خانه / بایگانی برچسب: فلسفه

بایگانی برچسب: فلسفه

سه ساحت نیهیلیسم 

نیهیلیسم همیشه به مثابه ی یک جریان فلسفی ظاهر نمی شود گاهی اوقات  هم فقط یک حس است که مدتی می ماند، و بعد محو می‌ شود. حالت سومی هم هست که به آن وضعیت نیهیلیستی می گویند. پرسش این است که این سه ساحت چه نسبتی با هم دارند؟ …

ادامه نوشته »

معنای زندگی

کانت معتقد بود: پاره ای از پرسش ها همیشه مبهم و ناگشوده و لاینحل باقی می مانند. نمونه اش جبر و اختیار و حدوث و قدم جهان. دلیلش هم این است که هرچه شما برهان بیاوری که آدمی مجبور است دیگری  هم دلیل می آوردکه آدمی مختار است. معنای زندگی …

ادامه نوشته »

فلسفه ورزی ما (۴)

[1 – فلسفه های گرم و فلسفه های سرد] کسانی هستند که فلسفه را تقسیم می کنند به فلسفه های گرم و فلسفه های سرد. اگر این تقسیم بندی نه چندان دقیق را بپذیریم باید فلسفه تحلیلی[1] را زیر مجموعه فلسفه های سرد  و فلسفه قاره ای[2] را زیر مجموعه …

ادامه نوشته »

فلسفه ورزی (3)

ذهنیت ایرانی را نمی توان ذهنیتی  صرفا -کاملا فلسفی یا آنچنان که آرامش دوستدار تصویر کرده است فلسفه ستیز و تفکرگریز دانست. باید پرسید: ذهنیت ایرانی در موقعیت ها و وضعیت های گوناگون تاریخی از چه نوع عقلانیتی کمک گرفته است. دیدگاه ملکیان نیز دقیق نیست وقتی می گوید: بنیاد …

ادامه نوشته »

کلمه مساوقت

“مساوَقت”، در لغت، به معنی معیت و همراهی در سَیر و رفتن است. به گونه ای که هر یک از روندگان در جنب و کنار دیگری حرکت کند. این کلمه در اصطلاح به دو معنی اطلاق می شود: معنی اول، تساوی منطقی است، و معنی دوم ترادف به حَسَبِ مفهوم. …

ادامه نوشته »

فلسفه ورزی ما (2)

جابری درکتاب «تکوین العقل العربی» به مقایسه سه نوع عقل می پردازد: عقل یونانی، عقل عربی و عقل ایرانی و بعد مشخصات هریک را بر می شمارد. در بررسی عقل ایرانی به ما می گوید: که ایرانیان همواره به نوعی از باطنی گری یا عقل تأویلگرگرایش داشتند نمونه اش هم …

ادامه نوشته »

جلسه شانزدهم (بخش دوم: تقسیم علوم) – 29 / 01 / 1395

شرح اسفار ملاصدرا جلسه: 16 (بخش اول) تاریخ: 29 / 01 / 1395 مدرس: مسعود تلخابی تقسیم علوم: علوم عقلی و نقلی وقتی ملاصدرا از تشعب علوم صحبت می کند، یعنی شعبه شعبه شدن دانش ها، منظورش تقسیم علوم است. علوم در ممالک اسلامی به دو دسته اصلی تقسیم می …

ادامه نوشته »

فلسفه ورزی ما (۱)

پاره ای از فیلسوفان، فلسفه ورزی/فلسفیدن را کنشی می دانند که با حیرت آغاز می شود.کسان دیگری مانند یاسپرس  هم هستند که فلسفه ورزی را همان در راه بودن می دانند.[1]اگر سخن شوپنهاور را بپذیریم که «انسان حیوانی است متافیزیکی»، آنگاه فلسفیدن، چیزی می شود از گونه ی سروکله زدن …

ادامه نوشته »

آیا وجود، صفتی برای ذات است؟

این مطلب، درباره این نظرِ برخی از متکلمین است که می گویند: وجود، صفتی است که بر ذات حادث می شود. این ذات، در حالتِ وجود و عدم، ذات است. [یعنی نوعی و گونه ای از ثبوت را دارد.] إنَّ جماعةً من الناسِ ذَهَبُوا إلى أنَّ الوُجُودَ صِفَةٌ يَتَجَدَّدُ عَلَى …

ادامه نوشته »

نیهیلیسم

نیهیلیسم[1] بر آستانه در ایستاده است (نیچه). نیچه تصویر کاملی از نیهیلیسم می دهد، هیولایی که بر آستانه ایستاده، درون و بیرون را می نگرد. مهمترین خصیصه جهان جدید نیهیلیسم است. نایهیل، امرپوچ است، نایهیلیتی ،پوچی و نایهیلیسم، پوچ گرایی مطلق، بی ارزش دانستن ارزشها، بی بنیاد دیدن هستی. نیهیلیسم، …

ادامه نوشته »