اباحیه

لغت نامه دهخدا (1377):
اباحیه . [ اِ حی ی َ ] (ع ص نسبی ، اِ) جماعت ملحدان، که چیزی را حرام و ناروا ندانند.

دانش نامه دانش گستر (1389):
گروه‌هایی که برخی اعمال خلاف شرع را مباح پندارند. اِباحه در لغت به‌معنای اجازه‌دادن و در اصطلاح، به‌معنای مباح‌شمردن محرمات دینی است. برخی گروه‌ها در میان شیعه و سنی، همه یا برخی احکام حرام را بر خود جایز دانسته و پای‌بند شریعت نبوده‌اند که از آن جمله می‌توان به بعضی از گروه‌های اسماعیلیه، کیسانیه، خَطّابیه و نیز برخی گروه‌های منتسب به صوفیه و بعضی فِرَق از میان اهل سنت و غیره اشاره کرد. همچنین است خرّم‌دینان (یا سرخ‌جامگان) که هرچند خود را مسلمان می‌دانستند و مسجد بنا می‌کردند و ظاهراً نماز نیز می‌خواندند، اما عملاً پای‌بند احکام دین نبودند و محرمات را برخود مباح می‌دانستند. پیروان المقنع نیز در عداد همین گروه‌ها بوده‌اند. اباحی‌مذهبان فرقه خاصی نبودند بلکه در میان فرق مختلف گروه‌هایی دارای گرایش‌های اباحی، با شدت و ضعف، بوده‌اند. اباحی‌مذهبان غالباً در میان فرقه‌هایی ظهور می‌کردند که تمسک به تأویل‌های باطنی می‌جستند و مخالفت با ظواهر شرع را بر خود روا می‌دانستند. عامل مهم دیگر در پیدایش گرایش‌های اباحی نفوذ انحرافات فکری و الحادی در قالب فرقه‌های ظاهراً دینی بوده است.

همچنین ببینید

لغت نامه: آرون، رمون (۱۹۰۵ـ۱۹۸۳) (Aron, Raymond)

دانش نامه دانش گستر (1389): جامعه‌شناس، فیلسوف، مورخ و مفسر سیاسی فرانسوی. تا ۱۹۳۹ استاد …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *