خانه / دسته‌بندی نشده / دستاویز عشق؟!

دستاویز عشق؟!

ابن سینا در اشارات و تنبیهات، در نَمَط مقامات العارفین، از “ریاضت” سخن گفته است. وی هدف ریاضت را، رسیدن به “کمال حقیقی” دانسته است. رسیدن به این مقصود، موقوف بر حصول یک “امر وجودی” است. این “امر وجودی”، عبارتست از “استعداد”. حصولِ این استعداد، مشروط به زوالِ موانع است. “موانع”، بر دو قسم اند: یا خارجی اند یا داخلی. مانع خارجی “غیر حق” است که باید کنار زده شود:
پاسبان حرم دل شـده‌ام شب هـمه شب
تا درین پـرده جز اندیـشـه‌ی او نگذارم
(حافظ)
موانع داخلی دو چیز اند: اول: نفس اماره. دوم: درشتی و سختی و غلظت باطن.
با بیرون آمدن از فرمانبرداری نفس اماره، مانعِ خارجیِ نخست بر طرف می شود. سه چیز انسان را در رفع مانع مذکور کمک می کند: (الف) عبادت همراه با تفکر، (ب) موسیقی (=الحان). (سوم) سخنی که آدمی را به خوبی فراخواند، و از بدی باز دارد.
“سرّ و باطن” آدمی را دو چیز تلطیف می کند: تفکر، عشق.
عشق انسانی به دو قسم تقسیم می شود: حقیقی و مجازی. عشق مجازی به نفسانی و حیوانی تقسیم می گردد. “عشق نفسانی”، همانست که مبدء آن، مشاکلت و همانندیِ نفس عاشق با نفس معشوق در جوهر است. بیشترین اعجاب و شگفتیِ نفسِ عاشق به شمائل معشوق است؛ زیرا آنها، آثاری هستند که از نفس معشوق صادر می شوند.
مبدء عشق حیوانی، شهوتِ حیوانی و طلبِ لذت بهیمی است. [در این عشق] بیشترین اعجاب و شگفتی عاشق به صورت معشوق و خلقت او و رنگش و خطوط اعضائش است. زیرا اینها همه امور بدنی اند.
شیخ با عبارتِ “العشق العفیف”، به نوع اول از عشق مجازی اشاره کرده است. زیرا [عشق] دوم، از چیزهایی است که مقتضی استیلاء نفس اماره است. “عشق حیوانی”، نفس اماره را یاری می کند، تا قوت عاقله را به خدمت گیرد. این عشق در بیشتر مواقع مقارن با “فجور”، و “حرص بر آن” است.
عشق نخستین بر خلاف این عشق است. عشق نفسانی، نفس را نرم و مهربان و دارای وجد و رقّت می کند. از شواغل دنیوی منقطع می کند. [باعث می شود تا] از آنچه غیر معشوق است اعراض کند، همه همّ های او را به همّ واحدی تبدیل می کند. از این رو برای این انسان، روی آوردن به معشوق حقیقی آسان تر از دیگران است. او به اعراض از چیزهای زیادی احتیاج ندارد. [این حدیث] به این عشق اشاره می کند: «من عشق و عف و كتم و مات مات شهيدا.»
وقتی بزرگانی نظیر مولوی و سعدی و حافظ و ملاصدرا و حکیم سبزواری از عشق سخن می گویند و خود را به هنر “عشق” و “رندی” و “نظربازی” آراسته می دانند، به “عشق نفسانی و عفیف” نظر دارند، نه “عشق حیوانی”. عشق حیوانی است که مبدء کارهایی نظیر “بچه بازی” و “لِواطه” و امثال اینهاست. خوانندگان محترم مرا از آوردن کلمات مذکور معذور دارند. چاره ای نداشتم. امروزه سخنانی را می شنوم که این بزرگان را به این کارها منسوب می دارند….

اقتباس از:
شرح الاشارات و التنبيهات، خواجه نصیر الدین طوسی / ‏3، 384 – 380

مسعود تلخابی

همچنین ببینید

فلسفه ورزش

“فلسفه ورزش”[1]، محل تلاقی “ورزش” و “فلسفه” است. ورزش از دوران ماقبل تاریخ انجام می …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *