خانه / دسته‌بندی نشده / تاریخ، تمثیل و استعاره

تاریخ، تمثیل و استعاره

«ما مهم‌ترین چیزی را که باید بگوییم با صدای بلند نمی گوییم». (بنیامین)
والتر بنیامین در یک جستار کم حجم به نام «درباره مفهوم تاریخ» از دو تمثیل زیبا درباره تاریخ استفاده می کند که می خواهم در این گفتار اجمالا به هر دو تمثیل بپردازم. ابتدا از زبان بنیامین هر دو تمثیل را تعریف می کنیم.
بنیامین از یک عروسک خیمه شب بازی سخن می گوید که می تواند با هرکسی به راحتی بازی کند و در پایان هم پیروز و ‌سربلند از بازی خارج می شود. صفحه شطرنج و میز و آینه ها همه و همه گواهی می دهند که انگار همین عروسک است که دارد با شما بازی می کند. اگر کمی دقت کنید می بینید که یک گوژپشت کوچک اندام در میان آینه ها پنهان شده و هم اوست که  دارد عروسک را از پشت هدایت می کند.
قبل از تفسیر این تمثیل بگذارید تمثیل دوم راهم برایتان تعریف کنم. «دریکی از نقاشی های پل کله به نام “فرشته نو”، فرشته تاریخ با چشمان خیره ‌و دهانی باز و بالهای گشوده به اجساد مردگان می نگرد فرشته می خواهد بماند و مردگان را بیدار کند اما توفانی از بهشت می وزد و فرشته دیگر نمی تواند بال‌هایش را ببندد. توفان او را به طرف آینده می راند این توفان چیزی نیست مگر پیشرفت.»[1]برای این که تمثیل نخستین را بفهمیم باید ببینیم خود بنیامین چه می گوید؟ او می گوید: عروسک همان ماتریالیسم تاریخی است و قرار است همیشه برنده باشد. مشروط به این که از الهیات بهره بگیرد. ممکن است شما با این تفسیر بنیامین موافق نباشید، و بگویید چه طور ممکن است ماتریالیسم تاریخی متکی به الهیات باشد؟ علی الظاهر باید تفسیر را وارونه کنیم و بگوییم همیشه الهیات است که متکی است به ماتریالیسم نه برعکس. ولی بنیامین این را نمی گوید. او تأکید می کند که ماتریالیسم تاریخی درآمیخته با الهیات است. آدورنو یکبار نوشت: نبوغ بنیامین این بود که آشتی ناپذیرها را آشتی می داد. دراین جا هم ما با دو چیز به ظاهر آشتی ناپذیر رو به هستیم که بنیامین کوشیده تا آنها را باهم آشتی دهد. چه شما با بنیامین  موافق باشید چه نباشید او الهیات یهودی را به شکلی که خودش می پسندید با ماتریالیسم تاریخی آشتی داده است.
در داستان دوم بنیامین نگاهی می افکند به فرشته تاریخ. فرشته تاریخ با چشمانی‌ خیره و دهانی باز و بالهای گشوده به تلی از اجساد مردگان می نگرد می خواهد در آنها روح بدمد اما نمی تواند. توفانی که از بهشت می وزد حتی نمی گذارد او بالهایش را ببندد توفان او را به جلو می راند. بنیامین این توفان بهشتی را پیشرفت می نامد.
در این تمثیل مانند تمثیل پیشین ما با نوعی از دترمینیسم تاریخی مواجه هستیم. ماتریالیسم تاریخی مبتنی است بر نوعی از دترمینیسم تاریخی. این نگاه به تاریخ که گویی مکر تاریخ یا جبر تاریخ ما را به پیش می راند ریشه در الهیات یهودی هم دارد. جالب این جاست که پاره ای از روشنفکران دهه چهل ما الهیات اسلامی را با دترمینیسم تاریخی گره  می زدند و همان نتایج را از الهیات تاریخی می گرفتند که بنیامین ازالهیات یهودی می گرفت. درتمثیل دوم بنیامین باز از دترمینیسم تاریخی سخن می گوید اما این بار برمی گردد به عصر روشنگری و نظریه پیشرفت. گویی ما محکوم هستیم به این که به آینده پرتاب شویم.
در تمثیل اول گوژ پشت، از پشت، در یک نهانجای، عروسک را با نخی هدایت می کند. درتمثیل دوم، فرشته تاریخ چهره اش را به عقب بر می گرداند تا از رنج بشر سخن بگوید و تاریخ ستمدیدگان را بنویسید اما نمی تواند. در آثار بنیامین رستگاری در آینده رخ نمی دهد رستگاری همیشه درگذشته رخ می‌دهد. تا مردگان رستگار نشوند زندگان رستگار نمی شوند. تا گذشته رستگار نشود آینده رستگار نمی شود. تاریخ را آنچنان که بنیامین گفته فاتحان می نویسند. رنجدیدگان چه طور؟ چه کسی باید تاریخ آنها را بنویسد؟ چه طور می توان گذشته را نجات داد؟ بنیامین یک راه حل شگفت انگیز را پیشنهاد می کند. او ما را دعوت می کند تا پیوستار تاریخ را قطع کنیم. ‌صدایمان را به گذشته ناکامل برسانیم. آنگاه است که لحظه ای از رهایی و رستگاری رخ نشان می دهد. آنگاه است که اندک بارقه ای می درخشد. پیش از آن که  آینده رستگار شود باید گذشته نجات یابد. رستگاری به همین شکافهای ریزی وابسته است که درفاجعه ای  ادامه دار دیده می شود. حرف آخر را بنیامین می زند: تنها مسیح می تواند تاریخ را تمام می کند. [2]

پی نوشت ها:
[1] – برگزیده مقالات والتر بنیامین صص ۷۵ و ۸۱-۸۲
[2] – همان /153

مجتبی بشردوست

همچنین ببینید

به بهانه‌ «مست عشق» (۲)

«مست عشق» داستان خطی و سرراستی ندارد و با فلش‌بک‌های شرحه‌شرحه، به جای آغاز، از …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *