آزادی

بالندگی و رشدِ خرد و اندیشه، بدون “آزادی” ناممکن است.
آزادی یک “حق” است؛ حق انجام دادن یا گفتن آنچه می خواهیم، بدون اینکه کسی مانع شود. “آزادی”، اختیار داشتن برای زندگی است، همانطور که انتخاب می کنیم، بدون هیچ محدودیتی از ناحیه “حکومت” یا “قدرت های دیگر”.
برای این آزادی، شرطِ “عدم تجاوز به حقوق دیگران” را افزوده اند. حسن تقی زاده، این شرط را هم زیادی می‌دانست. زیرا، پایمال کردن حق دیگری، به معنی آزاد نخواستن اوست که با اصل آزادی همگان ناسازگار است.[1]
این آزادی را، یونانیان باستان به‌ویژه مردم آتن، به مقام عمل درآوردند. پس از آنان، در تاریخ بشر، به‌‌جز در دوره‌هایی میان رومیان، رو به رو نمی‌شویم تا برسیم به دوران جدید و پس از انقلاب‌هایی که در کشورهای غربی رخ داد.
همه آرمان های بشر با “حق آزادی” مرتبط اند:
عدالت“، بدون آزادی ناممکن است. چون ستم و بی‌عدالتی شکل دیگری از محدود ساختن یا نابودی “حق آزادی” است.
رفاه“، در سایه تأمین این حق فراهم می شود.
قانمونمندی و قانون مداری“، ذیل حقِّ انتخاب و آزادی تحقق می یابد. قانونی که بر این حق تکیه نداشته باشد، ضمانت اجرایی نخواهد داشت.
تساهل و رواداری“، در گرو آزادی است. “تساهل”، نشانگر پختگی و وسعت فکر است و این دو به‌دست نمی‌آیند مگر هنگامی که هر اندیشه و باوری بتواند اندیشه و باورهای دیگر را در محیطی آزاد بشنود، و همگی بدون ترس هم‌دیگر را به چالش بکشند. “رشد فکری” نیز در همین بستر فراهم می شود.
هم زیستی” انسانها در سرزمینی به نام وطن، با وجود نژادها و زبانها و ادیان مختلف، مشروط به تأمین “حق آزادی” است.
حتی صحتِ “تدین و دین داری“، نیز مشروط به آزادی است، مُتَدَیِّن مجبور با جبرهای مختلف، مُثاب نخواهد بود. “تدین” با انتخاب آغاز می شود.
برای رسیدن به انتخاب های بهتر، مجبور کردن راه درستی نیست، بلکه تنها راه، “ایجادِ آگاهی” است.

پی نوشت ها:
[1] – رجوع کنید به: مقالات تقی‌زاده / 18، ۸۷ جوهر تاریخ، مباحث اجتماعی و مدنی، تهران، طوس، ۱۳۹۶

مسعود تلخابی

همچنین ببینید

به بهانه‌ «مست عشق» (۲)

«مست عشق» داستان خطی و سرراستی ندارد و با فلش‌بک‌های شرحه‌شرحه، به جای آغاز، از …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *