابق این را می تواند درک کند و سومین ویژگی ای که وجود دارد، این است که: کونُ هَذَا الوُجُود مَسبُوقاً بِذَلِکَ العَدَم یعنی این وجود مسبوق به عدم است؛ مسبوقیت به عدم یک چیز است؛ العَدَمُ السَّابِق که برای آن هست، یک چیز دیگر است؛ مسبوقیت به عدم چیزی است که همراه این موجود است. درباره الوجُودُ الحَاصِلُ فِی الحَال یک نکته ای هست که گفته اند: «الأمرُ الوَاقِعُ بِالفِعل، أمرٌ ثَابِتٌ» امر واقعی که بالفعل است و یک امر ثابت و پایداری هم هست. فیلسوفان درباره اثر به این سه ویژگی رسیده اند؛ یکی موجودیت اوست؛ دیگری عدم سابق اوست و دیگری مسبوقیت او به عدم است. این سوال را مطرح کرده اند که فاعل در کدام یک از این سه تاثیر می گذارد؟ تاثیر فاعل در کدام یک از این سه تاست؟ اثر را شما در یک غیر، مثلا میز، [در نظر بگیرید]؛ اولا که این غیر، موجودیت دارد مثل میز که وجود دارد؛ عدم سابقی دارد و مسبوقیت به عدم هم دارد. در این جا ما می گوییم که تاثر فاعل در عدم که نمی تواند باشد؛ در این [مسبوقیت به عدم] هم نیست چون مسبوقیت به عدم یک امر بالذاتی است نه بالغیر؛ اگر بالغیر باشد، آن وقت نیاز به فاعل پیدا می کند؛ این جا امر بالذاتی است و تاثیر فاعل می ماند فقط در اعطاء وجود به غیر. پس فاعل که در اصطلاح فیلسوفان به کار می رود، به معنای اعطاء وجود است به غیر؛ چنان که حاج ملا هادی سبزواری در تبیین معنی فاعل می نویسد: «هُوَ مُعطِی الوُجوُد»؛ او کسی است که اعطاء کننده وجود است. نکته ای در این جا وجود دارد و آن این است که اثر که به غیر اطلاق می شود، جمله- ای از فخر رازی درباره آن بگویم که آخرین نکته من درباره فاعل است. فخر رازی می گوید: «کَونُ الأثَرِ مُمکِنَ الوُجُود وَ مُحتَاجاً شَرطٌ لِتَأثِیرِ المُؤثِّرِیَّةِ فِیه». وقتی از میز مثال زدم، میز ممکن الوجود است یعنی امکان دارد وجود پیدا کند و همین طور امکان دارد وجود پیدا نکند؛ علی السویه است؛ اگر این میز، این غیر، ممکن الوجود باشد و در ایجاد و موجودیت محتاج به غیر باشد، تاثیر موثر در آن محقق می شود یعنی شرط تأثیر موثر در میز یا در X، یا در A، ممکن الوجود بودن است؛ اگر ممکن الوجود نباشد، فاعلیت در او، اعطاء وجود در او اصلا موثر نیست. مثلا شریک باری تعالی، آیا ممکن الوجود است؟ فرضمان این است که ممکن الوجود نیست؛ پس تاثیر موثر در آن اتفاق نمی افتد چون شرط تاثیر امکان است. شرط تاثیر، احتیاج او به دیگری در تحقق است.

نویسنده: سهیلا جعفری

همچنین ببینید

هویت مابعدالطبیعه

ملامهدی نراقی، در دو اثر خود، “اللَمَعات العرشیة” و “جامع الأفکار”، درباره “وجود رابطی” سخن …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *