خانه / قلمرو های فلسفه / تاریخ فلسفه / معرفی “سفر اول” کتاب اسفار

معرفی “سفر اول” کتاب اسفار

سفر نخست اسفار در نظر به طبیعت وجود و عوارض ذاتی آن است. ملاصدرا این سفر را در یک مقدمه و ده مرحله به پایان می رساند.
مقدمه در تعریف فلسفه و تقسیم نخستین آن است. در این بخش غایت فلسفه و شرف آن نیز مورد بررسی قرار می گیرد.
مرحله نخست درباره وجود و اقسام نخستین آن می باشد. این مرحله به سه منهج تقسیم می شود. منهج اول در احوال خود وجود است [نه عوارض ذاتیه وجود یا موجود]. ملاصدرا در این منهج به مواجهه خود “وجود” می رود. منهج دوم در اصول کیفیات و عناصر عقود و احوال هر یک از آنهاست. منظور از اصول کیفیات “امکان، وجوب و امتناع” است. منهج سوم درباره “وجود ذهنی” و “ظهور ظلی” است. ملاصدرا در توصیف این منهج می نویسد: «المنهج الثالث في الإشارة إلى نشأة أخرى للوجود غير هذا المشهود و ما ينوط به.‏» [منهج سوم در اشاره به نشأه دیگری برای وجود است. این نشأه غیر از نشأه مشهود (عینی و خارجی) می باشد. در این منهج از آنچه متعلق به این نشأه است (بحث می شود).] مرحله دوم در تتمه احکام وجود است. در این مرحله از “عدم” و احکام آن نیز سخن به میان می آید.
مرحله سوم درباره “جعل” است. جعل بر دو قسم است: بسیط و مرکب (مؤلَّف). در تعریف جعل بسیط آورده اند: «هو إفاضة نفس الشي‏ء متعلق‏ بذاته مقدس عن شوب تركيب.» [منظور از جعل بسیط ایجاد و افاضه خود شیئ است، این ایجاد متعلق به ذات شیئ می باشد. آن ذاتی که از هر ترکیب و آمیزشی مبرا است.] و در تعریف جعل مرکب گفته اند: «هو جعل الشي‏ء شيئا و تصييره إياه.» [جعل مرکب قرار دادن و کردن چیزی است چیز دیگر، و تغییر دادن آنست به صورت دیگری.] اثر مترتیب بر این جعل و تصییر و تغییر مُفادِ هلیه ترکیبیه حملیه است. از این رو دو طرف می خواهد: مجعول و مجعول الیه.
مرحله چهارم درباره “ماهیت” و لواحق آن می باشد. ملاصدرا این مرحله را چنین شروع می کند: براى هر يك از امورى كه در برابر ماست ماهيتى است و انيّتى و ماهيت عبارت از پاسخ از پرسش به «ما هو» است همان‏طور كه “كميت” عبارت از پاسخ از پرسش به «كم هو» است.
مرحله پنجم درباره “وحدت و کثرت” است. وحدت رفيق وجود است و «يدور معه حيث دار». هر كجا وجود هست وحدت نيز هست. آن دو مساوق و مساوى يكديگرند. آخرین فصل این مرحله که فصل هفتم باشد، در تقابل میان “واحد” و “کثیر” است.
مرحله ششم مربوط به مباحث “علت و معلول” است. ملاصدرا در آغاز این فصل می آورد: علت را دو مفهوم است يكى آن كه از وجودش وجود شى‏ء ديگر و از عدمش عدم شى‏ء ديگر لازم آيد و ديگر آن‏چه وجود شى‏ء بر آن متوقف است و به عدم آن ممتنع مى شود و لكن به وجود علت، معلول واجب نمى ‏شود. علت به معنى دوم منقسم به دو قسم مى‏ گردد يكى علت تامه و آن علتى است كه غير از آن براى معلول علتى نباشد و ديگر علت غير تامه و علت غير تامه هم منقسم مى ‏شود به صورت و ماده و غايت و فاعل. او این مرحله را در سی و نه فصل آورده است.
مرحله هفتم در “قوه و فعل” است. این مرحله از بخش های مفصل سفر اول به شمار می رود، و متشکل از چهل فصل می باشد.
مرحله هشتم تتمه احوال حرکت و لواحق آن است. ملاصدرا این مرحله را در پانزده فصل برگزار می کند.
مرحله نهم درباره “قدم و حدوث” می باشد. در این مرحله از اقسام “تقدم و تأخر” نیز سخن به میان می آید. “تقدم و تأخر” از احوال “موجود بما هو موجود” می باشد. قدما تقدم و تأخر را پنج قسم دانسته اند: تقدم و تأخر “بالمرتبه”، “بالطبع”، “بالشرف”، “بالزمان و “بالذات و العلیة”. ملاصدرا علاوه بر اینها از دو قسم دیگر هم سخن گفته است: “تقدم بالحقیقة” و “تقدم و تأخر بالحق”.
مرحله دهم “عقل و معقول” می باشد. ملاصدرا می نویسد: «از عوارض “موجود بما هو موجود”، “عالِم” یا “علم” یا “معلوم” است. موجود برای اتصاف به این سه، نیاز ندارد به نوع خاصی از موجود طبیعی یا تعلیمی (ریاضی) تبدیل گردد، و از این رهگذر مستعد عروض آنها شود. بنابرین سزاوار است که بحث از علم و از اطراف و احوال آن در فلسفه اولی مذکور افتد. زیرا فلسفه اولی [دانشی است که] در آن از احوال کلی عارض به “موجود بما هو موجود” بحث می شود.»

برخی از مصححان اسفار، “مقدمه ملاصدرا درباره فلسفه” و شش مرحله بعدی (وجود، تتمه احکام وجود، جعل، ماهیت، وحدت و کثرت، علت و معلول) را تحت عنوان “المسلک الاول” آورده اند. مباحث مربوط به “قدم و حدوث” و “تقدم و تأخر” را تحت عنوان “المسک الثانی”. مبحث “قوه و فعل” را ذیل “المسلک الثالث”. همچنین “تتمه احوال حرکت و احکام آن” را با عنوان “المسلک الرابع”. سرانجام “عقل و معقول” “المسلک الخامس” دانسته اند. بنابرین به اعتقاد ایشان “سفر اول” اسفار از پنج “مسلک” ترکیب یافته است. ایشان این کار را از آن رو کرده اند که با عبارات آغاز اسفار سازگار آید. ملاصدرا در شروع سفر اول نوشته است: «السفر الأول و هو الذي من الخلق إلى الحق في النظر إلى طبيعة الوجود و عوارضه الذاتية، و فيه مسالك‏. المسلك الأول في المعارف التي يحتاج إليها الإنسان في جميع العلوم‏، و فيه مقدمة و ستة مراحل.‏» البته با این کار همه اشکال بر طرف نمی شود، زیرا ملاصدرا در این عبارات، محتوایِ “مسلک اول” را “امور عامه” می داند، حال آنکه با این تبویب موضوع مسالک دیگر هم امور عامه است.

مسعود تلخابی

همچنین ببینید

هویت مابعدالطبیعه

ملامهدی نراقی، در دو اثر خود، “اللَمَعات العرشیة” و “جامع الأفکار”، درباره “وجود رابطی” سخن …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *