خانه / تعلیم و تربیت / اندیشه، علم و فلسفه

اندیشه، علم و فلسفه

«اندیشیدن» (Thought) از بارزترین شؤون آدمی است. اندیشیدن فعالیت ذهنی هوشمندانه برای شناختْ، تجسمْ، ساختنِ مفهوم ها و حکم ها و ارزیابی هاست. این همه بر مدار مسأله می چرخد. آنچه را از اندیشیدن به دست می آید، می توان «اندیشه» نامید.
اهل لغت گاهی سه معنی برای «اندیشه» آورده اند:
1 – داوری یا ارزیابی ناشی از فعالیت هوشیارانه ذهن (اول اندیشه وانگهی گفتار).
2 – محصول عمل اندیشیدن. (چه اندیشه ای در سر داشت؟).
3 – [مجازی] بیم، نگرانی. (از آن اندیشه داشت که کارش نگیرد.)
علم و دانش، چیزی جز تراکم اندیشه ها نیست. انسان، از روزگارانِ نخستِ زندگی در زمین، رویاروی با جهان و خود قرار گرفت. پرسش های متعددی از این رویارویی مطرح می شد. او می کوشید تا به سؤال ها پاسخ دهد. این کوشش را امروزه «تفکر» و «اندیشیدن» می نامیم. تفکرات او گاهی به نتیجه می رسید، و گاهی عقیم می ماند. نتایجی که حاصل می شد اندیشه های او را شکل می داد. این اندیشه ها در گذر زمان بر روی هم انباشته می شدند. فلسفه و علم از درون همین اندیشه ها سر برآوردند. اما قبل از فلسفه و علم، اندیشه، قالب های دیگری برای ظهور داشت. اسطوره، آیین، آداب، عقاید و باورها، جادو و سحر از آن جمله اند. چه خوب گفته اند که: «اندیشه انسانی خیلی پیش از آن، که در یونان باستانی به آنچه “فلسفه” خوانده می شود شکل بخشد در دنیای شرق، از چین و هند تا ایران و بابل، در قالب آداب و عقاید و اساطیر انعکاس داشته است.» «حتی قبل از آنکه در شرق باستانی طلوع کند در جوامع ابتدایی، انسان، اولین نشانه های خود را در بنیادهای بدوی، مخصوصا آنچه با مجموعه سنت های مربوط به سحر و جادوی طوایف و اقوام مربوط است ظاهر کرد.»

 مسعود تلخابی

همچنین ببینید

سه ساحت نیهیلیسم 

نیهیلیسم همیشه به مثابه ی یک جریان فلسفی ظاهر نمی شود گاهی اوقات  هم فقط …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *