خانه / قلمرو های فلسفه / تاریخ فلسفه / سالشمار زندگی دلوز

سالشمار زندگی دلوز

ژیل دلوز (Gilles Deleuze) در ۱۸ ژانویه ۱۹۲۵، در خانواده ای متوسط در پاریس به دنیا آمد، و بیشتر عمر خود را در آنجا زندگی کرد. او پیش از آغاز جنگ جهانی دوم وارد مدرسه دولتی شد، و هنگام تجاوز آلمانها برای تعطیلات به نورماندی رفته بود. تحصیلات اولیه او در طول جنگ جهانی دوم انجام شد و در این مدت او در لیسه کارنو (Lycée Carnot) حضور یافت. او همچنین یک سال را در کانِی (khâgne) در (Lycée Henri IV) گذراند. در زمان اشغال فرانسه توسط نازی ها، برادر بزرگتر او، ژرژ، به دلیل مشارکت در مقاومت فرانسه دستگیر شد، و هنگام انتقال به اردوگاه کار اجباری جان سپرد.
دلوز در سال 1944، برای تحصیل به سوربن رفت.
از ۱۹۴۴ تا ۱۹۴۸ در سوربن فلسفه خواند. اساتید او در آنجا چندین متخصص برجسته تاریخ فلسفه، مانند ژرژ کانگیلِم (Georges Canguilhem)، ژان ایپولیت (Jean Hyppolite)، فردیناند آلکی (Ferdinand Alquié) و موریس دو گاندیلاک  (Maurice de Gandillac) بودند. علاقه مادام العمر دلوز به چهره های متعارف فلسفه مدرن مدیون این اساتید بود. او در آنجا با میشل بورو، میشل تورنیه و فرانسوا شاله آشناشد. این آشنایی بعدها به رابطه دوستانه تبدیل گردید.
او در سال 1948 آزمون “اَگْرِگیسیون” (agrégation) را با موفقیت گذراند. آنگاه به تدریس در لیسی (lycées) [دوره دوم آموزش متوسطه در فرانسه که برای سنین 15 تا 18 سال برگزار می شود.] های گوناگون پرداخت. مانند: آمیان (Amiens)، اورلئان (Orléans)، لوئیس لو گراند (Louis le Grand). این کار او تا سال 1957 ادامه یافت.
او در سال 1953، اولین کتابِ خود را با عنوان “تجربه گرایی و سوبژکتیویته” (Empiricism and Subjectivity) درباره دیوید هیوم منتشر کرد.
در سال 1956 با “دنیز پل “فانی” گرانژوان” (Denise Paul “Fanny” Grandjouan) ازدواج کرد و صاحب دو فرزند شد.
دلوز در سال ۱۹۵۷ در دانشگاه پاریس مشغول به کار شد، و به تدریس تاریخ فلسفه پرداخت.
از سالِ ۱۹۶۰ تا ۱۹۶۴ به عنوان پژوهشگر با “مرکز ملی پژوهش‌های علمی فرانسه” (National de Recherche Scientifique) همکاری نمود. در این مدت او کتاب مهم و ابداعی “نیچه و فلسفه” (1962) را منتشر کرد، و با میشل فوکو دوست شد.
تا سال ۱۹۸۷ نشست‌های بسیاری را در رابطه با فیلسوفانی از جمله کانت، لایبنیتس، اسپینوزا، برگسون، و موضوعاتی مانند سینما، موسیقی و کتابهایی همچون اثر دو جلدی «سرمایه‌داری و اسکیزوفرنی» برگزار کرد.
دلوز به مدت ۱۰ سال به عنوان استادیار در دانشگاه تدریس می‌کرد. در این دوره بود که دوستی پایداری میان او و میشل فوکو شکل گرفت. او از ۱۹۶۴ تا ۱۹۶۹ در دانشگاه لیون درس می‌داد.
در سال 1968، دلوز در میان تظاهرات جاری 68 مه از پایان نامه های خود دفاع کرد و بعداً دو پایان نامه خود را با عنوان “تفاوت و تکرار” (Difference and Repetition)، تحت نظارت گاندیلاک (Gandillac) و اکسپرسیونیسم در فلسفه: اسپینوزا (Expressionism in Philosophy: Spinoza)، تحت نظارت آلکی (Alquié)  منتشر کرد.
دلوز، که از سنین جوانی دچار بیماریهای تنفسی شده بود، در سال 1968 به سل مبتلا شد و تحت عمل جراحی برداشتن ریه قرار گرفت. او تا پایان عمر دچار علائم شدید تنفسی شد. در سالهای آخر عمر، کارهای ساده ای مانند نوشتن هم نیازمند تلاش پر زحمت بود.
در سال 1969، به واسطه فوکو به سمت استادی دانشگاه “پاریس هشتم در وینسنس/سنت” (University of Paris VIII) منصوب شد. این دانشگاه، یک مدرسه آزمایشی است (experimental school) که برای اجرای اصلاحات آموزشی سازماندهی شده است. این دانشگاه جدید تعدادی از دانشگاهیان سرشناس را جذب کرد، از جمله فوکو (که پیشنهاد استخدام دلوز را داد) و روانکاو “فلیکس گاتاری” (Félix Guattari). دلوز تا زمان بازنشستگی در سال 1987 در پاریس هشتم تدریس می کرد.
وی و “فلیکس گاتاری” در سال 1972 جلد نخست کتابِ “سرمایه داری و اسکیزوفرنی” (Capitalisme et Schizophrénie) با عنوان “ضد ادیپ” را منتشر  کردند. جلد دوم آن با عنوان هزار فلات در سال ۱۹۸۰ منتشر شد.
وقتی فوکو در سال ۱۹۸۴ درگذشت، دلوز برای ادای احترام به او در سال ۱۹۸۶ کتابی به نام «فوکو» منتشر کرد که حاصل مطالعاتش درباره آثار وی بود.
وی در 4 نوامبر 1995 در اثر خودکشی جان باخت ، خود را از پنجره آپارتمان خود پرت کرد. او قبل از مرگ، قصد خود را برای نوشتن کتابی با عنوانِ “عظمت مارکس” (La Grandeur de Marx) اعلام کرده بود، و دو فصل از پروژه ناتمام خود با عنوان مجموعه ها و چندگانگی را پشت سر گذاشته بود. (این فصل ها به عنوان مقاله هایی منتشر شده اند) “حلول: یک زندگی” (Immanence: A Life) و “واقعی و مجازی” (The Actual and the Virtual).
او در قبرستان روستای “سنت لئونارد دو نوبلات” (Saint-Léonard-de-Noblat) دفن شده است.

مسعود تلخابی

همچنین ببینید

تفسیر ترتیبی قرآن؛ سورة الفاتحة (1): آیة 1؛ حرف “باء”

آیه: بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ (فاتحة الکتاب: 1) حرف “باء”اين كلمه حرف جرّ است. همه …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *