خانه / نوشته های تازه / اکنون، فردیت و زیبایی

اکنون، فردیت و زیبایی

سه مفهومی که مدام درنوشته های پاره ای از روشنفکران ما  تکرار می شوند عبارتنداز:
الف-زیستن در اکنون
ب- اصالت دادن به ارزش هایی فردی (اندیویدوآلیسم)
ج-توجه به زیبایی و فرمالیسم هنری.
آیا بین این سه مفهوم و سه اصطلاح ربط و نسبتی هم هست؟
زیستن در اکنون را می توانید در آثار روان درمانگر امریکایی -اروین یالوم -ببینید. در ایران هم مصطفی ملکیان و خیل عظیمی از روان شناسان هنوز مبلغ همین رویکرد هستند. فردگرایی را اما بیشتر جامعه شناسان و اقتصاد دانان لیبرال  رواج می دهند؛ نمونه اش دکترغنی نژاد است و در مغرب زمین هم «هایک» که همیشه مدافع و مبلغ و مروج این ایده بود.
اصالت دادن به زیبایی هم در آثار و آرای دکتر شفیعی کدکنی و پاره ای از منتقدان ادبی ما همچنان،  مشهود و ملموس است نمونه اش تفسیری است که شفیعی کدکنی ازاین ابیات سعدی همیشه  به دست می دهد:
پر طاووس در اوراق مصاحف دیدم
گفتم این منزلت از قدر تو می بینم بیش
گفت خاموش که هر آن کس که «جمالی» دارد
هرکجا پای نهد دست ندارندش پیش.
ازنظر دکتر شفیعی کدکنی عاقبت زیبایی نجاتمان خواهد داد. کمی دقت و کمی تأمل نشان می دهد زیستن در اکنون واکنشی است در برابر تاریخ گرایی دهه چهل و پنجاه و شصت و نیز نفرتی است نسبت به آرمان گرایی جنبش چپ. تاریخ گرایی با جامعه گرایی همبسته است. شما نمی توانید تاریخ گرا باشید اما به جنبش های رهایی بخش توجهی نداشته باشید. فیلسوفان و جامعه شناسان لیبرال معتقدند چیزی به نام جامعه وجود ندارد حتی اصطلاح تمدن را هم جعلی می دانند تنها چیزی که از نظر اینان اصالت دارد فرد است و بس. افراد وقتی کنار هم جمع شوند جامعه را می سازند و جوامع هم تاریخ و تمدن را. بیهوده نیست که فردگرایی با اکنون گرایی پیوند خورده است و این دو مفهوم حالا با زیبایی شناسی و استتیک هم گره خورده است. به نظر می رسد در نهایت  این فردگرایی و منفعت جویی شخصی است که  دو یار دبستانی خود را می بلعد و بالمآل چیزی باقی نمی ماند جز یک جامعه اتمیزه با آجرهایی بدون پیوند و از هم گسیخته. هیچ جامعه ای نمی تواند با هم آمیختگی اکنونیت و فردیت و زیبایی به حیاتش ادامه دهد. انسان موجودی است تاریخمند واجتماعی. اصلا جدای از جامعه و زیست جمعی، «انسان» نمی تواند به یک هویت مستقل و خودبسنده نایل شود. سعدی هم اگر نیم نگاهی به جمال پرستی و زیستن در اکنون ‌و مصلحت اندیشی فردی دارد به ناگاه متوجه می شود که دردمندی و جامعه گرایی و توجه به رنج دیگران هم باید باشد و گرنه جامعه ی مصلحت اندیش نمی تواند دراز مدت به حیاتش ادامه دهد. این یادداشت را با ابیاتی از سعدی به پایان می رسانم که موید و مقوم نتیجه ای است که در پایان  این یادداشت بدان اشاره کردم:
صاحبدلی به مدرسه آمد ز خانقاه
بشکست عهد صحبت اهل طریق را
گفتم: میان عالم و عابد چه فرق بود
تا اختیارکردی ازآن این فریق را؟
گفت: آن گلیم خویش بدر می برد ز موج
و این جهد می کند که بگیرد غریق را

مجتبی بشردوست

همچنین ببینید

تفسیر ترتیبی قرآن؛ سورة الفاتحة (1): آیة 1؛ حرف “باء”

آیه: بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ (فاتحة الکتاب: 1) حرف “باء”اين كلمه حرف جرّ است. همه …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *