خانه / قلمرو های فلسفه / فلسفه اخلاق / تاریخ اخلاقی سده ی بیستم

تاریخ اخلاقی سده ی بیستم

وقتی یک کتاب فلسفی هفتصد صفحه ای را به دست می گیری تا بخوانی، هر دم حوصله ات سر می رود  و می خواهی کتاب را نابهنگام کنار بگذاری اما باز یک حسی در درون به شما می گوید: شاید نویسنده حرف مهم ‌و بنیادینی دارد که می  خواهد در صفحه آخر بزند پس صبرکن تحمل  داشته باش. این هفته کتاب انسانیت: تاریخ اخلاقی سده ی بیستم اثر جاناتان گلاوربا ترجمه ی خوب افشین خاکباز (نشرآگه) را خواندم. نویسنده می پرسد چرا در قرن بیستم فاشیسم و نازیسم و مارکسیسم و امپریالیسم این همه فاجعه آفریدند؟ بشر قرن بیستم ذخایر عظیمی از متون اخلاقی را در دسترس داشت پس چرا از آن ذخایر بهره ای نبرد؟ نیمی ازکتاب شاهد ‌مثال است چرا فاجعه هیروشیما و ناگازاکی رخ داد؟ چرا آشویتس و داخائو به وجود آمد؟ چرا استالین و مائو و پل پت این همه آدم کشتند؟ چرا هایدگر به نازیسم روی خوش نشان می داد چرا ماکسیم گورکی با استالین شد و آمد داشت؟ چرا مردم به هیتلر رای دادند؟چرا داروینیسم اجتماعی و نیچه گرایی و اراده گرایی منتهی شد به نژادپرستی و قبیله گرایی؟ ابر مرد نیچه واقعا هیتلر بود؟ جاناتان گلاور چند فصل آخرکتاب را اختصاص می دهد به تحلیل شواهد و نمونه ها. روان شناسی گری را نمی پذیرد پس باید به جامعه شناسی و تاریخ برگردد. چرا آدم ها جنایت می کنند؟ چرا فیلسوفان توجیه می کنند؟ چرا کسانی سکوت می کنند و پنجره را می بندند تا بوی تعفن به مشامشان نخورد؟ نویسنده پاسخ می دهد: فردیت و ‌هویت اخلاقی ما باید درست شکل گرفته باشد. انسانی که  به بلوغ شخصیتی و احساسی رسیده باشد، از رنج دیگران رنج می برد از شادی آنها شاد می شود؟ چنین انسانی در درون به نوعی تعادل هم  می رسد  و بین خرد و احساس و اراده اش هماهنگی پدید می آید، لذا به راحتی در برابر دیگران تمکین نمی کند و به بردگی تن در نمی دهد به گفته ی راسل به دنبال جمع در پی شیطان روان نمی شود. کتاب تاریخ اخلاقی سده ی بیستم کتابی است خواندی. شواهد و نمونه هایی که نویسنده می آورد جانکاه است. چه طور ممکن است این همه انسان در قرن بیستم قتل عام شده باشند؟ چرا تاریخ تمدن هماره تاریخ توحش را هم به یاد می آورد؟ دوباره برگردیم به آغاز کتاب چرا هرچه جوامع بشری بیشتر پیشرفت می کنند بیشتر، اخلاقیات بشری فراموش می شود؟ کانت می گفت: با دیگری به مثابه ی شی و ابزار برخورد نکن جوری رفتار کن که رفتارت بشود معیار برای همگان. اما در عمل هرگز چنین اتفاقی نمی افتد چرا؟

مجتبی بشردوست

همچنین ببینید

به بهانه‌ «مست عشق» (۲)

«مست عشق» داستان خطی و سرراستی ندارد و با فلش‌بک‌های شرحه‌شرحه، به جای آغاز، از …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *