خانه / تعلیم و تربیت / مسأله اراده آزاد
مسأله اراده آزاد

مسأله اراده آزاد

بحث اراده آزاد به بحثی تکراری در فلسفه مدرن بدل شده است. این شیوه در برخورد با موضوعات محتمل است؛ برای خیلی از مردم موضوعی حتی قبل از مواجهه با متون فلسفی، آشناست (و آن را تکراری تلقی می کنند). بنابراین شاید شگفت آور باشد که بحث اراده آزاد، واقعاً بحث مدرنی است.

مهم ترین مسأله این است که اگر من مسؤولیت رفتار خود را بر عهده بگیرم، در آن صورت باید رفتار من تحت کنترل من باشد. با این حال اگر این واقعیت داشته باشد که هر رویدادی در جهان توسط قوانین علّی تعیین می شود، باید این واقعیت در مورد رویدادهایی که اعمال من را تشکیل می دهند، نیز صادق باشد. بنابراین، رفتار من نمی تواند واقعاً تحت کنترل من باشد. بنابراین، من واقعاً مسؤول رفتار خودم نیستم.

دو نتیجه بلافاصله مطرح می شوند:

یکی این که ستایش یا سرزنش من و یا هر کس دیگری برای اعمال ما بی ربط است، زیرا شک داشتن به نظم و ترتیب علّی عالم بسیار دشوار است.

نتیجه گیری به ظاهر جذاب تر دیگر، این است که انسان به نوعی در خارج از این چارچوب علّی قرار می گیرد؛ یعنی ما اراده آزاد داریم؛ زیرا غیرقابل تصور است که عقاید اخلاقی ما به صورت بسیار ناامیدانه ای بی ربط باشد.

هر دو خط فکری ناسازگار هستند. یعنی آن ها ایده های مسؤولیت پذیری را که در ستایش و سرزنش وجود دارد، ناسازگار با حسن نظم علّی عالم می دانند. اما در حالی که هر دو خط فکری حمایت محدودی را بین فیلسوفان به خود جلب می کنند، اما اجماع بیشتر فیلسوفان با سازگاری است. نظریه ای که می گوید مسؤولیت و نظم علّی با یکدیگر سازگار هستند. بیشتر فیلسوفان معتقدند که ناسازگاری ادعا شده ناشی از برخی سردرگمی های مهم است، هر چند در مورد ناسازگاریی که ممکن است باشد، اجماع بسیار کمی وجود دارد.

با این وجود حداقل بخشی از  سردرگمی های یاد شده در مورد این مسأله است که چه نوع مسؤولیت رفتاری شامل ستایش و سرزنش می شود؟

چندین نکته آشنا در بحث اراده آزاد می تواند برای مواجهه با این مسأله مفید باشد.

در وهله اول مشخص است که بحث اراده آزاد، حقیقت جبرگرایی را هم روشن نمی کند. جبرگرایی این عقیده است که هر رویدادی توسط قوانین علّی معین، تعیین می شود. با این وجود ممکن است که هر رویدادی در اصل به نحوی تصادفی باشد. یکی از تفسیرهای فیزیک کوانتومی ادعا می کند که قوانین علّی محصول نظم آماری است، در حالی که این نظم ناشی از تعداد نامتناهی حوادث تصادفی است. تا آن جا که به اراده انسان مربوط می شود، این تفاوتی ایجاد نمی کند. اگر رفتار من محصول شانس باشد، این باعث نمی شود که من بیش از حالتی که رفتار من توسط قوانین علّی ایجاد می شود، مسؤول رفتار خود باشم. نکته این است که اگر من مورد سرزنش یا تمجید قرار بگیرم، باید رفتارم را خودم کنترل کنم، نه قوانین علّی، نه شانس صِرف، و نه ترکیب خاصّی از این دو.

دوم، بحث اراده آزاد شباهت ناخوشایندی با یک بحث و جدال قدیمی پیدا می کند. در فلسفه قرون وسطایی این سؤال پرسیده می شد كه چگونه علم لایتناهی خدا (علم او از هر چه اتفاق افتاده است و هر چه اتفاق خواهد افتاد) با این كه ما تحت داوری اخلاقی او قرار بگیریم (یعنی ارسال به بهشت یا جهنم) می تواند وفق یابد؟ اگر خدا می داند چه خواهیم کرد، این به معنای این است که پیش از این تصمیم گرفته شده است که ما به خوبی رفتار خواهیم کرد یا به بدی. و این به نوبه خود نشان می دهد كه مجازات یا پاداش ما معنی ندارد. متکلمان برای غلبه بر این دشواری آموزه های مختلفی تدوین کرده اند، اما تعداد کمی از آن ها از نظر گوش های امروزی قانع کننده به نظر می رسند شاید به این دلیل که خود مسأله دیگر حتی برای اکثر مؤمنان مسأله زنده ای نیست.  با این حال ممکن است، جالب باشد که به نظر می رسد، بسیاری از نسخه های مدرن این بحث حداقل قسمتی از الهیات مسیحی را تصدیق می کند: این که افراد اراده هایی دارند که می توانند خوب یا بد باشند، امروزه معمولاً با اصطلاحات «شایستگی سرزنش» یا «شایستگی ستایش» بیان می شود.

سوم، این شیوه برای تنظیم مسأله، باعث ایجاد شکاف گیج کننده ای بین عامل های اخلاقی عادی (انسان بالغ با ذهن سالم) و سایر موجودات، حیوانات و کودکان می شود. در بعضی از مراحل تکامل، و در مقطعی از بلوغ، برخی از حیوانات «آزاد» (شناخته) می شوند. وقتی قبلاً همه در رفتارشان مشخص شده بودند. اگر چه کاملاً غیر ممکن است که هیچ گونه اختلاف اخلاقی مربوط بین حیوانات، کودکان و بزرگسالان دیگر وجود نداشته باشد، محتمل نیست که اراده آزاد در مرحله خاصی از رشد انسانی به سادگی بوجود آید. (در چارچوب مسیحیت این بحث کمتر مسئله ساز بود: انسان ها و فقط انسان ها دارای روح هستند.) با این وجود، ما تمایل داریم که فکر کنیم چیزی به اندازه کافی متمایز در مورد عمل انسان وجود دارد، به طوری که بسیاری از افراد غیر مذهبی ایده اراده آزاد را قابل قبول می دانند و تقریباً همه تصور می کنند که سرزنش (نه ستایش) فقط در مورد انسان ها معنی دارد.

در نظر گرفتن سه نکته آخر در کنار هم یک نکته دیگر ایجاد می کند. اگر ایده اراده پیچیده باشد، و هیچ خط تقسیم مستقیم اخلاقی بین کودکان و بزرگسالان وجود نداشته باشد، و هیچ خط تقسیم مستقیم اخلاقی بین انسان و حیوانات دیگر با هم وجود نداشته باشد، این ایده ها نشان می دهند که «اراده» چیزی نیست که همه ما مستقیماً آن را داشته باشیم. به عبارت دیگر: غیرممکن است که همه انسان های بزرگسال دارای ظرفیت های یکسان، همه به یک اندازه، در کنترل عملکرد دخیل باشند. ممکن است یکی از راه های حفظ ایده اراده، فکر کردن به آن به عنوان مجموعه ای از ظرفیت هایی باشد که برای کنترل عملکرد با توجه به نگرانی های اخلاقی لازم است. این ظرفیت ها فقط در سطحی تنظیم شده اند که به نظر می رسد همه انسان های بالغ با ذهن سالم از آن ها برخوردار هستند. اما در مورد چنین استراتژی باید دو نکته را در خاطر داشت.  اول، این مورد باقی می ماند که افراد تا چه حد در اختیار داشتن چنین ظرفیت هایی متفاوت باشند، و این تغییر تا حد زیادی محصول تربیت و کیفیت های طبیعی خواهد بود، یعنی چیزی تحت کنترل خود فرد نیست. دوم، نوعی کنترل نهایی بر شخصیت اخلاقی فرد که در بیان «کانت» یا مشابه «اراده آزاد» مفروض است، بعید نیست که از این طریق توجیه شود.

منبع:

https://www.iep.utm.edu/praise/

مترجم: سهیلا جعفری

همچنین ببینید

حافظ و امکان بسط وجودی

بهاءالدین خرمشاهی در مورد حافظ نقل ظریفی دارد که باری می تواند راه و روزنه …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *