نوروزنامه

نوروزنامه رساله ای است به فارسی، منسوب به خیام. موضوع آن، تاریخچه نوروز در ایران و آیینهای مربوط به آن است. نوروزنامه در سه بخش اصلی تنظیم یافته است: “دیباچه”، “آغاز کتاب نوروز نامه” و “اندر آیین پادشاهان عجم”.
دیباچه، علاوه بر خطبه حکیمانه اش که می گوید: «سپاس و ستایش مرخدای را جل جلاله، که آفریدگار جهانست، و دارنده زمین و زمانست، و روزی ده جانورانست، و داننده آشکارا و نهانست، خداوند بی همتا و بی انباز، و بی دستور و بی نیاز، یکی نه از حد قیاس و عدد، قادر و مستغنی از ظهیر و مدد،..» متضمن جمله ای درخشان در اهمیت سخن و کلام است: «چون نظر افتاد از آنجا که کمال عقلست هیچ چیز نیافتم شریفتر از سخن و رفیعتر از کلام.» سرانجام دلیل تألیف رساله را می آورد و می نویسد: «دوستی که بر من حق صحبت داشت و در نیک عهدی یگانه بود از من التماس کرد که سبب نهادن نوروز چه بوده است و کدام پادشاه نهاده است، التماس او را مبذول داشتم و این مختصر جمع کرده آمد.» و به این ترتیب دیباچه خاتمه می یابد.
مؤلف در بخش “آغاز کتاب نوروز نامه”، به پیشینه تعیین نوروز نزد پادشاهان عجم می پردازد. طبق روایت او، نخستین بار جمشید بود که برمبنای گردش آفتاب و اختلافِ ایام سال به محاسبه نوروز پرداخت و برای آن جشنی ویژه نهاد و دیگر پادشاهان عجم از او پیروی کردند. اما پیشتر از او، گیومرث را باید یاد کرد که چون به پادشاهی نشست فرمان داد تا روزها و ماههای سال را نامگذاری کنند، و گاهشماری یادگار اوست. نویسنده سپس به نام دوازده ماه سال اشاره می کند و وجه تسمیه آنها را بر می شمارد و وضعیت آفتاب را در هر ماه توضیح می دهد. برای مثال درباره “فروردین” می گوید: «فروردین ماه، به زبان پهلوی است، معنیش چنان باشد که این آن ماهست که آغاز رُستنِ نبات در وی باشد، و این ماه مر برج حَمَل راست که سرتاسر وی آفتاب در این برج باشد.»[1]
بعد از آن، از جانشینان گیومرث یکایک نام می برد و مدت حکومت هر یک و مهم ترین رویدادهای هر دوران را بیان می کند.
در “بخش سوم”، می گوید: «آیین ملوک عجم از گاه کیخسرو تا بروزگار یزد جرد شهریار که آخر ملوک عجم بود چنان بوده است که روز نوروز نخست کس از مردمان بیگانه موبد موبدان پیش ملک آمدی با جام زرین پرمی، و انگشتری، و درمی و دیناری خسروانی، و یک دسته خوید سبز رسته، و شمشیری، و تیر و کمان، و دوات و قلم، و اسپی، و بازی، و غلامی خوب روی، و ستایش نمودی و نیایش کردی او را بزبان پارسی بعبارت ایشان، چون موبد موبدان از آفرین[2] بپرداختی پس بزرگان دولت درآمدندی و خدمتها پیش آوردندی.» [3]
در تتمه این بخش، به مناسبت این هدایا، از زر، دفینه ها، انگشتری، خَوِید[4]، شمشیر، تیر و کمان، قلم، اسب، باز، شراب و روی نیکو سخن گفته است. کتاب، از این جهت فوائد بسیاری را دربردارد.

پی نوشت ها:
[1] – نوروز نامه / 5
[2] – آفرین، مقابلِ نفریناست به معنی دعای نیک.
[3] – نوروز نامه / 18
[4] – بوته جو یا گندم که هنوز خوشه نبسته باشد.

مسعود تلخابی

همچنین ببینید

به بهانه‌ «مست عشق» (۲)

«مست عشق» داستان خطی و سرراستی ندارد و با فلش‌بک‌های شرحه‌شرحه، به جای آغاز، از …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *