خانه / لغت نامه فلسفی / لغت نامه: ادبیات

لغت نامه: ادبیات

[اگر] ادبيات را، به معنى اعم آن مورد مطالعه قرار دهيم، و از جنبه خاص آن صرف نظر كنيم، طبعا بايد همه آثار فكرى يك ملت را به هر لهجه و زبان و در هر موضوع و مطلبى باشد در نظر بگيريم. به اين ترتيب ادبيات يك ملت در ادوار گذشته از شعر و نثر ادبى تجاوز مى ‏كند و همه انواع آثار فنى و علمى و عرفانى و فلسفى و دينى را نيز شامل مى ‏گردد و نيز آنچه از آثار فكرى يك ملت به زبانى غير از زبان متداول آن قوم وجود يافته است هم در شمار آثار ادبى او درمی آيد. مثلا ما وقتى در تاريخ ادبيات دوره اسلامى ايران تحقيق مى ‏كنيم نه ‏تنها بايد از حال لهجات مهم مكتوب ايرانى مانند پهلوى و سغدى و تخارى و خوارزمى و فارسى درى و كردى و طبرى و جز آنها، و تمام آثارى كه به آن لهجات پديد آمده است، مطلع شويم، بلكه بايد از وضع زبان عربى در اين كشور و آثارى كه از نويسندگان و شاعران ايرانى به زبان عربى پديد آمده است، نيز خبر يابيم چه اينها هم آثار انديشه و ذوق ايرانى و جلواتى از جلوه ‏هاى فكرى اين قوم است منتهى به زبان قومى ديگر، و همچنين است از زبان شعر و نثر تركى در قرون متأخر كه عده‏ يى از نويسندگان و گويندگان آن ايرانى ‏نژاد يا ساكن ايران بوده ‏اند.

منبع: تاريخ ادبيات در ايران، ذبیح الله صفا / مقدمه‏: ‏1، 4 – 3

همچنین ببینید

به بهانه‌ «مست عشق» (۲)

«مست عشق» داستان خطی و سرراستی ندارد و با فلش‌بک‌های شرحه‌شرحه، به جای آغاز، از …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *