خانه / نوشته های تازه / کلمه: برکت و مبارک

کلمه: برکت و مبارک

کلمه “برکة” و “مبارک”، از کلمات متداول در قرآن است. این کلمات به خیراتی اشاره دارند که در اشیاء مستقر می باشند. “مبارک” به چیزی می گویند که خیراتی در آن قرار دارد. طبق نگاه توحیدی قرآن زمام این خیرات در دست خداوند است.

1 – مبدء اشتقاق
“بَرْک”، در اصل به معنی سینه شتر است. در منتهی الارب آمده است که “بَرک”، پوست سینه شتر است که در خفتن، به زمین می چسبد. اگر ماده “باء و راء و کاف” در سینه غیر شتر به کار رود، به آن “بِرکَة” می گویند. این معنی را راغب در مفردات آورده است. لغت نویسانِ دیگر، تفاوتهای دیگری هم گفته اند.[1] “بَرَکَ البعیرُ”، یعنی شتر، زانوانش را بر زمین گذاشت، [و سینه خود را بر زمین نهاد.] از این [رویداد]، معنیِ ملزومِ آن انتزاع شده است. زیرا این کارِ شتر، به ثبات و ثبوتِ آن پیوسته است. ملازم با ثبات و ثبوتِ شتر است. می توان گفت: «لَزِمَ بُرُوکُ الإبلِ ثباتَهُ.» یعنی: بروکِ شتر، مُلازمِ ثبوت و ثبات و سکون اوست. بنابرین، ثبات و ثبوت، معنی ملزومِ “بَرْک” و بُرُوک” است. از این رو، معنی ثانویِ “بَرْک” و بُرُوک”، ثبوت و ثبات است.
«ابترکو فی الحرب» یعنی «ثَبَتُوا و لَازَمُوا مَوضعَ الحربِ.» [یعنی، پایداری کردند، و جایگاه حرب و جنگ را ترک نکردند.] “بَراکاء” و “بُروکاء”ِ حرب و جنگ، به مکانی می گویند که دلیران و شجاعان، آنجا را ترک نمی کنند.
«ابترکت الدابَّةُ» یعنی چهارپا، [چون،] “بُروک” ایستاد. [یعنی زانوان خویش را بر زمین نهاد و ایستاد.] به “محبسِ آب”، “بِرکَة” می گویند. [منظور از “محبس آب”، آبگیر است. جایی است که آب، در آنجا، جمع می شود.]

2 – برکت
“بَرَکَة”، ثبوت [و استقرارِ] خیر الهی در شیئ است. گفته اند که «البرکةُ ثُبُوتُ الخَیرِ الإلهیِّ فی الشیئِ.»[2] در قرآن، آمده است: «وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَى آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنَا عَلَيْهِمْ بَرَكَاتٍ مِنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ…» (اعراف: 96) [منظور از “برکات”، در اینجا، چیزهایی است که در آنها “خیر کثیر” باشد. برخی از مفسران، گفته اند که منظور از “مِنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ”، “من کلِّ جانبٍ” است.[3] یعنی، بر ایشان، خیر را، وسعت می دهیم، می گسترانیم؛ و آن را برای ایشان، از هر طرفی، آسان می کنیم.[4] به این معنی که، چیزهایی که حاویِ خیرِ فراوانند، بر آنان روی می آورند. برخی از مفسران هم، ” بَرَكَاتٍ مِنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْض” را، باران و نبات دانسته اند.[5]این اشیاء را، مانند باران و نبات، از آن رو برکة و برکات نامیده اند که خیر در آنها، پایدار و ثابت است؛ چنانکه آب در آبگیر ثابت است، چنانکه آب در بِرکَة جای گیر شده است.

3 – مبارک
“مُبارَک”، چیزی است که در آن، خیر، باشد. [یعنی، خیری در آن، مستقر باشد.] این عنوان، در قرآن به اموری اطلاق شده است. از آن جمله است قرآن و انسان و لیلة و منزل و آب.

3 – 1 – قرآن
در قرآن، آمده است که: «وَ هَذَا ذِكْرٌ مُبَارَكٌ أَنْزَلْنَاهُ أَفَأَنْتُمْ لَهُ مُنْكِرُونَ» (انبیاء: 50) [منظور از “ذِکر”، قرآن است، و “مُبارَک”، وصفِ ذکر و قرآن است.] منظور از “مبارک بودن” قرآن، آنست که خیراتِ الهی، در آن، و به آن، افاضه و سرازیر شده است. این آیه، آن افاضه را به یاد می آورد.
آیه دیگری هم، غیر از این آیه، “قرآن” را به “مُبارَک”، توصیف کرده است. «وَ هَذَا كِتَابٌ أَنْزَلْنَاهُ مُبَارَكٌ…(انعام: 92)
علاوه بر این دو آیه، دو آیه دیگر هم وجود دارد که قرآن را با این وصف، توصیف کرده است. بنابرین، این وصف، چهار بار درباره قرآن، به کار رفته است.
فخر رازی، در ذیل آیه 92 سوره انعام، درباره “مُبارَک”، بیانی شیرین و قابل تأمل دارد. می گوید:
اهل معانی گویند: “کتابٌ مبارَکٌ” یعنی [کتابی که] خیر آن کثیر است، و برکت و منفعتِ آن دائم است، به ثواب و مغفرت، بشارت می دهد، و از قبیح و معصیت باز می دارد.
فخر رازی سپس تفصیل می دهد و می گوید: می گویم: علوم یا نظری هستند یا عملی. اما علوم نظری؟! شریف ترین، و کامل ترین، علومِ نظری، شناختِ ذاتِ خداوند، و صفات و افعال و اَحکام و اسماء اوست؛ این علوم را، کامل تر و شریف تر از آنچه در این کتاب می یابی؛ [در جای دیگر] نمی بینی [و نمی یابی.] منظور آنست که این علم، تنها در قرآن، به صورتِ کامل آمده است. این سخن، حرفِ حقی است. بنده، منابعِ بسیاری را در نقاطِ مختلفِ جهان، جستجو کرده ام، هیچکدام از اینها، توصیفِ جامعی از خداوند ارائه نمی دهند. قرآن، جامع ترین، توصیف ها را، از “حق”، ارائه کرده است.
اما علوم عملی؟! مطلوب، [در علوم عملی،] یا اعمالِ جوارح و اعضاء است، یا اعمالِ قلوب. [آن علوم عملی که به اعمالِ قلب ها، راجع است،] “طهارتِ اخلاق” و “تزکیه یِ نفس” نامیده می شود. [و آن علمی که به اعمال جوارج مربوط می شود، “علمِ فقه” است.] این دو علم را، هیچ جا، مانندِ آنچه در این کتاب می یابی، نمی یابی. [یعنی، این کتاب، یعنی قرآن، علوم عملی را، کامل تر از هر کتابِ دیگری بیان می کند.] سپس، سنت خداوند متعال، [چنین] جاری شده است: کسی که از آن کاوش می کند، [و می خواهد آن علوم را به دست آورد،] و [بعد از به دست آوردنِ آن] به آن متمسک می شود، عزتِ دنیا و سعادتِ آخرت، برای او حاصل می شود.
فخر رازی، بعد از این بیان، که بنده آن را با تفصیل و تشریح آوردم، می گوید: مصنف این کتاب، محمد بن عمر رازی می گوید: و من انواعی از علوم نقلی و عقلی را نقل کردم، و برای من، به سببِ چیزی از این علوم، از انواعِ سعادات، در دین و دنیا، سعادتی حاصل نشد، که با سعادتِ حاصل، از خدمتِ این علم برابری کند.[6]موافقِ این سخنِ فخر رازی، پرداختن به علومِ عملی و علومِ نظری، آدمی را به سعادت و عزت نائل می کند. این، اصل کلی است. اما، این علوم عقلی و نقلی، هم در کتابهایِ بشری، مندرج است، و هم در قرآن. عزت و سعادتِ حاصل، از شناختِ علوم مندرج در قرآن، با سعادت و عزتِ حاصل از شناختِ علوم مندرج در کتابهایِ دیگر برابری نمی کند.

3 – 2 – انسان
کلمه “مُبارک”، درباره “انسان” هم به کار می رود. در آیه 30 و 31 سوره مریم آمده است: قَالَ إِنِّي عَبْدُ اللَّهِ آتَانِيَ الْكِتَابَ وَجَعَلَنِي نَبِيًّا، وَ جَعَلَنِي مُبَارَكًا أَيْنَ مَا كُنْتُ … (مریم: 31 – 30) این دو آیه درباره عیسی (ع) است. [گفت: «من بنده خدايم؛ او کتاب به من داده؛ و مرا پيامبر قرار داده است! و مرا -هر جا که باشم- وجودی مبارک قرار داده…] یعنی مرا جایگاه خیرات الهی قرارداده است. برخی از مفسران در ذیل “مُبَارَكًا”، نوشته اند: «نَفَّاعاً معلما للخیر»[7]

3 – 3 – لیلة
در آیه 3 سوره دخان، آمده است: إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةٍ مُبَارَكَةٍ إِنَّا كُنَّا مُنْذِرِينَ (دخان: 3)
علامه طباطبایی در ذیل این آیه می نویسد: «و كونها مباركة ظرفيتها للخير الكثير الذي ينبسط على الخلق من الرحمة الواسعة» [مبارک بودن آن شب، به سببِ ظرفیتش، برای خیر ِ کثیر است. این خیر کثیر، از رحمت واسعه [خداوند] نشأت می گیرد، و بر خلق، گسترش می یابد. از همین رو، در سوره قدر می فرماید: «وَ ما أَدْراكَ ما لَيْلَةُ الْقَدْرِ لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ» (قدر: 3)][8]

3 – 4 – مُنزَل
در آیه 29 سوره مؤمنون، آمده است: وَ قُلْ رَبِّ أَنْزِلْنِي مُنْزَلًا مُبَارَكًا وَ أَنْتَ خَيْرُ الْمُنْزِلِينَ (مؤمنون: 29) [و بگو: «پروردگارا! ما را در منزلگاهی مبارک، فرود آر، و تو بهترين فرودآورندگانی!»] این آیه به نوح دستور می دهد، تا این سخن را بگوید. منظور از “مُنْزَلًا مُبَارَكًا”،  جایی است که در آنجا، “خیر الهی” یافت می شود. یعنی جایی که “کثیر الخیر” باشد.[9]

3 – 5 – آب
در آیه 9 سوره قاف آمده است: «وَ نَزَّلْنَا مِنَ السَّمَاءِ مَاءً مُبَارَكًا…» (ق: 9) یعنی، فروفرستادیم، از آسمان، آبِ مبارکی را. یعنی آب کثیر الخیری را. حال، این خیر زیاد چیست؟ ادامه یِ آیات آن را بیان می کند:
«… فَأَنْبَتْنَا بِهِ جَنَّاتٍ وَ حَبَّ الْحَصِيدِ، وَ النَّخْلَ بَاسِقَاتٍ لَهَا طَلْعٌ نَضِيدٌ، رِزْقًا لِلْعِبَادِ وَ أَحْيَيْنَا بِهِ بَلْدَةً مَيْتًا… (ق: 11 – 9) [آنگاه، به وسيله آن –یعنی آب مبارک- باغها و دانه‌هايی را که درو می‌کنند رويانديم، و نخلهای بلندقامت را که ميوه‌های متراکم و مرتب دارند [رویاندیم]؛ همه اينها برای روزی ‌بخشيدن به بندگان است؛ و به وسيله باران سرزمين مرده را زنده کرديم؛…] قرآن، از خیرِ فراوانِ آب، در جاهای دیگر هم، سخن گفته است:
در آیه 21 سوره زمر می فرماید:
أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ أَنْزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَسَلَكَهُ يَنَابِيعَ فِي الْأَرْضِ ثُمَّ يُخْرِجُ بِهِ زَرْعًا مُخْتَلِفًا أَلْوَانُهُ ثُمَّ يَهِيجُ فَتَرَاهُ مُصْفَرًّا ثُمَّ يَجْعَلُهُ حُطَامًا إِنَّ فِي ذَلِكَ لَذِكْرَى لِأُولِي الْأَلْبَابِ (زمر: 21) [آيا نديدی که خداوند از آسمان آبی فرستاد و آن را به صورت چشمه‌هايی در زمين وارد نمود، سپس با آن زراعتی را خارج می ‌سازد که رنگهای مختلف دارد؛ بعد، آن گياه خشک می ‌شود، به گونه‌ای که آن را زرد و بی ‌روح می ‌بينی؛ سپس آن را در هم می ‌شکند و خرد می ‌کند؛ در اين مثال تذکری است برای خردمندان!] در آیات 18 تا 22 سوره مؤمنون هم می فرماید:
وَ أَنْزَلْنَا مِنَ السَّمَاءِ مَاءً بِقَدَرٍ فَأَسْكَنَّاهُ فِي الْأَرْضِ وَ إِنَّا عَلَى ذَهَابٍ بِهِ لَقَادِرُونَ، فَأَنْشَأْنَا لَكُمْ بِهِ جَنَّاتٍ مِنْ نَخِيلٍ وَ أَعْنَابٍ لَكُمْ فِيهَا فَوَاكِهُ كَثِيرَةٌ وَ مِنْهَا تَأْكُلُونَ، وَ شَجَرَةً تَخْرُجُ مِنْ طُورِ سَيْنَاءَ تَنْبُتُ بِالدُّهْنِ وَ صِبْغٍ لِلْآكِلِينَ، وَ إِنَّ لَكُمْ فِي الْأَنْعَامِ لَعِبْرَةً نُسْقِيكُمْ مِمَّا فِي بُطُونِهَا وَ لَكُمْ فِيهَا مَنَافِعُ كَثِيرَةٌ وَ مِنْهَا تَأْكُلُونَ، وَ عَلَيْهَا وَ عَلَى الْفُلْكِ تُحْمَلُونَ (مؤمنون: 22 – 18)
از آسمان، آبی به اندازه فرو فرستادیم. –یعنی به اندازه ای که نفعِ آن را می گستراند، و از ضرر آن در امان می دارد.- و ما بر بردنِ آن قادر هستیم. –یعنی، اگر آن را از میان ببیریم، هر حیوان و نباتی هلاک خواهند شد.- با آن آب، برای شما، درخت های خرما، و انگورها، بیرون آوردیم و آفریدیم. در آن باغ ها، برای شما، میوه های فراوانی است. شما از آن باغ ها [و محصولاتشان] می خورید؛ و با آن آب، برای شما، درختی به وجود آورد، که از طور سینا [می روید،] و بیرون می آید. با آن درخت، برای خورندگان، روغن و نانِ خورش می روید. و برای شما، در چهارپایان، اعتباری است. [به] شما، از آنچه در شکمِ آنهاست، می نوشاند. –منظور شیر است.- و برای شماف در چهرپایان، منافع زیادی است. –از پشم و موی آنها استفاده می کنید،- و از آنها می خورید. [در نهایت می فرماید:] و بر آنها و بر کشتی حمل می شوید. [یعنی در خشکی بر شتر و چهارپایانِ دیگر، سوار می شوید، و از جایی به جای دیگر می روید، و در دریا، سوار کشتی می شوید، و سفر می کنید. تقابلِ کشتی و چهارپا،به ویژه شتر، از آن روست که گفته اند: شتران، سفین بَرّ و خشکی اند، یعنی شتران کشتی های خشکی اند.]

4 –
چون خیر الهی، از جایی صادر می شود، که احساس نمی شود، و بر وجهی صادر می گردد، که به شمارش در نمی آید، و محصور نمی شود؛ از این رو به هر چیزی که، از آن [و در آن]، زیادتی، نا محسوس، مشاهده می شود، می گویند: آن، مُبارَک است، و در آن برکتی است. روایتِ: «لَا يَنْقُصُ مَالٌ مِنْ صَدَقَةٍ»[10] به همین زیادت اشاره دارد، نه نقصانِ محسوس، [که با دادن صدقه در مال احساس می شود.] بنابرین، [وقتی]، به برخی از زیانکاران، گفته می شود که [صدقه مال را کم نمی کند، و از آن نمی کاهد،] می گویند: اینک ترازو، میان من و شماست. [یعنی، وزن کنید و ببینید کم نشده است.]

5 – تبارک
در آیه 61 فرقان آمده است: تَبَارَكَ الَّذِي جَعَلَ فِي السَّمَاءِ بُرُوجًا وَ جَعَلَ فِيهَا سِرَاجًا وَ قَمَرًا مُنِيرًا (فرقان: 61) این آیه، ما را از نعمت هایی آگاه می کند، که به واسطه این بروج، و نَیِّرهای مذکور در آیه به ما افاضه شده است. آیات زیر هم در همین راستاست:
ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظَامًا فَكَسَوْنَا الْعِظَامَ لَحْمًا ثُمَّ أَنْشَأْنَاهُ خَلْقًا آخَرَ فَتَبَارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِينَ (مؤمنون: 14)
تَبَارَكَ الَّذِي نَزَّلَ الْفُرْقَانَ عَلَى عَبْدِهِ لِيَكُونَ لِلْعَالَمِينَ نَذِيرًا (فرقان: 1)
تَبَارَكَ الَّذِي إِنْ شَاءَ جَعَلَ لَكَ خَيْرًا مِنْ ذَلِكَ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ وَيَجْعَلْ لَكَ قُصُورًا (فرقان:10)
اللَّهُ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ قَرَارًا وَالسَّمَاءَ بِنَاءً وَصَوَّرَكُمْ فَأَحْسَنَ صُوَرَكُمْ وَرَزَقَكُمْ مِنَ الطَّيِّبَاتِ ذَلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ فَتَبَارَكَ اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ (غافر: 64)
تَبَارَكَ الَّذِي بِيَدِهِ الْمُلْكُ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ (ملک: 1)
در این آیات با آوردنِ کلمه “تَبَارَكَ”، به اختصاصِ خداوند، به خیراتِ مذکور در این آیات اشاره می کند.

پی نوشت ها:
[1] – بِرکَة: سینه و پوست سینه ٔ شتر که در خفتن ملاصق زمین شود، یا جمع بَرک است، یا برک سینه ٔ آدمی است وبرکة غیر آدمی، یا برک باطن سینه است و برکة ظاهر آن . (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). (رک به: لغت نامه دهخدا؛ بِرکَة)
[2] – مفردات ألفاظ القرآن / 119
[3] – تفسير القرآن الكريم؛ شبر / 179
[4] – أنوار التنزيل و أسرار التأويل / ‏3،  25
[5] – تفسير القرآن الكريم؛ شبر / 179
[6] – التفسير الكبير / ‏13، 64
[7] – تفسير القرآن الكريم؛ شبر / 201
[8] – الميزان في تفسير القرآن / ‏18، 130
[9] – تفسير القرآن الكريم؛ شبر / 332
[10] الحديث أخرجه مسلم في صحيحه، و روايته فيه: «ما نقصت صدقة من مال» في باب البر و الصلة رقم( 2588).

 مسعود تلخابی

همچنین ببینید

تفسیر ترتیبی قرآن؛ سورة الفاتحة (1): آیة 1؛ حرف “باء”

آیه: بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ (فاتحة الکتاب: 1) حرف “باء”اين كلمه حرف جرّ است. همه …

2 دیدگاه

  1. جناب تلخابی عزیز بسیار عالی بود و مثل همیشه بهره بردم. درک رابطه بین معنای حقیقی واژه “برک” با معانی مشتق و استعاری آن، مثل مبارک و مبروک و تبرک و تبریک و …. و اتصاف آن به موصوفات متنوع از کتاب تا آب خیلی آموزنده بود. به نظر میرسه وجه شبه در همه اینها همانطور که اشاره فرمودید در همان ثبات و ثبوت و قوام و دوام و مقاومت است. و این در معنای حقیقی کلمه برک، به خاطر نقشهای فراوان و حیاتی سینه شتر در نشست و برخاست و شکافتن موانع و احتمالا کاربردهای فراوان پوست بادوام این ناحیه است. علاوه بر نقش کم نظیر شتر در زندگی اعراب بادیه نشین، دور از انتظار بودن این همه کاربرد و فواید هم به نظرم بی تاثیر نبوده در برگزیده شدن این بخش از بدن شتر برای نمایندگی این معنا. سپاسگزارم

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *