خانه / فلسفه ملاصدرا / معرفی “سفر سوم” کتاب اسفار

معرفی “سفر سوم” کتاب اسفار

سفر سوم کتاب اسفار، در “علم الهی” است. ملاصدرا در آغاز این سفر می گوید ‏ این قسم مشتمل بر چند فن است. فن اول درباره چیز هایی است که به احوال مبدأ و صفاتش تعلق دارد. وی فن دوم را به مباحثِ “نفس” و “معاد” و “قیامت” اختصاص می دهد، و آنها را در ذیل سفر چهارم می آورد.
این سفر با یک مقدمه طولانی آغاز می شود. عبارات نخستین این مقدمه چنین است: «بسم الله الرحمن الرحيم‏ و به نستعين- الحمد لله‏ الذي أنار بوجوب وجوده وجود الكائنات و أشرق بنور ذاته ذوات الآنيات و هوية الممكنات أبدع الجواهر العقلية الثابتة عن شعاع ذاته- و أنشأ نفوس السماوات عن تجلي إشراقات صفاته…» [حمد مخصوص خداوندی است که به وجوبِ وجودِ خویش، هستی کائنات را روشن کرد، و به نور ذات خویش ذوات موجودات و هویت ممکنات را درخشان نمود. جواهر عقلی ثابت را از شعاع ذاتش ابداع نمود، و نفوس سماوات را از تجلی اشراقات صفاتش ایجاد کرد.] در بخشی از این مقدمه آمده است: این سفر شروع در گونه ای دیگر از “حکمت” و “معرفت” است. این حکمت و معرفت، تجرید نظر به ذوات موجودات و تحقیق در وجود مفارقات و الهیات است. این دانش را “معرفة الربوبیة” و “الحکمة الإلهیة” می گویند.
آنگاه می نویسد: برترین نعمت های الهی که بر خلق خویش افاضه فرموده است، و شریف ترین عطیه هایش که از نزد خویش بر بنده ای از بندگانش داده است، “حکمت الهی” و “معرفت ربوبیة” است. او در کتاب منیر خویش این دانش را “خیر کثیر” نامیده است.
تعلم حکمت مستلزم وجود شرایطی است. ملاصدرا می گوید: چگونه به غیب ایمان می آورند، و بدان اقرار می کنند، و حال آنکه استعدادی برایشان نیست. برای قبول حکمت و نور معرفت شروط و اسبابی وجود دارد. از آن جمله موارد زیر است:
انشراح صدر، سلامت فطرت، حسن خلق، جودت و حسن رأی، قوت و شدت ذهن، سرعت فهم، ذوق کشف. ضرورت دارد که همرا با همه اینها در قلب معنوی نوری از ناحیه خداوند باشد تا چون چراغ، پیوسته بدان افروخته و روشن باشد. این نور او را به سوی حکمت راهنمایی می کند. چنانکه چراغ فرد را به آنچه در خانه است هدایت می کند.
کسی که در او، صرف نظر از نور، این امور نباشد، نباید خود را در طلب حکمت به سختی اندازد. کسی که برای او فهم و ادراکی باشد، ولی نه حدس کشفی باشد، و نه در قلبش نوری که پيشاپيش آنان و از سوی راستشان در حرکت است [وَ الَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ نُورُهُمْ يَسْعَى بَينَ أَيدِيهِمْ وَ بِأَيمَانِهِمْ يقُولُونَ رَبَّنَا أَتْمِمْ لَنَا نُورَنَا… (تحریم: 8)]، حکمت برای او کامل نخواهد شد، هر چند از اطراف آن چیزی را فراهم آورد و از مقدماتش پاره ای را استوار دارد: وَ مَنْ لَمْ يَجْعَلِ اللَّهُ لَهُ نُوراً فَما لَهُ مِنْ نُورٍ (نور: 40)
سپس می نویسد: این قسم از حکمت که می خواهیم شروع کنیم برترین اجزاء آنست. آن عبارتست از ایمان حقیقی به خداوند و آیات او و روز واپسین. به این امر در دو آیه زیر اشاره شده است:
«…كُلٌّ آمَنَ بِاللَّهِ وَ مَلَائِكَتِهِ وَ كُتُبِهِ وَ رُسُلِهِ…»(بقره: 285) […همه مؤمنان، به خدا و فرشتگان او و کتابها و فرستادگانش، ايمان آورده‌اند…] «…وَ مَنْ يكْفُرْ بِاللَّهِ وَ مَلَائِكَتِهِ وَ كُتُبِهِ وَ رُسُلِهِ وَ الْيوْمِ الْآخِرِ فَقَدْ ضَلَّ ضَلَالًا بَعِيدًا (نساء: 136) […کسی که خدا و فرشتگان او و کتابها و پيامبرانش و روز واپسين را انکار کند، در گمراهی دور و درازی افتاده است.] “حکمت الهی” مشتمل بر دو علم شریف است: علم به مبدء، علم به معاد. در علم به مبدء، معرفت خداوند و صفات و افعال و آثارش مندرج است. و در علم معاد معرفت نفس و قیامت و علمِ نبوت ها قرار گرفته است….
محتوای مواقف این سفر به ترتیب زیر است:
موقف اول در اشاره به واجب الوجود است. در این موقف وجود خداوند اثبات می شود، و روشن می گردد که چه نوع وجودی سزاوار اوست، و این که او در غایت وحدت و تمامیت است. این موقف از دوازده فصل تشکیل شده است. ملاصدرا برای اثبات واجب الوجود نخست سبیل صدیقین را می پیماید، آنگاه به برهان های دیگر اشاره می کند.
موقف دوم در بحث از صفات خداوند است. در این موقف صفات خداوند به صورت عام و مطلق بررسی می شود. این موقف شامل پنج فصل است. در این موقف از اقسام صفات خداوند سخن رفته است.
موقف سوم درباره “علم خداوند” می باشد. در این موقف سیزده فصل وجود دارد.
موقف چهارم در “قدرت خداوند” است. این موقف چهارده فصل را در بر می گیرد.
موقف پنجم درباره “حیاتِ خداوند” است.
موقف ششم در “سمیع” و “بصیر” بودن خداوند است.

موقف هفتم درباره “کلام خداوند” و “تکلم او” است. خداوند “متکلم” می باشد. ملا صدرا می گوید: «[در این موقف] معارفی که در تحقیق کلام و کتاب برای ما واقع شد، [آورده شده است.] و تفاوت میان آن دو، موافق آنچه خداوند آن را به الهام افاده کرد، [ذکر شده است.]» در این موقف پانزده فصل وجود دارد. ملاصدرا در فصل پانزدهم، تعدادی از اسماء قرآن را ذکر می کند و به شرح آنها می پردازد.
موقف هشتم درباره چند چیز است: الف – عنایت الهی. ب – رحمت واسعه خداوند که شامل همه چیز می شود. ج – کیفیت دخول شرّ در مقدوراتی که موافق قضاء الهی و تقدیر ربانی موجود می شوند. در این موقف بیست و سه فصل وجود دارد. ملاصدرا در این موقف، از فصل شانزده تا بیست و سه به طرح مباحثی درباره عشق می پردازد.
موقف نهم درباره “فیض” و “ابداع” و “فعل” خداوند متعال است. در این موقف وجود صور مفارق عقلی تحقیق می شود. این موقف متضمن هشت فصل است.
موقف دهم درباره “دوام جود مبدء” و “ازلیت قدرت او” است. این موقف متشکل از پنج فصل می باشد.

مسعود تلخابی

همچنین ببینید

تفسیر ترتیبی قرآن؛ سورة الفاتحة (1): آیة 1؛ حرف “باء”

آیه: بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ (فاتحة الکتاب: 1) حرف “باء”اين كلمه حرف جرّ است. همه …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *