خانه / علوم اعصاب / تحلیل عقلی طلسم (دیدگاه فخر رازی)

تحلیل عقلی طلسم (دیدگاه فخر رازی)

1 – تعریف طلسم
“طلسم” را به صورت های مختلف و متقارب به هم تعریف کرده اند. به تعریف های زیر توجه فرمایید:
الف – شیئی که معتقدند خوش شانسی می آورد، یا صاحبش را از آسیب در امان نگه می دارد.[1]
ب – شیئی که تصور می شود دارای قدرت جادویی است و خوش شانسی می آورد.[2]
ج – شیئی که مردم معتقدند دارای قدرت جادویی است، و از صاحبش محافظت می کند.[3]
د – یک شی، معمولاً یک انگشتر یا سنگ نوشته شده، که تصور می شود دارای قدرت جادویی است و باعث خوش شانسی می شود[4].
ه – شیئی که قرار است دارای قدرت جادویی باشد، و بتواند از دارنده محافظت کند، و  بخت و اقبال به ارمغان بیاورد[5].

2 – کلمه طلسم
درباره کلمه “طلسم”، سه قول وجود دارد: الف – این کلمه از دو جزء مرکب است: “طل” به معنی “اثر”، و “اسم”. بر روی هم می شود: اثر اسم. ب – لفظ یونانی است و به معنی گرهی است که گشوده نمی شود. ج – کنایه از مقلوب انست. اگر این کلمه را از آخر به اول بخوانیم، می شود: مسلط.[6]

3 – انواع طلسم
“شیئ”ی که “طلسم” انگاشته می شود، بر دو گونه است: مصنوع، طبیعی. طلسم طبیعی محصول طبیعت است. بشر در ساختن آن نقشی نداشته است، مانند یک سنگ، یا یک درخت و … اما طلسم مصنوعی، دستْ ساخت بشر می باشد. این نوع طلسم، خود بر دو قسم است: شیئی که به قصد طلسم بودن ساخته شده است، و شیئی که به قصد طلسم بودن ساخته نشده، ولی بعدها آن را طلسم انگاشته اند. گاهی اشیائی که به قصد طلسم ساخته شده اند، نوشته هایی در خود دارند. این نوشته ها گاهی با خطوط و حروف شناخته شده است، و گاهی با چیزهای ناشناخته.

4 – ماهیت طلسم
درباره هویت طلسمات نظریه های مختلفی وجود دارد:
برخی آن را خرافه می دانند.
بعضی آن را به صورتِ «آمیختن، قوای فعال آسمانی با قوای منفعل زمینی» تعریف می کنند. برخی از فیلسوفان آورده اند: «الطلسم عبارة عن تمزيج القوى الفعّالة السماوية، بالقوى المنفعلة الأرضية.» [طلسم عبارتست از آمیختن قوای فعالی سماوی با قوای منفل ارضی است.] این کار به دو منظور انجام می گیرد: الف – به وجود آوردن چیزی که مخالف عادت است. ب – منع از چیزی که موافق عادت است. [7]

5 – دیدگاه فخر رازی
فخر رازی در تفسیر خویش معتقد است که تأثیر طلسمات مبتنی بر قوّتِ “نفس” و “خودِ” آدمی است. او در یک تحلیل عقلی چنین می نویسد:
«در کتاب های “طلسمات و عزائم” ذکرهای نامعلوم و رُقیه های نا مفهومی را می بینیم. چنانکه آن الفاظ نامعلوم اند، کتابت آنها نیز نامعلوم می باشد. [از این رو] می گویم: تردیدی نیست که کتابت بر الفاظ دلالت می کند، و شکی نیست که الفاظ، صور ذهنی را حکایت می نماید. بنابرین آن رقیه ها و افسون ها [از دو حال خارج نخواهند بود: یا در آنها دلالت بر چیزی وجود دارد، یا وجود ندارد:] اگر در آنها دلالت بر چیزی وجود نداشته باشد، فائده ای در آنها نخواهد بود. و اگر بر چیزی دلالت داشته باشند، [از دو حال خارج نخواهد بود:] یا بر صفات خداوند و نعوت کبریایی او دلالت می کند، یا از چیز دیگری حکایت می نماید، دومی فائده ای ندارد، زیرا ذکر غیر خداوند مفید نیست، نه ترغیبی در آنست نه ترهیبی. بنابرین تنها این شِقّ، باقی می ماند که آنها بر ذکر خداوند و صفات مدح و ثناء دلالت دارند. از این رو می گوییم: چون اقسام ذکر خداوند مضبوط است، و افزودن بر آنها ممکن نیست، بهترین حالاتِ آن کلمات اینست که از جنس این دعاها باشند. اختلافی که به سبب اختلاف زبان ها حاصل می شود، اثر اندکی دارد، پس ضروری است که این ذکرهای معلوم مؤثرتر از قراءت آن مجهولات باشد.»[8]
سپس وی چنین ادامه می دهد، و نظر خویش را باز می نماید:
«با این حال رواست که قائلی بگوید: نفوس بیشتر مردم ناقص و قاصر اند. پس هر گاه این اذکار معلوم را بخوانند و ظواهر آن را دریابند، [در حالی که] برای ایشان نفس های قوی و روشنِ الهی نیست، [از این رو] تأثر ایشان از الهیات شدید نیست، و نفس های ایشان از از این جسمانیات مجرد نگشته است. بنابرین برای نفس های ایشان قوت و قدرتی برای تأثیر نمی باشد. اما هرگاه آن الفاظ مجهول را بخوانند [و ببینند] و از آن چیزی در نیابند، و در آن هنگام اوهامی [برای ایشان] حاصل شود که آنها کلمات عالیی هستند، خوف و فزع و رعب بر نفوس ایشان مستولی می شود، بدین سبب نوعی تجرد از عالم جسم و توجه به عالم قدس، برای ایشان حاصل می گردد، بدین سبب برای نفس های ایشان قوت و قدرت بیشتری بر تأثیر حاصل می گردد.»[9]
در نهایت می نویسد: «این آن چیزی است که درباره خواندن “رقیه های” مجهول، نزد ماست.»[10]

پی نوشت ها:
[1] – Cambridge Advanced Learner’s Dictionary
[2] – Oxford Advanced Learner’s Dictionary
[3] – Longman Dictionary of Contemporary English 5th Edition (with Sounds, Images, Alternatives)
[4] –  Oxford American Dictionary
[5] –  Chambers Dictionary 11th Edition
[6] – مجمع البحرين ؛ شیخ طریحی / ‏6 ، 107
[7] – المطالب العالية من العلم الإلهي؛ فخر رازی / ‏8 ، 149
[8] – تفسير مفاتيح الغيب / ‏1، 142
[9] – همان
[10] – همان

 مسعود تلخابی

همچنین ببینید

به بهانه‌ «مست عشق» (۲)

«مست عشق» داستان خطی و سرراستی ندارد و با فلش‌بک‌های شرحه‌شرحه، به جای آغاز، از …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *